دوستان مهربان

زیباترین حکمت دوستی، به یاد هم بودن است، نه در کنار هم بودن . . .

به قلم: فاطمه نيروي آغميوني

اشرف الدین گیلانی یکی از شاعران آزادیخواه زمان قاجار است که اشعارش به سبب اهمیت اجتماعی و سیاسی تاریخ حساس مشروطه بسیار مورد توجه است. اما گذشته از این اهمیت، می‌توان اشعار او را به‌سبب رفتن به‌سوی قالب آزادتر شعر از قید و بندهای گذشته نیز ستود. او شعر را برای آگاهی عامه‌ ی مردم می‌سرود و این هدف را با بهره‌گیری از بلاغت بخصوص آرایه‌ های لفظی که ارتباط مستقیم با موسیقایی شعر دارد، انجام می‌داد. موسیقایی شدن شعر سبب القای تفکر شاعر، تشخّص شعر و زیبایی آن، در نهایت سپردن به‌حافظه‌ی فرد است. در این پژوهش سعی شده کلیات نسیم شمال مورد بررسی قرارگیرد و تمام ابیات که در آن آرایه لفظی تکرار وجود دارد با توجه به اهداف اشاره شده بررسی شود. و سپس مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند. برآیند نتیجه بیانگر آن است که اشرف‌الدین گیلانی با بهره‌گیری از آرایه تکرار، جهت موسیقایی کردن بر اثر شعر و سپس القای تفکر و سیر آن به‌حافظه خواننده بیشترین بهره را برده است. و پس از آن از انواع جناس و سجع استفاده کرده است. تکرار منادا از جمله بیشترین کاربردها را در انواع تکرار داشته و این بدین سبب است که شاعر برای کمک، هرکسی و هرچیزی را مورد خطاب قرار داده است از جمله شعر معروف او که در وصف قلم است و منادای آن به‌تمامی خود«قلم» است.

دسته بندی انواع اشعار نسیم شمال از نظر بدیع لفظی

«گاهی انسجام کلام ادبی بر اثر روابط متعدد آوایی و موسیقایی در بین کلمات است. یعنی آن رشته‌ ی نامریی که کلمات را به‌ هم گره می‌زند و بافت ادبی را به‌وجود می‌آورد، ماهیت آوایی و موسیقایی دارد»(شمیسا،۱۳۹۰: ۲۳). اشعار نسیم شمال را بر اساس بدیع لفظی(سجع، جناس، تکرار) به قرار زیر است:

تسجیع(سجع): سخن گفتن به‌صورت موزون را سجع می‌گویند. انواع سجع (متوازی، مطرّف و متوازن).

سجع متوازی: در این نوع سجع کلمات در وزن و حرف روی هردو مطابق هستند(صفوی، ۱۳۹۰: ۲۹۷).

۱ـ از فضای لامکان باد بهشتـی مـی‌وزد بلبل قدس الهی بر سرگل می‌خزد(حسینی‌گیلانی،۱۳۶۴: ۲)

ـ السلام ای نو گل خوشبوی صحرای وجود ایکه برخاک قدومت کرده اهل حق سجود (همان،۶)

بین واژه‌های «می‌وزد، می‌خزد» و«وجود، سجود» سجع متوازی برقرار است. درست است این کلمات در جایگاه قافیه هستند اما اطلاق سجع متوازی با توجه به تساوی هجاهای کلمات از نظر عدد وکمیت نیز به‌آنها درست است.

سجع مطرّف: طرف اول یکی ازکلمات ازطرف اول کلمه‌ی دیگر سنگین‌تر است(شمیسا، ۱۳۹۰: ۳۷).

۲ـ از چنین جنگی عقول عاقلان دارد قصور محو کرد از صحفه‌ی تاریخ جنگ سلم و تور (همان، ۳۷)

سجع متوازن: وزن یکی است اما رویّ مختلف «صامت نخستین هجای قافیه می‌تواند متغیر باشد یا نباشد» (شمیسا،۱۳۹۰: ۳۸).

۳ـ آهای، آهای نسیم شمال مثال شیر ارژنه گاه زنی به میسره؛ گاه زنی به میمنه(حسینی‌گیلانی، ۱۳۶۴: ۲۶)

تجنیس(جناس): «الفاظ به‌یک‌دیگر ماننده استعمال کردن است… و همه پسندیده و مستحسن باشد در نظم ونثر، و رونق سخن بیفزاید و آن را دلیل فصاحت، وگواه اقتدار مردم شمارند بر تنسیق سخن»(قیس الرازی، ۱۳۸۸: ۳۵۲).

۱ـ جناس تام :آن است که دو کلمه‌ی متفق‌اللفظ مختلف‌المعنی به کار دارند»(همان).

ـ شش ماه بود ورشو گویند که محصور است ورشو نشود نقره با علم و کفایت شو (حسینی‌گیلانی،۱۳۶۴: ۳۹)

۲ـ جناس محرف: اختلاف درمصوت کوتاه یا حرکت حروف را جناس ناقص یا محرف گویند(شمیسا،۱۳۹۰: ۵۶)

ـ گر نداری ارده‌ی قم غم مخور ور شرابت نیست خم‌خم غم مخور (حسینی‌گیلانی،۱۳۶۴: ۸۷)

تکرار: یکی دیگر از روش‌های بدیع‌لفظی تکرار است که سبب افزایش موسیقی وتأکید روی اشعاراست. این صنعت ازقوی‌ترین عوامل تأثیرات و بهترین وسیله‌ی القای عقیده و تفکر است (شفیعی‌کدکنی، ۱۳۶۸: ۹۹).

هم حروفی منظم

ـ گر گره در کار ما افکند چرخ بهر ما مشکل گشا علمست علم(حسینی گیلانی، ۱۳۶۴: ۴)

تکرار هجا: تکرار یک هجا در متن کلام است. معمول‌ترین نوع آن تکرار ادات جمع است(شمیسا، ۱۳۹۰: ۷۵).

ـ صفحه‌ی گیتی نگارستان شده آن فرنگستان مزارستان شده (حسینی گیلانی، ۱۳۶۴: ۴۳)

منبع : https://karajrasa.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%af%db%8c%d8%b9-%d9%84%d9%81%d8%b8%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b4%d8%b9%d8%a7%d8%b1-%d9%86%d8%b3%db%8c%d9%85-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%84/ 

 

نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت ۱۴۰۰ساعت 10:46  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

جهان پس از كرونا چگونه خواهد بود

افق پساکرونا، چشم‌انداز روشنی است به گرمی دستهایی که به احترام کادر درمان به هم کوبیده می شود، به زیبایی آوازهای پشت پنجره ای که همسایه ها برای هم می خوانند و به لطافت آغوش عزیزانی که حسرت آن را می کشیم. جهان اجتماعی پساکرونا، دچار دگردیسی ذهن اجتماعی، فرهنگ وعقلانیت بشرخواهد شد ، و انسان استدلال های ذهنی و احساسی خود را با عقلانیت و پیشرفت علم به سمت انجام رفتارهای منطقی و عقلانی گسیل خواهد کرد که در نهایت مانند شواهد تاریخی تغییرات جهان اجتماعی بعد از بحران بیماری های واگیردار، جهان پساکرونا از درک اجتماعی خطر بیشتری برخوردار خواهد بود.

نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین ۱۴۰۰ساعت 9:15  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

تلنگر مثبت

تمامِ نتوانستن‌های زندگی و نشدن‌های اتفاقات همه از خودمان ریشه می‌گیرد وقتی به عدم امکانِ چیزی فکر می‌کنیم،ذهنمان تلاش می‌کند راهی بیابد تا آنچه فکر می‌کنیم حقیقت یابد تا بعدتر با خیال راحت بگوییم: دیدید؟ می‌دانستم! همه‌ی اتفاقات خوب ممکنند، نه تنها ممکن، حتی ساده و نزدیکند، کافی‌ست باور داشته باشیم!!

نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین ۱۴۰۰ساعت 9:7  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 
نازنين زهرا و باران
نازنين زهرا و باران

ادامه مطلب

نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین ۱۴۰۰ساعت 8:39  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

🍁 روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می‌گذشت. ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان، یک پسر بچه "پاره آجری" به سمت او "پرتاب" کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد.

🍁 مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند. پسرک گریان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که "برادر فلجش" از روی "صندلی چرخدار" به زمین افتاده بود جلب کند.

🍁 پسرک گفت: اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می‌کند. هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان کمک خواستم، کسی توجه نکرد. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم. برای این‌که شما را متوقف کنم، ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم!

🍁 آن مرد متاثر شد و به فکر فرو رفت. برادر پسرک را روی صندلی‌اش نشاند، سوار ماشینش شد و به راه افتاد.

🌼 در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما، پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند!

🌼 خدا در "روح ما" زمزمه می‌کند و با "قلب ما" حرف می زند. اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود "پاره آجری" به سمت ما پرتاب کند.

نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین ۱۴۰۰ساعت 12:34  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

مسئوليت اجتماعي

 

دکتر یونس نوربخش، جامعه شناس و رئیس کرسی یونسکو در سلامت اجتماعی و توسعه نیز به تشریح مفاهیم مسئولیت و سلامت اجتماعی پرداخت و گفت: «مسئولیت اجتماعی موضوع اصلی دانشگاه‌های دنیا در ده‌های اخیر است و سلامت اجتماعی هم یک بحث جدیدی می‌‌باشد که ترویج این مفهوم و توسعه آن در آکادمی‌ها و مراکز پژوهشی و حتی فضای عمومی کشور یکی از دستاوردهای کرسی یونسکو در سلامت اجتماعی و توسعه است. مسئولیت و سلامت اجتماعی در دانشگاه تهران یکی از بحث‌های بسیار مهمی است و جز سیاست‌های دانشگاه می‌باشد».

هدف از برگزاری این همایش را تغییر در نگرش‌ها، ارزش‌ها و کنش ها بیان کرد. ضمن تشریح مطالب و بیان ارتباط مسئولیت اجتماعی با دانشگاه سبز، به طرح سوال در حوزه مسئولیت پرداخته و شرکت کنندگان با ارائه پاسخ در این بحث مشارکت داشتند.

در بخش دیگری از این همایش خانم ساجده مقدمی دانشجوی دکترای دانشگاه تهران و فعال در حوزه سلامت نیز به تشریح مفهوم سلامت اجتماعی پرداختند.

در پایان دکتر نوربخش در خصوص تأثیر سلامت سازمانی بر مسئولیت پذیری اجتماعی پرداخت و گفت: «از شرکت کنندگان برای عضویت افتخاری و فعالیت در کرسی یونسکو در سلامت اجتماعی و توسعه دعوت به عمل آوردند».

همایش مسئولیت و سلامت اجتماعی، به‌همت مرکز آموزش‌های ضمن خدمت دانشگاه تهران و با همکاری، پردیس البرز، کرسی یونسکو در سلامت اجتماعی و اداره کل امور فرهنگی و اجتماعی برای ۲۰۰ نفر از کارکنان دانشگاه در باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران برگزار شد.

نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۹ساعت 8:29  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

 

باران نيروي آغميوني
باران نيروي آغميوني
نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 8:42  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

تعريف فرهنگ:
واژه "Culture"، از لغت "Cult" و "Cultivate" به معنی پرورش گیاهان و زمین گرفته شده است این معنا نخستین و قدیمی‌ترین معنای فرهنگ است که در سده پانزدهم استفاده می‌شد. معنای دیگر در آغاز سده شانزدهم شکل گرفت و در آن مفهوم پرورش از حوزه جانوران و گیاهان به حوزه‌های انتزاعی‌تری از جمله ذهن انسان گسترش یافت. تعریف دیگر از فرهنگ ریشه در اندیشه عصر روشنگری دارد. درواقع در سده هجدهم نویسندگان این واژه را برای اشاره به روند دنیوی توسعه اجتماعی به کار می‌بردند چون براین باور بودند که روند رشد و تکامل انسان روندی تاریخی و تک‌راستاست و همه جوامع آن را طی خواهند کرد. اما تعریفی که در سال‌های اخیر از تاثیرگذارترین تعاریف در علوم اجتماعی و کل علوم انسانی بوده است، دلالت بر معانی مشترک میان گروه‌ها و ملت‌ها دارد. بنا بر این تعریف، فرهنگ مجموعه‌ای از کنش‌هاست که به واسطه آن‌ها معانی در قالب یک گروه، تولید و مبادله می‌شوند.[2] اگرچه در ابتدا جنبه‌‌های مشخص‌تر و ملموس‌تر (مثل زبان و مذهب و آداب و رسوم) به‌عنوان عناصر تشکیل دهنده فرهنگ در نظر گرفته شد، لکن به‌تدریج ارزش‌ها به‌عنوان یک عنصر قوی در فرهنگ مورد توجه قرار گرفت و بعد از آن هنجارها نیز در کنار این عوامل مطرح شدند. ضمن آنکه علم و هنر، تکنولوژی و اقتصاد نیز به حیطه عناصر تشکیل دهنده فرهنگ اضافه شدند.[3]
خرده فرهنگ چيست؟
علاوه بر فرهنگ كلی حاکم بر هر جامعه، طبقات، قشرها و گروه‌های مختلف جامعه نیز دارای فرهنگ ویژه خود هستند كه ریزفرهنگ یا خرده‌فرهنگ خوانده می‌شود. در تعریف خرده‌فرهنگ گفته‌اند:‌ «خرده‌فرهنگ بر دستگاهی از ارزش‌ها، سلوك‌ها، شیوه‌های رفتار و طرز زندگی یك گروه اجتماعی كه از فرهنگ مسلط جامعه مفروض، متمایز ولی با آن مرتبط است، اطلاق می‌شود.»[4] با توجه به تعریف ذكر شده، به طور ساده می‌توان گفت خرده‌فرهنگ، فرهنگی درون فرهنگ بزرگ‌تر است.
به بیان دیگر با بررسی فرهنگ اقوام ابتدایی و پیشرفته متوجه می‌شویم که اقوام پیشرفته بخش‌های زندگی خود را تا مراحل ظریف‌تری تجزیه کرده‌اند. آن‌ها برای هر بخش انواع و اقسام قواعد و ابزار تهیه کرده‌اند و اعضای جامعه برای دستیابی به اهدافشان در تمام بخش‌ها یک تقسیم کار در پیش گرفته‌اند و نقش‌های مختلف را بر عهده دارند. تحت این شرایط به علت وجود بخش‌های تجزیه شده در اقوام پیشرفته، نظام فرهنگی ایجاد می‌شود که متشکل از خرده‌فرهنگ‌ها یا زیرفرهنگ‌های (Subculture) مختلف و قابل تجزیه‌اند. به طوری‌که هر واحد اجتماعی کوچک نیز می‌تواند دارای یک مجموعه قواعد و ابزاری باشد که از طریق آن می‌توان فرهنگ آن را از فرهنگ واحد دیگر متمایز نمود.[5] خرده‌فرهنگ درواقع به فرهنگ عمومی یا نظام فرهنگی جامعه به خاطر ارتباط با نهادهای سنتی طبقه متوسط و پذیرش بسیاری از هنجارهای آن وابستگی دارد ولی از آنجا که هر خرده‌فرهنگ هنجارهای ویژه خودش را نیز داراست، از فرهنگ بزرگ‌تر تمایز می‌یابد. به احتمال زیاد افراد وابسته به خرده‌فرهنگ‌ها غالبا با رد و عدم قبول کسانی روبرو می‌شوند که ارزش‌هایشان فرهنگ عمومی غالب را می‌سازد.[6]
شکل‌گیری خرده‌فرهنگ
شکل‌گیری خرده‌فرهنگ‏ها عموما به کمک مفهوم "طبقه" نظریه‏پردازی شده‏ است. اما معمولا شیوه‌های تأثیر طبقه در روند مطالعه خرده‌فرهنگ‌ها به‏ گونه‏ای متفاوت مورد بررسی قرار گرفته‏ است. برای نظریه‏پردازان خرده‌فرهنگی‏ آمریکایی و به‌ویژه کارکردگرایانی چون تالکوت پارسونز و رابرت مرتن محققان حوزه مکتب شیکاگو، خرده‌فرهنگ حاصل‏ تعامل فرهنگ طبقات پائین و نظام مسلط اجتماعی و فرهنگی است. در حالی‌که‏ محققان بریتانیایی و به‌خصوص‏ نظریه‏پردازان مکتب فرهنگی بیرمنگهام، خرده‌فرهنگ را حاصل روابط متقابل بین نظام‏ مسلط سرمایه‏داری و فرهنگ طبقات کارگر تعریف می‏کردند. خرده‌فرهنگ‌ها را می‏توان‏ شیوه‏هایی برای ابراز وجود دانست که گروه‏های مختلف، در تلاش جمعی برای مقابله با تضادهای طبقاتی، به وجود می‏آورند و خود را غالبا در انتخاب سبک خاصی از پوشش، واژگان و زبان خاص و نوع خاصی از موسیقی نمایان می‌سازد. از این دیدگاه، شرایط ساختاری جامعه، به‌خصوص‏ تضادهای طبقاتی، سازنده خرده‏فرهنگ‏ها دانسته می‌شوند. اما همانطور که ذکر شد خرده‏فرهنگ‏ها با وجود تفاوت‏هایی که با فرهنگ عمومی جامعه‏ دارند، در عناصری با آن مشترک هستند. به‏طور سنتی، شکل‏گیری‏ خرده‏فرهنگ‏ها در غرب با ویژگی‏های‏ طبقاتی و تضادهای ناشی از آن مرتبط دانسته می‏شود. اما زمینه‏های دیگری مثل خاستگاه‏ قومی، محل سکونت، تعلقات دینی و متغیرهای مشابه نیز بر آن سهیم هستند،[7]  به عنوان مثال ویژگی‌های مردم یک استان از لحاظ گویش، آداب و رسوم، نحوه پوشش، مهمان‌نوازی، ازدواج و نظایر این فرهنگ‌ها آن‌ها را از سایر فرهنگها مشخص و متمایز می‌کند. این فرهنگ ویژه را خرده‌فرهنگ آن استان می‌گوییم در حالی‌که جزیی از فرهنگ کشور تلقی می‌شود.[8]
کارکردهای خرده‌فرهنگ
بدیهی است، شکل‏گیری خرده‌فرهنگ‏ها کارکردهایی را به دنبال دارد. یکی از کارکردهای آن‌ها را می‌توان به این شکل توضیح داد، که حضور خرده‌فرهنگ‏ها نشانه مبارزه گروه‏های جامعه‏ برای کسب مشروعیت نسبت به رفتار و شیوه‏های زندگی خود در برابر زمینه‏ای است‏ که فرهنگ مسلط و عمومی جامعه ‏ارائه می‌دهد که در بسیاری موارد می‌تواند مفید واقع شود.[9] مثلا حفظ ارزش‌های فرهنگی و بومی ایران توسط ایرانیان ساکن سایر کشورها که برای تداوم و بقای فرهنگ ایرانی و مشروعیت بخشیدن به آن در برابر فرهنگ مسلط کشورهای بیگانه تلاش می کنند (به عنوان یک خرده‌فرهنگ)، یکی از کارکردهای مثبت تشکیل خرده‌فرهنگ‌هاست. همچنین خرده‌فرهنگ‌ها نقش مهمی در شناخت فرهنگ یک کشور دارند زیرا آگاهی از تاریخ یک قوم و حوادثی که در طول قرون و اعصار بر آن قوم گذشته را آشکار می‌سازند.[10]
از آنجا که خرده‌‏فرهنگ‏ها تلویحا نوعی نقد بر نظام اجتماعی و جامعه محسوب‏ می‏شوند، خود فرهنگی موازی را به جریان‏ می‏اندازند و امکان تجربه صورت‏های‏ جایگزینی از واقعیت اجتماعی را که مبتنی‏‌بر ویژگی‏های طبقاتی، قومی، جنسیتی و ... هستند، فراهم می‏سازند. بر این اساس، خرده‏فرهنگ‌ها بستر اجتماعی و نمادینی را فراهم می‏سازند تا هویت جمعی و عزت ‏نفس فردیِ افراد وابسته‏ به خود را تقویت کنند. محدود بودن آن‌ها به‏ زمان و مکان، انعطاف‏پذیری زیادی را برای‏ ورود، خروج، ترکیب و تخصیص آن‌ها در اختیار افراد می‏گذارد. با این حال، کارکرد کلی آن‌ها، چنان‏که اشاره شد، رفع تضادها و تعارض‏های اجتماعی است که افراد در وضعیت‏های مختلف اجتماعی (مثل محیط کار، مدرسه، عرصه عمومی جامعه)، با آن‌ها دست به گریبانند. به بیان دیگر، رواج‏ خرده‌‏فرهنگ‏ها، به‌ویژه در نیمه دوم قرن‏ بیستم میلادی در غرب، پاسخی به تنگناها و محدودیت‏های ساختاری بود که بیگانگی‏ و کنارگذاری اجتماعی گروه‏های غیرممتاز و محروم طبقاتی را به‌دنبال داشت.[11]
 اقلیت‌های قومی
در هر جامعه‌ای، اقوام و اقلیت‌های مختلف قومی، از مهم‌ترین خرده‌فرهنگ‌های آن جامعه‌اند. عنوان اقلیت‌های ملی در مورد گروه‌های قومی و فرهنگی خاصی به کار می‌رود که در درون کشوری به سر می‌برند که دولت آن تحت سلطه قوم دیگری است. برخی کشورها که در مرزهای دو حوزه فرهنگی قرارگرفته‌اند دارای اقلیت‌های قومی گوناگون هستند. میزان وفاداری اقلیت‌های ملی به دولت مرکزی به دلایل مختلف، متفاوت است. اقلیت‌ها دارای مشترکات فرهنگی، تاریخی و زبانی هستند و بسته به میزان سلطه‌جویی قوم مرکزی به دولت وفادار هستند. به طور کلی تداوم و انسجام اقلیت‌های قومی و فرهنگی نتیجه میزان تفاوت فرهنگی میان آن‌ها و اقوام مسلط، عوامل انسجام درونی (وحدت زبان، قبیله، مذهب و ...) و نیز نحوه برخورد اکثریت با آن‌ها (تساهل یا سرکوب) بوده است. نقش سیاسی اقلیت‌ها در سطح ملی نیز بسته به میزان همبستگی، سازماندهی و رهبری درونی آن‌ها، میزان انزوا یا تماس با اکثریت و نحوه برخورد قوم غالب می‌باشد. وقتی چندین عامل مثلا نژاد، ملیت، زبان و مذهب یکدیگر را تشدید کنند، انسجام و هویت اقلیت قومی تقویت می‌شود. به همین دلایل است که در ایران اقلیت کردهای اهل سنت ساکن در غرب کشور، با آنکه دارای ملیت ایرانی هستند، عواملی چون مذهب و زبان متفاوت کمک کرده است که دارای هویت مستحکم‌تری به نسبت سایر اقوام باشند.[12]
آیین اقوام مختلف ایرانی در شب یلدا
 ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می‌مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت خواب روند و لختی بیاسایند.در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانه‌ای بیش نباشد. به دلیل پهناورى ایران و رواج خرده فرهنگ هاى گوناگون در این گستره پهناور، گاهى به آدابى برمى خوریم كه فقط ویژه یك منطقه خاص هستند.
در ایام قدیم برخى از مردم به چله مى نشستند و چهل روز مراسم چله نشینى انجام مى دادند به امید این كه قارون به خانه آنها وارد شود و به آنها شمش زربدهد.دکتر محمود روح الامینی روایت جالبی از یلدای مردم کرمان ذکر می کند. بنا به روایت او مردم کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به طلا تبدیل می شوند و برای آن خانواده ثروت و برکت به همراه می آورند. این رسم یادآور بابانوئل در مراسم كریسمس است و چنین مى نماید كه یلداى ایرانى و كریسمس از یك مایه سرچشمه گرفته اند. از این گونه آئین هاى خاص در برگزارى یلدا فراوان مى توان شمرد...
سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است. حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.
همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.
در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.
در اردبیل رسم است که مردم چله بزرگ را قسم می دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولا گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می خورند.
 در لرستان مردم در شب چله «گندم شیره» مى خورند كه گندمى است كه در شیره مى خیسانند و زردچوبه و نمك را با آن مخلوط مى كنند؛ سپس آن را روى ساج برشته مى كنند و همراه خلال بادام، گردو، كشمش، سیاه دانه و كنجد مخلوط مى كنند و مى خورند. یكى دیگر از رسوم زیباى لرها به این شكل بوده كه پسران كوچك و نوجوان شب یلدا بر پشت بام خانه ها مى رفتند و كیسه اى را به همراه طنابى از سوراخ دودكش خانه ها به داخل آویزان مى كرده اند و شعرى محلى مى خواندند با این مضمون كه صاحبخانه، انشاءالله خیر به خانه ات ببارد و كدخداى خانه ات نمیرد. چیزى بده این پسر كوچك بیاورد. صاحبخانه از تنقلاتى كه براى شب چله تدارك دیده بود داخل كیسه مى گذاشت و گاهى پیش آمده كه صاحبخانه براى مزاح دختر خردسال كوچكش را در كیسه گذاشته و آن پسر كیسه را كشیده بالا و این آشنایى در خیلى از موارد باعث ازدواج در بزرگسالى مى شده است.
در شهر خوى هدیه دادن شیرینى پشمك رواج دارد و این كار گویا به مناسبت شباهت پشمك با برف است. در روستاهاى خراسان و آذربایجان در این شب خانواده پسرى كه با دخترى نامزد شده طى مراسمى شاد با ساز و دف هدایایى براى دختر مى فرستند.
در تبریز نیز در موسم یلدا «عاشیق ها» مى نوازند. عاشیق ها خنیاگران محلى هستند كه اشعار و موسیقى آنان برگرفته از موسیقى مردمى است. آنها در حین اجراى برنامه داستان مى خوانند، فى البداهه شعر مى سرایند و ساز مى زنند. قصه هایى كه عاشیق ها در شب یلدا مى گویند ریشه در افسانه هاى كهن ایرانى دارد. قصه هایى مثل «كوراوغلو» و قصه هاى مهر و محبت شبیه «قربانى و پرى» از قصه هاى مشهور عاشیق هاست.
در گیلان «آوكونوس» میوه اى است كه حتماً در شب چله مصرف مى شود و روش تهیه آن هم به این شرح است كه درفصل پاییز ازگیل خام (چند روز مانده به ریختن و رسیدن كامل) را درخمره ميریزند، خمره را پر از آب مى كنند و كمى نمك هم به آن مى افزایند و در خم را مى بندند و در گوشه اى خارج از هواى گرم اتاق مى گذارند. ازگیل سفت و خام پس از مدتى پخته و آبدار و خوشمزهمى شود. آوكونوس ازگیل در اغلب خانه هاى گیلان تا بهار آینده پیدا مى شود و هر وقت هوس كنند ازگیل ترو تازه و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون مى آورند و آن را با گلپر و نمك در سینه كش آفتاب مى خورند.
یکی از اعتقادات مردم قدیم تهران که در شب یلدا نمود بیشتری پیدا می کرد اعتقاد به «بخت گشایی» بوده. آنگونه که می گویند کاروبار شغل «پنبه زنی» و افراد پنبه زن در چند روز مانده به این شب کاملا رونق پیدا می کرده. حکایت جالبی که در این باره نقل شده این است که خانواده های دارایدختر دم بخت علاوه بر سپردن تشک و متکاهای خود به پنبه زن هدف خاصی را دنبال می کرده اند. آن هدف هم چیزی به جز اعتقاد به رسم بخت گشایی نبوده. نقل است که والدین دختران دم بخت هنگامی که پنبه زن به هر دلیلی دست از کار می کشیده و آنها کمان پنبه زنی را تنها می یافته اند فورا دختر موردنظر را از میان کمان عبور می داده اند و معتقد بوده اند که بخت دختر همانند زه کمان به زودی گشوده خواهد شد. چون طبعا زه کمان به محض ورود دختر از آن پاره می شده است. طبیعی است که پاره شدن چله کمان آن هم در شبی چون شب «چله» که کاروبار سکه است برای پنبه زن ها به عنوان یک مصیبت قلمداد می شده و آنان معمولا سعی می کرده اند که چهارچشمی مواظب کمان خود در خانواده های دارای دختر دم بخت باشند یا پیشنهاد کار از سوی آنان را نپذیرند.
یکی از سرگرمی های مردم تهران در دوران قدیم حضور در قهوه خانه ها و گوش سپردن به اوراد نقالان و تماشای تردستی وشعبده بازی بوده. کسانی دیگر هم گاه به گاه به خانه همدیگر می رفته اند و تا پاسی از شب گل گفته و گل می شنیده اند.اما این حکایات در شب یلدا دامنه گسترده تری پیدامی کرد و مثلا قهوه خانه های پر از مشتری تا صبح باز بوده و قل قل قلیان و سماور این شب نشینی را با شکوه تر می کرده.
در شب یلدا اکثر مردم تهران قدیم ترجیح می داده اند که شام را در یکی از همین قهوه خانه ها صرف کنند و بعد برای همدیگر قصه بگویند و یا همگی به مراسم شاهنامه خوانی یک نقال گوش بدهند.مجالس مشاعره و معماگویی در این شب به اوج خود می رسیده و شرط بندی های مختلف برای سپری کردن طولانی ترین شب سال رواج خوبی داشته است. یکی دیگر از کارهای جالب مردم تهران حضور دسته جمعی مردان در حمام های عمومی بود.
استحمام دسته جمعی در هوای سرد با آب گرم گروهی از تهران نشینان را به ضیافت شب یلدا می برده و کیسه کشی و مشت و مال انگار تمام خستگی یک سال کاری را از تن قشر زحمتکش بیرونمی کرده. ظاهرا در محیط حمام هم یک یا چند نفر به نوبت مسوولیت سرگرم کردن دیگران را به عهده می گرفته اند و با نقل لطیفه های گوناگون به سپری کردن اوقات خوش کمک می کرده اند.
روحانیان تهران قدیم در شب یلدا مسوولیت سنگینی را بر عهده داشتند. آنان با فرارسیدن سپیده صبح و شنیدن صدای اذان به پشت بام ها می رفتند وبا دعوت مردم به تقوی تا طلوع آفتاب به خواندن اشعار مذهبی و ادعیه می پرداختند و دعا می کردند.  در آن زمان روی بام اکثر خانه ها چارطاقی مخصوص شب خوان ها وجود داشته که مخصوص مراسم های گوناگون بوده است. یکی دیگر از زیبایی های صبح شب یلدا آب و جاروی جلوی خانه ها توسط تهرانی های قدیم است. تهرانی های قدیم معتقد بوده اند که هر کس چهل صبح بعد از شب یلدا جلوی خانه خود را آب و جارو کند سعادت رسیدن به خدمت حضرت خضر را خواهد یافت و هر حاجتی داشته باشد به آن خواهد رسید.
در کردستان نیز خانواده‌هایی که عروس به خانه بخت فرستاده‌اند خوانچه‌هایی حاوی هندوانه و آجیل و همچنین هدیه را به خانه نو عروس و داماد می‌فرستند.
یکی دیگر از مراسم های مخصوص شب یلدا همان گونه که گفته شد بیدار ماندن تا صبح بوده و کسانی که موفق به این کار می شده اند صبح روز بعد با انرژی تمام صبحانه مفصلی نوش جانمی کرده اند. صبحانه ای که در صبح روز بعد یلدا در خانه ها رواج پیدا می کرده شامل چای، چای دارچین، شیر چای، کله پاچه، عدس پخته، حلیم، آب لبو و لبو بوده که این نوع غذایی تا آخر زمستان در اکثر جاها ادامه پیدا می کرده و هم اکنون نیز اکثر قهوه خانه ها و رستوران ها امروزی از آن پیروی می کنند.
از نظر طب سنتی ایران در شب یلدا باید غذاهای گرم خورده شود. میوه مخصوص این شب کدو تنبل می‌باشدکه دارای طبیعت گرم می‌باشد. میوه هندوانه مخصوص چله تابستان می‌باشد نه زمستان چون طبیعت هندوانه سرد است و در فصل گرم باید خورده شود. هم چنین کدو تنبل در تقویت قوای مغز نیز بسیار مؤثر می‌باشد.
از این گونه آیین های خاص در برگزاری یلدا فراوان می توان شمرد، ایران کشوری با فرهنگی غنی است که مردمانش بنا به ذوق و سلیقه و طبیعت منطقه ای که در آن زیست می کنند هر یک برای برگزاری سنت های کهن آداب خاص خود را دارند. 
جمشید کیومرثی مردم شناس زرتشتی درباره یلدا می گوید:نزد ایرانیان زمستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسیم می شود. چله بزرگ از اول دیماه تا 10 بهمن ماه را در بر می گیرد و از 10 بهمن به بعد را چله کوچک می گویند. یلدا شب نخست چله بزرگ است. بنا به روایت او زرتشتیان در این شب جشن می گیرند و فدیه می دهند: فدیه سفره ای است که در هر خانه گسترده می شود و در آن خوراکی های مرسوم شب یلدا چیده می شود. زرتشتیان در این شب دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت است. خوراکی هایی که در این جشن مورد استفاده قرار می گیرند، گوشت و 7 میوه خشک شده خام (لورک) را شامل می شوند.
آشوریان ایران نیز در جشن یلدا با سایر اقوام ایرانی شریک هستند. آلبرت کوچویی رییس سابق انجمن آشوریان تهران ضمن تایید این نکته می گوید:� ما معتقدیم یلدا سنت دیرینه آشوری است. یلدا یعنی تولد و آشوری ها معتقدند به دلیل نزدیکی عید میلاد مسیح و شب یلدا آشوری ها بعد از مسیحیت یلدا را به عنوان شب تولد مسیح جشن می گرفتند ولی بعدها به علت تغییراتی که در گاهشماری ها پیش آمد و سال های کبیسه را هم محسوب کردند این تاریخ تغییر کرد و شب یلدا سه روز عقب تر آمد و ما این سال ها در 4 دی ماه میلاد مسیح را جشن می گیریم.  وی در ادامه می افزاید: آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می خرند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می گذرانند و در خانواده های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.
یهودیان نیز در این شب جشنی با نام «ایلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نیایش می‌پردازند.
نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک هستند نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شود و از آن با نام «خرم روز» (خره روز) یاد می‌گردد و آیین‌هایی ویژه در آن روز برگزار می‌شود.
این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است.
هزار و یک رنگ عروسی اقوام ایرانی
بررسی برخی از آیین های ازدواج در میان اقوام ایرانی، نشان از مشارکت اقوام مختلف در برگزاری مراسم ازدواج، تهیه جهیزیه، شام عروسی و برپایی جشن ها دارد تا آنجا که در میان برخی از اقوام ایران خانواده های عروس و داماد نه یک یا دو روز بلکه هفت تا ده شبانه روز مراسم جشن و پایکوبی را ادامه دهند.
 برخلاف برخی مناطق که میزان مهریه عروس را سکه به تعداد سال تولد نوعروسان تعیین می کند، این مرحله از عروسی ترکمن بسیار ساده بوده است. شیربها نیز در گذشته به صورت مال، گوسفند، گاو، قوچ و شتر بود که به عروس داده می شود و به باور ترکمن ها، شیربها جنبه هدیه دادن دارد.
 در میان اقوام لر، معمولا رسم بر این است که زنان فامیل دختری را برای پسر انتخاب می کنند و چندین بار به خانه دختر رفت و آمد می کنند تا حرکات و رفتار او را در برخورد با مهمان و خانواده اش مورد ارزیابی قرار دهند پس از آن نوبت به آمد و شد ریش سفیدان است.
این مرحله از عروسی در واقع پا درمیانی افراد بزرگ طایفه و به نوعی تضمین دادن آنان به منظور تایید داماد در مورد خصوصیات فردی و اجتماعی وی به خانواده عروس است.
پس از اینکه این ریش سفیدان نظر خانواده عروس را جلب کردند مقدمه کار فراهم شده و خانواده و فامیل داماد پس از چند روز رسما به خواستگاری عروس می‌روند. پس از این مرحله خانواده عروس نیز شرطهای خود را برای قبول این وصلت اعلام کرده و خانواده داماد بعد از چند روز رضایت خود را به خانواده عروس اعلام می‌ کند.
 یکی از آداب ویژه مردم لر که در آیین‌های عروسی مردم این دیار رایج است رقص و پایکوبی به همراه بازیهای سنتی و محلی است. ساز و سماع، کمانچه و تنبک از آلات موسیقی است که در آیین عروسی لرها از آن استفاده می‌شود.
از نکات جالب مربوط به ازدواج در غالب نقاط گیلان به ویژه در مناطق روستایی یکی آن است که پیوند دو خانواده اصولا با یاری و همکاری در کار و زندگی آغاز می شود. تأملی در قسمتهای مختلف این مراسم نشان می دهد که اگر چه از جهت مالی داد وستدهایی در قالب هدایای مختلف بین دو خانواده صورت می گیرد، که البته بخش عمده آن جنبه کمک به عروس و داماد را دارد اما همکاریهای مختلف بسیار چشمگیر است.
 پسران در شالیکاری، دروی شالی، کلش ریختن بام خانه ها، درو گندم وسایر کارهای کشاورزی و باغداری، دامداری، نوغان داری و غیره که بر عهده مردان است به کمک پدر نامزد خود به اصطلاح به یاوری می روند. دامادها معمولا این کار را بعد از ازدواج نیز ادامه می دهند.
در شرق گیلان نهالی را که در خانه پدر عروس کنده اند همراهش می کنند و این نهال را عروس و داماد با هم در خانه داماد می کارند. در بعضی از روستاهای غرب و شرق گیلان مادر عروس پای خروسی را که از مادر داماد گرفته با رشته های رنگین ابریشمین به پای مرغ می بندد و آن مرغ و خروس را با عروس همراه می کنند تا در خانه داماد بند از پای آن برگیرند و در لانه ای که آماده کرده اند جایشان دهند.
اجرای موسیقی سنتی و رقص محلی
یکی از بخش های مهم هر مراسم عروسی سنتی در شهرهای ایران اجرا موسیقی های سنتی است. به عنوان مثال در قشم این موسیقی سنتی عضوا نامیده می شود. عضوا از قدیم در قشم مرسوم بوده است که طی آن داماد را به خانه عروس مشایعت مى‌کنند. عضوا معمولا در ساعات آخر جشن عروسى از جلوی بازار آغاز شده و به منزل عروس ختم مى‌شود. اجراکنندگان این موسقی سنتی به همراه داماد این مسیر را پیاده طى مى‌کنند.
اما عروسی ترکمن ها پر از رمز و راز است که به دورانهای قدیمی زندگی آنها بستگی دارد، مراسم ازدواج در گذشته تا حدودی متفاوت تر از مراسم عروسی در حال است، ازدواج ترکمن ها در گذشته چندین مرحله داشت. تصمیم گیری پدر و مادر عروس،  شیرینی رد کردن، تعیین شیربها و روز عروسی از جمله مراحل جشن عروسی ترکمن هاست که نوع و شیوه اجرایی برخی از این رسوم فرق کرده است. در میان ترکمن ها تعیین مهریه زیاد توسط خانواده داماد همانند سنگ بزرگ برای نزدن به حساب می آید.
بوی عطر نارنج در مراسم ازدواج شیرازی ها
شیرازی ها خانه داماد و عروس را برای مراسم عروسی آذین بندی می کنند و گلدان های سفالی که معمولا دارای گل شمعدانی است دور حوض می گذارند. کف حیاط فرش می گسترند بعد از حضور همه مدعوین و گرم شدن مجلس به دنبال عروس می روند.
معمولا زنان هنگام ورود به خانه عروس کل می زنند و زنانی که در خانه عروس یعنی از یاران نزدیک او هستند با کل جواب می دهند بعد بزرگتری که همراه داماد است از پدر و مادر عروس اجازه می خواهند که او را با خود ببرند عروس دست پدر و مادر خود را می بوسد و خداحافظی می کند بعد عروس را از زیر قرآن می گذرانند. هنگامی که عروس به خانه داماد وارد می شود یک نفر ظرفی را که درآن عسل است جلو عروس می آورد عروس انگشتش را کمی درآن زده به در خانه می کشد و وارد می شود.
 سینی دیگری که یک جلد قرآن مجید و یک ظرف و یک کاسه آب که برگ سبز یا شاخه گل در آن می افکنده اند و یا نارنجی که روی آب کاسه افتاده جلوش آورده می شود.
عروس قرآن را می بوسد و از زیر آن می گذرد و دیگران ظرف نقل را روی سرش می پاشند. بعد کاسه آب را که نارنج یا برگ سبز یا شاخه گل در آن شناور است پیش پایش می گذارند تا عروس از روی آن رد شود. عروس باید طوری عبور کند که پایش به ظرف اصابت کند و ظرف واژگون شود.
 هفت شبانه روز عروسی در چهارمحال و بختیاری
 در روستاهای این استان عروسیها هفت شبانه روزطول می کشد و فامیل نزدیک داماد و همه همسایگان هفت روز مانده به روز عروسی در خانه داماد جمع می شوند و هر کدام مشغول کاریمی شود. همه دست به دست هم می دهند وکارهای عروسی را انجام می دهند.
در عروسیهای روستایی، اهالی روستا خودشان برای عروسی آشپزی می کنند واجاقهای بزرگ گلی را به پا می کنند و برای آتش زیر دیگ ها همه مردان فامیل جمع می شوند واز صحرا هیزم می آورند تا در روز عروسی مشکلی نداشته باشند.
 زنان فامیل ازهفت روز قبل گرد هم می آیند و کارهایی از جمله پاک کردن سبزی برای قورمه ولپه برای قیمه وپوست کندن بادمجان وسرخ کردن، پاک کردن گوشت ومرغ و... انجام داده تا در روز عروسی کاری باقی نمانده باشد تا بتوانند سنتهای عروسی را با خیال آسوده انجام بدهند.
ازدواج اقوام مختلف ایران در حافظه جهانی ثبت می شود
از نظر کارشناسان میراث فرهنگی هر کدام از آداب و رسوم اقوام مختلف ایرانی به دلیل تنوع رسوم و ویژگی های خاص آن می تواند در فهرست میراث جهانی به ثبت برسد. به همین دلیل معاون میراث فرهنگی کشور با بیان این‌که پرونده ازدواج اقوام ایرانی توسط کارشناسان میراث فرهنگی تهیه و فرستاده شده است، گفت : این پرونده به دلیل شاخصه‌های خاص امسال در فهرست نمونه میراث جهانی یونسکو ثبت خواهد شد.
اما دریغ که این رسوم رو به نابودی رفته و اکنون دختران مهریه هایی همون سکه به اندازه سال تولدشان، ارتفاع کوه هیمالیا و وزن کشتی تایتانیک طلب می کنند که مطمئنا تاثیری در دوام، پایداری و خوشبختی یک زندگی ندارد. مهمترین مراسم در لرستان، آداب و سنن مربوط به عروسی (سور) و عزا (سوگ یا پُرس) است. بسیاری از سنتهای برجسته و عمیقاً معنا دار در این مراسم تجلی می یابد .
سفره سبز رمضان در چهارگوشه ایران
 مجموعه: فرهنگ زندگی
ماه قرآن، ماه میهمانی خدا، ماه خوبی‌ها، ماه شب‌های قدر، ماه دعا و نیایش از راه رسید و ایرانیان نیز همچون دیگر مسلمانان جهان با انجام برنامه‌های ویژه مذهبی به میهمانی این ماه رفته‌اند.
ثبت آداب و رسوم ماه مبارك رمضان در فهرست میراث معنوی كشور نشان از اهمیت این فرهنگ در میان ایرانیان دارد ‌ كه هر كدام به نوعی و با توجه به خاستگاه اعتقادی و آیینی خود این روزها را گرامی می‌دارند.
 رمضان، ماه آشتی كنان تركمن‌ها
تركمن‌های ایران به لحاظ كثرت آداب و رسوم در زندگی روزمره، دارای فرهنگی بسیار غنی هستند. این مردم به‌دلیل داشتن پیشینه فرهنگی بسیار قدیمی، تقریبا برای هر مناسبتی، مراسم خاصی دارند كه یكی از این مناسبت‌ها، ماه مبارك رمضان است. فرارسیدن این ماه سبب خوشحالی هر تركمنی می‌شود. آنها در این ماه از مرد و زن و پیر و جوان با شور و شعفی بسیار، غیر از به جای آوردن فرایض، در تمامی مراسمی كه ویژه این ماه برگزار می‌شود، شركت می‌كنند.
تركمن‌ها حداقل یك هفته قبل از حلول ماه مبارك رمضان مقدمات ورود به این ماه پرفیض و بركت را فراهم می‌سازند. زنان بیشتر از روزهای معمول به نظافت خانه و حیاط منزل می‌پردازند و مردان نیز خواربار و ملزومات مورد نیاز این ماه را خریداری می‌كنند. در بسیاری از مناطق تركمن نشین، رسم است كه زنان و دختران تركمن آخرین جمعه قبل از حلول ماه رمضان، به شكل دسته جمعی، مسجد محل خود را نظافت كنند.
برخی از خانواده‌ها نیز سجاده‌هایی از جنس قالیچه و نمد را كه به آن نماز لیق می‌گویند، به مسجد محل خود اهدا می‌كنند. رویت هلال ماه رمضان نیز در میان تركمن‌ها با هیجان خاصی همراه است. آنان عقیده دارند هركس زودتر از بقیه هلال ماه را ببیند، ثواب بیشتری می‌برد و حتی باعث افزایش بینایی می‌شود به همین دلیل پیر و جوان سعی می‌كنند برای دیدن هلال ماه كه علامت حلول ماه مبارك است، به بالای ارتفاعات و پشت‌بام‌ها بروند تا زودتر از دیگران ماه را ببینند.
عصر شب‌های آخر ماه شعبان، نگاه اغلب مردم تركمن به سمت مغرب آسمان است تا شاید هلال ماه را رویت كنند و فردی كه هلال ماه را ببیند سوره شریفه بقره را قرائت و با خوشحالی و با صدای بلند به دیگران اعلام می‌كند كه ماه را رویت كرده است. یكی دیگر از سنت‌های حسنه تركمن‌ها پیش از آغاز ماه مبارك رمضان برگزاری مراسم آشتی كنان است؛ به این ترتیب كه ریش سفیدان هر محله كه به آنها یاش اولی می‌گویند بنا به ابتكار خود، افرادی را كه با هم كدورت دارند، بدون اطلاع از همدیگر برای صرف چای به خانه دعوت می‌كنند و آنها را با هم آشتی می‌دهند. در طول ماه مبارك رمضان، مساجد تركمن‌ها پر از ازدحام است و حال وهوای خاصی دارد.
آخرین جمعه ماه شعبان ‌در شیراز
شیرازی‌ها، آخرین جمعه ماه شعبان را كلوخ اندازان گویند؛ در این روز رسم است كه مردم دسته دسته به گردشگاه‌های اطراف شهر می‌روند و آن روز را با خوشی به شام می‌رسانند چون باور دارند كه ماه مبارك رمضان، ماه عبادت است و در این ماه فقط باید عبادت كرد. از چند روز مانده به رمضان، بعضی از خانواده‌ها نذر دارند و افطاری می‌دهند و بیشتر میهمانی‌ها به شكل افطاری برگزار می‌شود.
همچنین رسم است كه پس از افطار، مردم به دید و بازدید می‌روند و گاهی تا وقت سحر دور هم می‌نشینند، صحبت می‌كنند و شب چره‌ای شامل تنقلاتی مانند رنگینك، زولبیا و بامیه می‌خورند. خانواده‌هایی كه دختری را شوهر داده باشند، در نخستین ماه رمضان پس از عروسی، خود را موظف می‌دانند تا افطاری كاملی به نام روز والون تهیه كنند و همراه با گل برای عروس بفرستند. در استان فارس چند روز قبل از ماه مبارك رمضان زنان خانه‌دار به فكر تهیه خواربار، ترشیجات، ادویه جات، عرقیات و چاشنی‌های گوناگون می‌افتند.
پیرمردان صغادآباده فارس درباره معنی «كلوخ اندازان» می‌گویند: در قدیم هنگام غروب روز كلوخ اندازان تمام مردم از كوچك تا بزرگ كلوخی در دست می‌گرفتند و روبه قبله می‌ایستادند و می‌گفتند: خدایا گناهان و كارهای بد گذشته را شكستیم و خود را برای عبادت و روزه ماه رمضان آماده كردیم؛ آنگاه كلوخ را محكم به زمین می‌زدند تا خرد شود و عقیده داشتند با شكستن كلوخ، تمام اعمال بد آنها شكسته و نابود می‌شود. با دیدن هلال ماه نو و شروع مهمانی خدا، حال و هوای شهر دگرگون می‌شود و مردم بعد از دیدن هلال ٣ صلوات می‌فرستند و می‌گویند: الهی كه ماه شریف و مبارك و با بركتی برای همه عزیزان و غریبان نو شده باشد.
بر سفره افطاری مردم جهرم فارس می‌توان نان روغنی، نان فتیرخانگی و نان بازاری را مشاهده كرد. خرما، پنیر، یكی دو نوع مربا و حلوا هم از دیگر خوراكی‌های هنگام افطار آنهاست. جهرمی‌ها شب دهم ماه، عدس پلو می‌خورند و روز هفدهم را با كله پاچه و شب نوزدهم را با نان خشك و گل‌آبشن افطار می‌كنند. در اصطهبانات برخی شب‌ها خانواده‌ها دور هم جمع می‌شوند، یك نفر كه در نی زنی تبحر دارد، در نی می‌دمد و فردخوش صدایی هم ابیاتی از فایز می‌خواند.
صاحبخانه هم با گرمی از مهمان‌ها پذیرایی می‌كند كه این مجلس تا سحر ادامه می‌یابد و هر شب در خانه یكی از آشنایان برپا می‌شود. سحری كه مردم شیراز تهیه می‌كنند اغلب از انواع پلوها و خورشت‌هاست كه بعد از خوردن آن به نماز و نیایش می‌پردازند. برای افطار در شیراز مردم از غذاهای خاصی كه فقط مخصوص این ماه است، استفاده می‌كنند كه ترحلوا و زولبیا و بامیه محلی و رنگینك جز آنهاست و بعد از افطار به دیدن یكدیگر می‌روند و این دیدوبازدید را ماه رمضانی، می‌گویند. شیرازی‌ها شب‌های قدر را بسیار محترم می‌شمارند.
استان مركزی و بیدار شدن در سحرها با طبل
متداول‌ترین سنت كه در شهرها و روستاهای استان مركزی با گذشت زمان هنوز دستخوش تغییر نشده، تهیه نان مخصوص «فتیر» است. هنوز هم بسیاری از كدبانوهای شهری و روستایی در تنورها یا فرهای خانگی، اقدام به طبخ این نان شیرینی سنتی برای سفره افطار می‌كنند. گوش فیل، شیرینی مرسوم مردم استان در ماه رمضان است كه از هفته قبل از حلول ماه در قنادی‌ها دیده می‌شود. بسیاری از مردم استان «آش رشته» غذای اصلی هر روزه سفره افطارشان است و كل جوش و شله زرد نیز دسر نیروبخش در كنارش به شمار می‌آید. هنوز هم مردم شهر و روستاهای خنداب، هنگام سحر با صدای چوبی كه نوجوان قنوت گوی مسجد بر تشت می‌كوبد و صدای مناجات پیرترین اذان گو كه فرازهایی از دعای خواجه عبدا...انصاری را با بانگ بلند در كوی و برزن می‌خواند با ندای «برخیزید سحر از راه رسید» از خواب برمی خیزند. پیرمرد در جلو و نوجوان در پشت سر از كوچه‌های شهر یا روستا یك به یك می‌گذرند و تا روشن شدن چراغ خانه بر سر در هر خانه می‌ایستند.
اما در شهر و روستاهای خمین نیز برخی مراسم بدون تغییر مانده است و جوانان از ٣ روز مانده به این ماه مبارك در بلندترین ارتفاع شهر یا روستای خود در انتظار حلول ماه، شب ‌زنده داری می‌كنند و پس از رویت ماه با ندای‌الله اكبر، خبر از حلول ماه مبارك رمضان می‌دهند و پس از آنكه رویت ماه از سوی معتمدان و روحانیان تایید شد، فصل عبادت آغاز می‌شود. آنگاه مراسم سحرخوانی بر پشت‌بام‌ها با كوبیدن بر پشت تشتی وارونه و مناجات شروع می‌شود.
براساس رسم، بسیاری از روستاهای شهرستان خمین هر شب نوجوانی بر بام محله خود بر تشت می‌كوبد و هر چه زمان به پایان سحر و طلوع خورشید نزدیك می‌شود زمان كوبش چوب بر تشت نزدیك‌تر می‌شود تا روزه‌داران بدانند باید از خوردن امساك كنند و برای ایستادن به نماز آماده شوند و همان نوجوان سپس بر بام خانه اذان می‌دهد.
كلیدزنی كرمانی‌ها در شب‌های قدر
مردم كرمان نیز در ماه مبارك رمضان آداب و رسوم ویژه‌ای را دنبال می‌كنند و در تزكیه نفس و انجام عبادات و فرایض مقدس این ماه مقید هستند. مردم كرمان سعی می‌كنند هرگونه جشن و مراسمی را كه تدارك دیده‌اند قبل از حلول ماه مبارك رمضان در ماه شعبان برگزار كنند. در قدیم، اوایل ماه مبارك رمضان در بین خانم‌ها به‌ویژه زنان سالخورده رسم بود به خاطر خواصی كه در قهوه وجود دارد، پس از حل كردن آن در آب، آن را به پیشانی خود می‌مالیدند. در كرمان بزرگ‌ترها با دادن سرروزه‌ای به دختران و پسران كه نوعی هدیه و كادوی مناسب بود، بچه‌هایی را كه به سن تكلیف می‌رسیدند، به انجام فریضه روزه داری ترغیب می‌كردند. یكی دیگر از رسوم ماه رمضان در برخی مناطق استان كرمان خواندن ا...رمضونی پسران و كلیدزنی دختران در شب‌های قدر است.
 دوخت كیسه بركت در همدان
قدمت سنت‌های ویژه ماه‌مبارك رمضان در همدان به تاریخ اسلام برمی‌گردد و با وجود گذشت سالیان متمادی، بسیاری از این سنت‌ها همچنان پابرجاست. یكی از سنت‌های قدیمی این ماه در همدان، مراسم كیسه بركت در روز ٢٧رمضان است؛ در این روز، زنان روزه دار هنگام رفتن به مسجد و اقامه نمازظهر به همراه خود پارچه و نخ و سوزن می‌برند و در بین دو نماز ظهر و عصر با استفاده از این وسیله‌ها به كار دوختن یك یا چند كیسه بركت مشغول می‌شوند. به اعتقاد مردم همدان هر فردی كه داخل این كیسه پول بریزد، خداوند به وی مال و دارایی زیاد می‌بخشد. از دیگر آداب مخصوص این ماه در همدان، آیین توزیع آجیل مشكل گشا به هنگام افطار به قصد نیت و طلب حاجت است. یكی دیگر از رسوم مردم همدان در ماه مبارك رمضان جمع‌آوری خرده‌های نان سفره افطاری است.
 جشن ختم قرآن در خاش
در ماه رمضان مسجدهای شهرستان خاش استان سیستان و بلوچستان حال و هوای دیگری دارد و بر تعداد شركت‌كنندگان در آیین‌های مذهبی افزوده می‌شود.مردم شهرستان خاش از دیرباز رمضان را ماه دوستی، وحدت، محبت و احترام به بزرگان می‌دانند و آن‌را عزیز و گرامی می‌دارند.خواندن 20 ركعت نماز تراویح در طول ماه مبارك رمضان یكی از سنت‌هایی است كه مردم مسلمان اهل سنت خاش آن‌را به‌شكل گسترده‌ای در مسجدها انجام می‌دهند و جشن ختم قرآن كریم می‌گیرند.
روزه‌داران هر شب در 500 مسجد خاش پس از افطار، نماز 20 ركعتی تراویح را اقامه می‌كنند و تا پاسی از شب به خواندن قرآن مشغول می‌شوند.همچنین در ماه‌های شعبان و رمضان در حوزه‌های علمیه و مسجدهای این شهرستان قرآن كریم تفسیر می‌شود.قرآن‌خوانی و دادن صدقه فطر، صله ارحام و اطعام خویشان و نزدیكان از دیگر اعمالی هستند كه مردم در ماه مبارك رمضان به آنها پایبندند.مردم روزه را با خرما و یا آب باز می‌كنند و سفره‌های آنها در وقت افطار با حلوای خرما، نان، شربت و آب تزیین می‌شود.
نذر برای آزادی زندانیان در مازندارن
بسیاری ازمردم مازندران برای برآورده شدن آرزوها و ارتباط معنوی با خدا3 روز مانده به ماه مبارك رمضان را روزه می‌گیرند. در مازندران افرادی كه حاجتی داشته باشند برای برآورده شدن آن نذر ختم انعام می‌كنند و برای این كار از كسانی كه در قرائت قرآن تبحر دارند دعوت می‌كنند و به هنگام خواندن قرآن مقداری نمك، چند قرص نان و چند ظرف آب در سینی بزرگی می‌گذارند و در مجلس قرار می‌دهند. پس از خواندن سوره انعام، افراد روزه خود را با غذاهایی كه در سینی قرار دارد باز می‌كنند و نان‌های باقی‌مانده را به‌عنوان تبرك در سفره نان قرار می‌دهند تا بركت پیدا كند و در ادامه صاحب مجلس سفره افطار را پهن می‌كند.
قدیم در مازندران رسم بود افرادی كه فرزند پسر می‌خواستند نذر می‌كردند كه در طول ماه مبارك رمضان مردم را برای خوردن سحری بیدار كنند، به این صورت كه یك پیت حلبی خالی به گردن خود می‌آویختند و با چوب به آن ضربه می‌زدند تا مردم برای سحری بیدار شوند كه البته این رسم‌ها هم‌اكنون از بین رفته است. نذر حلوا از دیگر نذورات مردم این منطقه است كه در شب 15 ماه مبارك رمضان همزمان با میلاد امام حسن مجتبی(ع) زنان به‌عنوان نذر ، قند، چای، خرما و زغال به مسجد می‌برند كه این كار تا پایان ماه مبارك رمضان ادامه دارد.
همچنین در كنار این مواد حلوا، آش، زولبیا و بامیه سنتی، فرنی، آبگوشت و باقلای پخته با پلو به میان روزه‌داران می‌برند. در ساری در زمان افطاری هر كسی كه نذر داشت مجمعه‌ای از تمام نذورات خود را به‌عنوان افطاری درست می‌كرد و به زندان شهر می‌برد.
كسانی كه در مازندران برای نخستین بار به سن تكلیف می‌رسند و روزه می‌گیرند تا زمانی كه از جانب بزرگ‌ترها به‌عنوان روزه‌سری هدیه‌ای نگیرند، افطار نمی‌كنند. معمولاً این هدایا شامل چادر نماز و طلاجات برای دختران، پول و انواع نقره‌جات قدیمی برای پسران است. مازندرانی‌ها بر این اعتقادند كه سحر را نمی‌خوابند زیرا نماز نافله شب می‌خوانند و به‌ویژه مناجات حضرت امیر در مسجد امیر را به نام مولا یا مولا زمزمه می‌كنند.
 مراسم سوگواری سنتی لری و ایلامی چمر
ایلام سرزمین زاگرس نشین با بیش از ۱۰ هزار سال قدمت و مملو از پتانسیل های سنتی در غرب نقشه ایران جای گرفته است. مردم این دیار ده هزار ساله پس از گذشت سالیان سال هنوز جذب مدرنیزه نشده اند، به همین خاطر است که همچنان جشن ها، عادات و رسم های اجتماعی و سنتی در این استان به قوت خود پا برجا است. ایلام نشنیان همچنان برای این مراسم و آئین های بومی سرزمینشان ارزش خاصی قائل هستند، "چمر" مراسم ویژه سنتی و نمایش تصویری و عینی از آئین مرثیه ای و عزاداری محلی در این استان است.
در مقدمه مقاله "مراسم چمر در ایلام" نوشته آقایان فرخی و کیایی چنین آمده است که: این سوگ-آواز پیشینه ای کهن دارد، با اساطیر آغاز دوره نوسنگی ارتباط می یابد که در ایران، فینیقیه و اسکندریه این مراسم را بعد از برداشت گندم یعنی زمان خشکیدن گیاهان انجام می دادند. در لغت نامه های مختلف در برابر واژه چمر تعابیر و معانی گوناگونی بیان شده که مجموعاً معانی مشترک و مشابهی را شامل میشود. در فرهنگ مردوخ چمر به معنای دایره و حلقه و (چه مه ری) را دهل عزا ذکر کرده است. در لغت نامه دهخدا چمر به معنی آشکار و ظاهر و در فرهنگ عمید به معنای محیط و دایره و هر چیز دایره مانند ذکر شده است، به طور کلی واژه چمر می تواند از کلماتی مانند )چه مه ره)) یعنی (چشم به راه ) و منتظر کسی یا مسافری بودن و یا (چم و چمانن)به معنای خم و خم شدن (کنایه از پشت از غم دولا شدن )گرفته شده باشد.
● یک روز در سرزمین ناشناخته ها:
آفتاب بالا آمده و نور زرد رنگی بر محوطه چمرگاه تابیده است. نوای سرنا و دهل همه جا را تحت تملک خود در آورده. این نوای غم انگیز خبر از درگذشت شخصی سرشناس یا بزرگ یک ایل را می دهد و آهنگ چمر در سوگ و عزای این شخص نواخته می شود.
این نوای غم انگیز تنها بیان کننده اوج اندوه نیست، بلکه با اجرای این مقام از موسیقی عزا همه خواهند فهمید که بزرگی از میان ایل و یا طایفه ای مرده است. همه با شنیدن صدای آهنگ چمر دست از کار کشیده و به محل سوگواری می شتابند.
از دور گروه هایی منظم که لباس تیره و سنتی بر تن دارند به چشم می خورند در این دسته عظیم که از طوایف و تیره های دور و نزدیک به منظور همدردی با خانواده عزادار به این مراسم آمده اند؛ بیشتر ریش سفیدان و مردان و زنان میانسال در آن جمع حضور دارند که هر گروه با حمل کردن بار مواد غذایی همچون برنج، گوسفند، روغن، قند و حتی در مواردی هیزم آمده اند تا باری از دوش صاحب عزا بردارند و این هزینه تنها به خانواده متوفی تحمیل نشود، این عمل به نوعی تجلی کننده روح تعاون و همکاری در میان قبایل است.
صدای (هی داد هی بیداد) به گوش می رسد، این صدای مردان بزرگ قوم خانواده عزادار بود که با لباس محلی و تیره برتن در حالی که روی پیشانی و شانه های خود را گل گرفته و نوارهایی پهن از سیاه چادر را به شیوه حمایل برتن دارند به اسقبال مدعوین می روند و با تکرار جمله هی داد هی بیداد به همدیگر تسلیت می گویند.
مدعوین برای اینکه به مراتب همدردی خود تجسمی عینی ببخشند از گلی که در تشت یا تغاری آماده شده به شانه ها و پیشانی خود می مالند.
استقبال کنندگان مدعوین را به درون سیاه چادرهایی که از قبل آماده شده جهت استراحت و صرف چای و نهار هدایت می کنند و پس از پذیرایی از آنان بر حسب رعایت سن و مقام با اجازه خانواده متوفی توسط شخصی که یک سینی با یک کارد به همراه دارد به نشانه احترام و پاسخ به عمل ابراز همدردی مدعوین، به پاک کردن گل های شانه ها و پیشانی آنها می پردازند.
● زنان به شیوه دیگری استقبال می کنند:
این بار صدای "وی وی وای وای" به گوش می رسد. این صدا آنچنان ریز وتند وسریع تکرار می شود که آهنگ غم انگیزی در فضا طنین انداز شده است. این نوای حزن آلود بستگان درجه یک خانواده عزادار است که باسربندهای تیره، لباس های مشکی، صورت خراشیده و پیشانی و شانه های گل گرفته شده به نحوی که چادر و عبای مشکی آنها بر روی شانه ها افتاده به استقبال زنان مدعو می روند. با حرکت های موزون هر دو دست که روی صورت، به صورت مماس فرود می آید و عبارت "وی وی وای وای" که به طور ریز و تند وسریع تکرار می کنند. سپس زنان مدعو را به جایگاه و یا محل استقرار گروه زنان (مویه خوان یا مور آر) مشایعت و همراهی می کنند.
● مراسم چمر اجرا می شود:
زنان، مردان، زنان مویه خوان، نوازندگان ساز و دهل و گروه شاعران محلی (بهتر گوها یا کرها) هر کدام در قالب یک گروه و به طور منظم در جایگاه مخصوص خود قرار می گیرند. صدای سرنا و دهل در میدان چمرگاه می پیچد. بستگان و اقوام صاحب عزا دور هم جمع شده اند و در دو صف جداگانه زن و مرد ولی مرتبط به هم بر روی خطی دایره وار در چمرگاه صف بسته اند. نخست مردان صف بسته و علم ها و کتل ها را در قسمت های مختلف صف جای داده اند. سپس زنان پارچه ای سیاه را جلوی خود گرفته و در انتهای صف مردان صف می بندند.
)به ایشها) و (رو کرها) در چند دسته چهار تا شش نفری و معمولاً در دسته های مختلف به همراه نوازندگان موسیقی که آلاتشان دهل و سرنا است به سرودن شعرهای فی البداهه با آهنگی خاص و بسیار غم انگیز در رثای متوفی می پردازند، همسرایان ضمن سرودن همزمان شعرشان به همراه نوازندگان دهل و سرنا و به آرامی حول میدانی دایره شکل که صفوف فشرده مردان و زنان میهمان آن را احاطه کردند به حرکت در می آیند.
در وسط میدان چمرگاه با تیرهای چوبی کوتاه سکویی معروف به کتل ساخته شده بود که لباس ها، تفنگ و عکس متوفی را به همراه گل بر روی آن نصب می کنند و همچنین اسب متوفی را نیز با پارچه تزئین و به کتل می بندند.
سپس زنان جدای از مردان و در گوشه ای از میدان صفوف فشرده ای را تشکیل می دهند و عده ای از زنان که به (مور آرها) معروف هستند و صدای رسا و دل انگیز دارند به دور کتل حلقه زده و به صورت جمعی یا انفرادی اشعاری غم انگیز در رثای متوفی می سرایند.
در نزدیکی ظهر از میهمانان جهت صرف نهار در سیاه چادرهایی که قبلاً در یک یا دو ردیف برپا شده دعوت به عمل می آورند، غذای چمر معمولاً چلو گوشت است که در سینی های بزرگ و برای هر سه یا چهار نفر یک سینی گذاشته می شود. پیش از غروب آفتاب مردان و زنان گرد علم و کتل ها جمع می شوند و پس از شیون بسیار پیرمردان قوم کتل خاص مرده را باز می کنند و مراسم پایان می یابد.
● مناطق روستایی مکانی مناسب برای اجرای چمر:
مراسم چمر باید در محیطی باز برگزار شود تا شرایطی برای پذیرایی از میهمانان، چادر زدن و پخت و پز فراهم باشد. بنابراین این مراسم در مناطق روستایی استان که دارای محیطهای وسیعی هستند، برگزار می شود.
نریمان ملک احمدی می افزاید: در چمرگاه که محوطه اجرای آیین سوگواری چمر است، در پاره ای از مواقع و به لحاظ شرایط خاص محل و موقعیت اجتماعی و اقتصادی فرد متوفی، سکویی مخروطی شکل از سنگ (خشکه چین یا توام با ملات) ساخته می شود و معمولا یک کتیبه سنگی که بر روی آن تاریخ فوت و عنوان چمر حک شده است را در داخل آن سکو قرار می دهند تا یادگاری از فرد فوت شده به جا ماند. و از آن به عنوان نماد چمر گاه یاد می شود.
● سازمان میراث فرهنگی ایلام در جستجوی شناسایی چمرگاه های پابرجا:
چندی پیش "چمرگاه " که اولین نماد ملموس آیین سوگواری چمر در استان ایلام است، در فهرست آثار ملی به ثبت رسید. رئیس سازمان میراث فرهنگی استان ایلام در این خصوص می گوید: در استان ایلام به لحاظ شرایط خاص آن و از جمله وقوع جنگ تحمیلی و تسطیح اراضی برای کشاورزی توسط مردم، تا کنون توانسته ایم تعداد معدودی از چمرگاه های استان که پابرجا هستند را شناسایی کنیم. فریدون محمدی می افزاید: نماد چمرگاه "هجدان" دشت صالح آباد، نمونه سالم و کاملی ازچمرگاه های استان است که با ثبت در فهرست آثار ملی علاوه بر حفاظت آن در برابر عوامل مخرب زمینه ثبت نمونه های مشابه به آن در سراسر استان فراهم می شود.
وی می گوید: تعدادی از این چمرگاه ها در مناطق ایل نشین همچون ایل ملکشاهی، خزل و اکوارزی به جا مانده و مابقی این چمرگاه ها هنوز شناسایی نشده است.
رئیس سازمان میراث فرهنگی استان ایلام معتقد است: در مراسم چمر کارکردهای اجتماعی خاصی مشاهده می شود که از جمله آن می توان همبستگی اجتماعی در قالب نمادهای سنتی، ابراز همدردی در شکل تاثرات جمعی، اشعار حماسی و وصف حماسه های گذشتگان در قالب کلماتی که در دسته جات چمر به کار می برند، مدح فضائل و خوبی هایی که توسط انسان ها صورت می گیرد در قالب توصیف متوفی با الفاظی که به (رو رو) و افرادی را که این اشعار را می خوانند به (رو رو کر ) مشهورند، را نام برد.
محمدی این گونه عنوان کرد: این مراسم طی سال های اخیر برای مراسم ارتحال امام خمینی در استان ایلام برگزار می شود.
● چمرگاه پلی بین مردم شناسی و باستان شناسی:
ملک احمدی این نماد که شاید پلی بین مردم شناسی و باستان شناسی باشد را از جمله آثار ملموس حوزه مردم شناسی عنوان می کند که برای نخستین بار در استان ایلام به همت کارشناسان سازمان به ثبت رسیده است.
این کارشناس مردم شناسی می گوید: کار ثبت آثار معنوی یا غیرملموس در حوزه مطالعات مردم شناسی با توجه به مشکلات اجرایی آن و از جمله فرم های تخصصی پیچیده و بار مالی در دست انجام بوده و بدین لحاظ زمان بر است.
شاید با ثبت شدن مراسم چمر در کنار این چمرگاه به ثبت رسیده، یک مجموعه کامل از یک مراسم سوگواری در ایلام در خاطره همگان باقی بماند و دیگر هیچ خطری مبنی بر کمرنگ شدن، این آئین را تهدید نخواهد کرد.
مسئول ثبت آثار معنوی استان ایلام در این باره به میراث آریا می گوید: اطلاعاتی در خصوص این آئین گردآوری شده است و اداره ثبت آثار معنوی شاخه مردم شناسی استان ایلام در صدد است با تکمیل تحقیقات به منظور جمع آوری اطلاعات از این آئین بومی، آن را در فهرست آثار معنوی به ثبت برساند.
● مراسم چمر تداعی کننده ارزش های اجتماعی:
در مجموع، مراسم چمر در استان ایلام تداعی کننده ارزش های اجتماعی نظیر: برابری، تعاون، اتحاد، نظم، تعادل و توازن است. حرکت صفوف مردان و زنان در کنار هم نشانه مساوات و برابری زنان و مردان در عرصه زندگی است. مراسم چمر مجموعه ای از ارزش های انسانی و اسلامی در کنار همیاری و دوستی است که در قالب حرکاتی عینی و ملموس به تصویر کشیده می شود تا از این طریق از حقوق عرفی و شخصیت معنوی عزیزان از دست رفته و انسان های مصلح و خداجو تجلیل شود. امیدواریم آثار این مراسم با شکوه سنتی و اعتقادی، ماندگار بماند و ایام بر آن تسلط نیابد.
از چه زمانی مراسم 'روز سوم'، پس فوت میت باب شد؟
پایگاه خبری تحلیلی قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: یکی از آیین هایی که مردم ایران پس از فوت عزیزانشان بجا می آورند، نگهداری عزا برای آن ها به طور بسیار جدی تا سه روز پس از فوت آن فرد می باشد.
به گزارش قدس انلاین به طور کلی مراسم سوگواری از جمله مسایل فرهنگی یک جامعه محسوب می شود و در گروه مراسمی قرار دارد که تمامی ادیان به آن توجهی خاص دارند. ولی جالب است بدانید که مراسم روز سوم که امروزه نیز در میان مردم متداول است ریشه ای بسیار تاریخی دارد به نحوی که این امر در دوران باستان ایران و پس از فتح ایران از سوی اعراب با اختلاط فرهنگ های ایران و اسلام همچنان پایدار ادامه یافت، به نحوی که تهمینه رئیس السادات طی مقاله ای اینگونه می نویسد: مراسم سوگواری زردشتیان مراسم بسیار طولانی بوده است. این مراسم از لحظه مرگ فرد تا جمع کردن استخوان های او از دخمه توسط نَسو سالاران (مرده کش ها) ادامه داشته است. از مهمترین مراحل آیین سوگواری در بین زردشتیان مسأله تطهیر است. چه تطهیر خانه ای که فرد در آن فوت شده و چه تطهیر افرادی که با مرده در تماس بوده اند. و برای هر کدام مراسم و آیین های خاصی مشخص شده است. اما در این میان مراسم سوگواری که پس از دخمه گذاری فرد زردشتی، توسط اطرافیان انجام می گردیده قابل توجه است که یکی از این مراسم توجه به روز سوم فردِ فوت شده است که تا به امروز نیز این مراسم توسط زردشتیان برگزار می شود.
زردشتیان در روز سوم درگذشتِ فرد، مجلس ترحیمی که زردشتیان آن پُرسه Porseh می گویند برپا می کردند. ریشه واژه پُرسه از کلمه پِرِسَت Peresat از مصدر پرس peres به معنی پرسیدن و سوال کردن است که در واقع به مفهوم عزاپُرسی از خانواده مصیبت دیده بوده است. واژه پُرسه pors-e به معنی مجلس ختم و ترحیمی است که پس از سه روز عزاداری برگزار می شود این مجلس ترحیم به یاد شخص درگذشته برگزار می گردد. در این مجالس افراد با صاحب عزا همدردی کرده و در تألمات او خود را شریک می دانند البته امروزه زردشتیان مراسم پرسه همگانی هم دارند که به نام پُرسه هماروانان خوانده می شود. این مراسم دو نوبت در سال برگزار می شود یکی در روز 29 خرداد و یکی هم 25 بهمن ماه. در این پُرسه کلیه کسانی که در سال های اخیر چه وابستگان و چه دوستانشان فوت کرده اند، شرکت می کنند.
روح، سه روز بر روی زمین! همچنین در دیانت زردشتی روز سوم به «گاه ازیرین gāh_i_uzirin یعنی از نیمه عصر تا طلوع ستارگان، نیز نام گذاری شده. زردشتیان معتقد بودند که روح پس از جدا شدن از جسد، سه روز روی زمین می ماند و اتصال خود را با تن حفظ می کند. در این سه روز به خاطر روح، مراسم و نیایش هایی که در پنج نوبت از شبانه روز انجام می گرفت.
ناله، زاری و اشک؛ در مراسم فوت ممنوع! برگزاری این آیین در صورتی که فرد فوت شده، زن بود به عهده شوهر و در صورتی که مرده، بچه می بود به عهده پدر و در صورتی که فرد درگذشته، خدمتکار بود بر عهده صاحبِ او قرار می گرفت. در هنگام برگزاری این مراسم نباید ناله و زاری کرد و یا اشک ریخت زیرا این کار گناه محسوب می شد. به طور کلی در آیین زردشتی، سوگواری مفصل و با تشریفات گناهی بزرگ به شمارمی آمد. زردشتیان گریه بیش از حد را گناه می دانستند زیرا این کار سلامتی عزاداران را به خطر می انداخت و در عین حال کمکی هم به شخص متوفی نمی کرد.
غذاهای عزا!
 همچنین در این سه روز سوگواری خوراک و انواع آن مسأله مهمی است که تا امروز نیز ادامه یافته است. در دیانت زردشتی به این مسأله اشاره شده که پس از انجام مراحلی که درباره تطهیر و پاک کردن خانه و افراد آلوده (منظور افرادی است که از دست زدن به مرده آلوده و نجس شده اند) انجام گرفت؛ زردشتیان می توانند در آن خانه غذای گوشتی داشته باشند البته این امر در روز چهارم پس از فوت شخص انجام می گیرد و در سه روز اول آن ها از این غذاها منع شده اند و تنها می توانند از ماهی و سبزیجات استفاده کنند.
در دین زردشتی غذایی که در روز چهارم شخص متوفی آماده می شد؛ میوه، شیرینی و غذای پخته شده و آماده شده ای بود که از طرف آشنایان به خانواده مصیبت دیده فرستاده می شد. البته در این روز از طرف خانواده متوفی خیرات انجام می گرفت و غذا و لباس در اختیار فقرا قرار می دادند با توجه به این مطالب در دیانت زردشتی این نکته دریافته شد که مراسم سوگواری در سومین روز درگذشتِ فرد اهمیت خاصی داشته است. انجام مراسم پرسه خواندن دعاهایی که به ایزد سروش تقدیم می کردند و آدابی که در مورد خوراک وجود داشته است در این رابطه قابل توجه است.
سه روز مراسم عزاداری در صدر اسلام در اسلام، سنت تسلیت دادن به اقوام فرد فوت شده بسیار مورد تأکید قرار گرفته شده است. پیامبر (ص) خود چنین می کردند و تسلیت و دلداری دادن به مصیبت زدگان را موجب بهشت رفتن افراد بیان می فرمودند. از جمله می توان به شهادت جعفربن ابی طالب و زیدبن حارثه در جنگ موته اشاره کرد که پیامبر پس از شهادت ایشان به نزد اسماء همسر جعفر رفت و او را تسلیت و دلداری داد و فرزندانش، عبدالله و عون و محمد را در آغوش گرفت و آن ها را نوازش کرد. این توجه و تسلیت دادنِ خانواده عزادار تا سه روز توصیه و تأکید شده است. در همین زمینه می توان باز هم شهادت جعفر بن ابی طالب را بیان کرد پیامبر (ص) به فاطمه (س) فرمودند که باید برای خانواده جعفر خوراک فراهم شود زیرا آن ها اکنون عزادار هستند و فاطمه (س) تا سه روز برای آن ها غذا تهیه کرد و این رسم در میان بنی هاشم معمول شد. البرقی هم در کتاب المحاسن خود در قسمتی که به طعام للماتم پرداخته، به سه روز اطعام کردن خانواده عزادار اشاره کرده است چنانکه امام سجاد (ع) پس از مراجعت از کربلا در مدینه سه روز برای عزاداران امام حسین (ع) طعام تهیه کردند.
مشخص می شود در آیین اسلام نیز به خاطر شرایط خانواده عزادار وظیفه طعام دادن به ایشان بر عهده اطرافیان و نزدیکان خانواده متوفی می باشد.صدقه پس از فوت پس از فوت افراد صدقه دادن برای شخص در گذشته نیز مورد توجه است و پیامبر (ص) خود در این مورد پس از فوت همسرشان خدیجه به خاطر ارزش و شرافت خاصی که برای ایشان قائل بودند هر چند وقت گوسفندی را ذبح می کردند و برای اطرافیان و خویشان خدیجه می فرستادند ایشان احسان کردن و صدقه دادن از طرف فرد فوت شده را نیکو و مستحب می دانستند در زمینه پوشش و لباسی که برای مراسم عزاداری در اسلام توجه شده به سلاب پوشیدن اشاره می شود.سلاب که جمع آن سلب می شود، جامه سیاهی است که در عزا و ماتم به کار می رود و به قول برخی از لغویین پارچه یا لباس سیاهی است که زنان عزادار سر خود را با آن می پوشانند. تسلّب یا تسلیب از همین ماده و به معنی پوشیدن جامه های مشکین عزا است. پس از شهادت جعفربن ابی طالب در جنگ موته از همسرش اسماء بنت عمیس نقل شده که وقتی جعفر به شهادت رسید رسول خدا به خانه او آمد و فرمودند تا سه روز تسلّب کن و سپس هر چه می خواهی انجام بده. ایشان پس از سه روز نزد اسماء می آیند مبنی بر اینکه عزاداری اش را تمام کند و می فرماید تا سرمه در چشم هایش بکشد و دست هایش را زرد کند. شاید منظور از زرد کردن دست ها حنا کردن آن باشد.زمخشری ادیب و مفسر قرن 5 و 6 هجری به این نکته اشاره دارد که زینب دختر امّ سلمه بر حمزه عموی پیامبر سه روز گریست و تسلب کرد سپس رسول خدا وی را فرا خواند و فرمود تا موهای خود را شانه بزند و چشم هایش را سرمه بکشد. بدون تردید در عزاداری اسلامی، سه روز عزاداری برای شخص درگذشته وجود داشته و مورد تأکید قرار گرفته است و در این زمینه نمونه برجسته آن همان طور که اشاره شد عزاداری بر شهادت جعفربن ابی طالب بود که خود مطالب گویایی از نظر نوع عزاداری، لباس پوشیدن، خوراک و اطعام خانواده مصیبت دیده در سه روز را خاطر نشان می کرده روز مراسم سوگواری در ایرانِ قرون نخست اسلامی در زمینه مراسم سوگواری در ایران اسلامی نیز توجه به مسائل فقهی و شریعت اسلامی و همچنین آداب و رسوم خاصی که مردم برخی از مناطق در ایران داشتند حائز اهمیت است. در مورد مسأله مورد بحث نیز در کتب فقهی این دوران به سه روز طعام دادن خانواده مصیبت دیده که باید از طرف اطرافیان انجام شود اشاره شده است.
اساس مراسم سوگواری بر مرده همان سه روز بوده است. در این زمینه مجلس ختمی گرفته می شد و هر کس یک حزب از قرآن را تلاوت می کرد و علما در این مجالس به موعظه می پرداختند. اگر مجلس عزا برای بزرگان و علما بود پس از سه روز فردی از سوی خلیفه می آمد و مجلس ختم را برمی چید در این نوع مجالس عزاداری رسم بر این بوده که به فقرا و مساکین صدقه و غذا می دادند. در ذکر آداب تعزیت رفتن در این سه روز به خاطر رعایت کردن احوال خانواده ها، برای تعزیت به یک بار رفتن باید بسنده کرد.
ماجرای خواندنی پس از آن که قابوس بن وشمگیر زیاری مدتی را در قلعه جناشک زندانی بود توسط چند نفر از بزرگان به قتل رسید و جسد او را در محلی از استرآباد که به مناسبت او گنبدقابوس خوانده شد به خاک سپردند. امیرمنوچهر پسرش و دیگر اطرافیان او سه روز به ماتم و عزاداری پرداختند و به رسم گیل ها سرهای خود را برهنه کردند و به سر و صورت خود می زدند اما بعد از سه روز به مناسبت بیعت با منوچهر و قبول تاج و تخت از طرف او مراسم جشن و سرور برپا شد.
لباس سفیددرسوگواری گفته شده که در قرن های چهارم و پنجم در پاره ای از مناطق ایران و از جمله خراسان به رسم سوگواری لباس سفید بر تن و سه روز عزاداری می کردند که این امر را در مرگ امیر محمود غزنوی می بینیم. پس از فوت امیرمحمود غزنوی، امیرمسعود سه روز مراسم تعزیت برپا کرد و این در حالی بود که خودش با قبا و دستار سفید و هم اعیان و اطرافیان و لشکریان او لباس سفید پوشیده بودند.
در زمانی که خبر فوت خلیفه القادر بالله را نزد مسعود غزنوی آوردند او انا لله و انا الیه راجعون خواند. فرستاده ای که از طرف خلیفه آمده بود لباس سیاه بر تن داشت اما امیر مسعود و هم محتشمان و درباریان لباس سفید بر تن کرده بودند و دستور دادند به رسم تعزیت تا سه روز همه بازارها بسته باشد. اما پس از سه روز مردم به بازارها و اصناف خود رفتند و دُهل و دبدبه زدند و این امر به خاطر جلوس خلیفه جدیدالقائم با امرلله بود. به نظر می رسد در مورد روزها عزاداری و سوگواری بیشتر مدنظر همان سه روز اول بوده است که باید بسیار مورد توجه قرار می گرفته.
طبل و نی در مراسم دفن میت در شیراز رسم بود که در تشییع جنازه، مردان در جلو جنازه و زنان به دنبال جنازه حرکت می کردند و در مجالس سوگواری و در گورستان طبل و نی می زدند. براساس گزارشی از مِقدسی رفتن سر قبر و ختم قرآن در ایران معمول نبود بلکه سه روز برای عزاداران در مساجد می نشستند.
فرستادن کفش از طرف صاحب عزایکی دیگر از رسومی که در سوگواری انجام می گرفته فرستادن کفش از طرف صاحب عزا برای عزاداران بوده است. زمانی که مادر صاحب بن عباد فوت کرد تمام امرای دیلم در مقابل صاحب به خاک می افتادند و هر کس در هر مقامی که بود در راه وقتی به او می رسید از اسب پیاده می شد. تمام اعیان و بزرگان پابرهنه و سربرهنه به تسلیتش می رفتند و پس از سپری شدن سه روز از عزاداری، صاحب بن عباد برای آنان کفش فرستاد تا از عزا بیرون بیایند.
پرسه یا پاتیا
نکته ای که حائز اهمیت می نماید ورود کلمه و رسم پُرسه به دوران اسلامی ایران است. چه این که مسلمانان به مجلس ترحیم خود پُرس یا پُرسه می گفتند. در برخی نقاط، واژه پُرس برای مجلس زنانه و اصطلاح فاتحه خوانی برای مجلس مردانه به کار می رود. از جمله افرادی که این رسم را اجرا می کنند می توان امروز به بلوچ های سراوان اشاره کرد که مراسم سوگواری را پُرسان می گویند. در واقع مراسم عزاداری به گویش بلوچی- سراوانی porsan و به گویش زاهدانی پاتیا نامیده می شود. در این مراسم نزدیک ترین فرد به متوفی سه روز در خانه می ماند زیرا هم مردم روستا و دیگران در این مدت برای تسلای خاطر او به دیدنش می روند. در این هنگام بستگان به صاحب عزا می گویند: خدا تُره دلداری دنت. روز سوم به عمل طبخ و توزیع غذا می پردازند و در روز چهارم اهالی را دعوت می کنند و پس از صرف ناهار برای آمرزش روح مرده فاتحه ی پاتیا می خوانند. به نظر می رسد این رسم از همان دوران باستان به جا مانده است و تا امروز نیز برگزار می شود.
سه روز مراسم سوگواری همانگنه که با نمونه های تاریخی آن اشاره شد در دوره ایران اسلامی نیز همچنان ادامه یافت و این سه روز مراسم سوگواری از طرف مردم و بزرگان انجام می شد که از ویژگی های بارز آنمی توان به سه روز در مسجد نشستن و قرآن خواندن، سنت طعام دادن خانواده عزادار، خیرات برای درگذشتگان، پای برهنه کردن و تعطیلی مشاغل و حرف را اشاره کرد
آيين های سوگواري در هزارستان
 از آن جا كه مردم هزاره مردمی مهربان و غمخوار هستند، به محض از دست دادن عزیزی از اقوام، برای دلداری و تسلی خاطر بازماندگان به خانه آن ها می روند و با تمام وجود به همدردی و عزاداری می پردازند. طبق سنت قدیمی هزارستان، اقوام درگذشته در پرداخت هزینه های مراسم فاتحه گیری از اول تا سوم، هفتم و چهلم به بازماندگان متوفی كمك مالی می كنند و تا جایی كه در توان دارند به بازماندگانی درگذشته یاریمی رسانند.
برای کسی که در آیین های پُرسوز وگداز خاکسپاری درگذشتگان شرکت کرده باشد و شیون ها و برسرزدن های بازماندگان آنان را دیده باشد، می دانند که ناله های غم انگیز صدای(ای خدا! یا فاطمه ی زهرا! ای وای، ای ده کجا شووم) خبر از درگذشت شخصی سرشناس یا بزرگ یک طایفه را می دهد. این گریه های غم انگیز تنها بیان کننده ی اوج اندوه نیست، بلکه با این ناله ها همه خواهند فهمید که بزرگی از میان  قریه و یا طایفه‌ در گذشته است. در چنین حالتی همه با شنیدن صدای گریه دست از کار می کشند و به محل سوگواری می‌شتابند. مردم از طوایف و تیره های دور و نزدیک به منظور همدردی با خانواده ی عزادار به مراسم فاتحه خوانیمی آیند. در این مراسم بیشتر ریش سفیدان و مردان و زنان میان سال حضور دارند. دوستان نزدیک درگذشته با حمل کردن بار مواد غذایی همچون برنج، گوسفند، روغن، قند و حتی در مواردی هیزم به کمک خویشاوندان درگذشته شان می آیند. آنان تلاش می کنند تا باری از دوش صاحب عزا بردارند و هزینه ها تنها به خانواده ی متوفی تحمیل نشود. استقبال کنندگان، دعوت شدگان را به درون خانه و خیمه های که از قبل آماده شد است برای استراحت و صرف چای و نهار هدایت می کنند و پس از پذیرایی با خواندن دوباره ی فاتحه مجلس را ترک می کنند. در مراسم ختم زنان هزاره به شیوه ی دیگری عزاداری می‌کنند. صدای "وی وی وای وای" به صورت ریز وتند و سریع، نوایی غم‌انگیزی را در فضای خانه ی درگذشته طنین انداز می کند. این نوای حزن‌آلود بستگان درجه یک خانواده ی عزادار است که با حرکت‌های موزون هردو دست که، به صورت مماس روی صورت فرود می‌آیند و یا بر سر زده می شوند؛ همراهی می شود.
اقوام درجه یک درگذشته، نزدیکی های ظهر از فاتحه خوانان جهت صرف نهار در خانه و خیمه که قبلا در یک یا دو ردیف برپا شده است، دعوت به عمل می آورند، غذای خیرات معمولا آبگوشت است که در کاسه های بزرگ و برای سه یا چهار نفرگذاشته می شود. در روز سوم پیش از غروب آفتاب مردان و زنان با جمع کردن گوشه ی پلاس خانه و پس از خواندن فاتحه، مراسم ختم را پایان می دهند. مراسم عزاداری در هزارستان افزون بر همدردی با بازماندگان درگذشته، کارکردهای اجتماعی خاصی دارد که از جمله آن می توان همبستگی اجتماعی در قالب نمادهای سنتی، ابراز همدردی در شکل تاثرات جمعی، برابری، تعاون، اتحاد، نظم، تعادل و توازن، همزیستگرایی و همدلی وصف درگذشته در قالب کلماتی مانند: خوبی ها و مدح فضائل وی در قالب توصیف متوفی با الفاظی مانند(خدا او را رحمت کند، آدم بی غرض و خوبی بود) نام برد. از منظر روانشناسی اجتماعی این مراسم ها در یک معنای وسیع تر نوع دوستی و انسان دوستی را می رسانند و در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی اثر گذار است. تأثیر اقتصادی برنامه ی کمک کردن به خانواده ی درگذشته یکی از مهمترین دستاوردهای این حرکت انسانی است که کمک های مردمی در فعالیتی به کار گرفته می شود که هم دستاورد معنوی دارد و هم مشکلی را از  خانواده ی متوفی برطرف می سازد.
 وصیت و تعیین وصی
هزاره ها در هر سن و سالی می توانند وصیت کنند و برای خود وصی تعیین کنند. وصیت برای هر کس در هر سن و سالی لازم است. زیرا پس از در گذشت کسی بر اساس وصیت او عمل می شود. اما جانشین و وصی متوفی بنابرعرف هزاره ها پسرکلان و در صورت نبود وی دختران کلان او است. پسر کلان به امور محوله ی پدر رسیدگی می کند و وصیت پدر را عملی می سازد. هزاره ها به میراث پدر کم توجه اند و کمتر روی میراث پدر دعوا می کنند. ممکن است سال های دور روی آن گفت گو کنند.
دم رفتن
وقتی علاییم مرگ بر بیمار ظاهر می شود، نزدیکان وی دور و برش جمع می شوند و به آرامی گریه می کنند. همسر و فرزندان بیمار، دعا می کنند و صلوات می فرستند. بیمار را رو به قبله می خوابانند و هردم شهادتین را برایش تکرار می کنند و از بیمار می خواهند که شهادتین را زمزمه کند. در گلوی بیمار آب می ریزند. در اتاق اسپند و نیگره دود می کنند. اگر بیمار زود جان داد، او را بی گناه می خوانند و اگر دیر جان داد می گویند که بیمار گناه داشته است و خداوند با عذاب دم مرگ خواسته است که بی گناه از دنیا برود. همین طور اگر جان دادن بیمار طول بکشد، او را در جایی که نماز می خوانده و قرآن تلاوت می کرده است؛ می برند. وقتی بیمار جان به جان آفرین تسلیم کرد، بچه های وی شیون می کنند. نزدیکان بیمار اتاق را ترک می کنند تا فرزندان متوفی با درگذشته تنها باشند. آنان مواظب اند که همسر و فرزندان درگذشته به خودشان آسیب نزنند. در این صورت آنان را از درگذشته دور نگه می دارند.
 مراسم فوت
پس از شنيدن خبر فوتی، اهالي محل به سرعت در خانه ی شخص فوت شده حاضر مي شوند، اگر فرد در گذشته بي بضاعت باشد به طور محرمانه، مبلغي را در حدود تداركات روز اول مراسم جمع آوري مي كنند و مايحتاج مجلس سوگ را تهيه مي نمايند. سپس مراسم خاک سپاري انجام مي گيرد. نزديكان متوفي اغلب به وسيله ي گفتن اذان و لا اله الا الله، همسايگان را جهت تشييع جنازه دعوت مي کنند. قبل از دفن ميت، او را رو به قبله مي خوابانند و به آرامي چشم هايش را مي بندند، دست هایش را به پهلو مي خوابانند و دو شصت انگشت پایش را به وسيله ي تكه اي پارچه به هم مي بندند. بهتر اين است هرچه سريع تر قرآن خوانان شروع به تلاوت قرآن كنند و در ميان آن از بقيه بخواهند صلوات بفرستنند و براي ميت فاتحه بخوانند. دوستان خانوادگی و اقوام متوفی روی جنازه ی وی چادر(شال) می اندازند. این سنت را(گزداری) می گویند. شال های که روی جنازه ی درگذشته جمع می شوند، توسط بازماندگان او به سادات یا مسجد داده می شوند.
 شستن درگذشته
اگر متوفی به طور کتبی يا شفاهی وصيت کرده باشد که شخص معين او را بشويد، در اين صورت طبق وصيت عمل می شود. اما اگر چنين وصيتی نشده باشد، درگذشته را نزدیکان وی می شویند. برای اين کار جسد درگذشته را روی سنگ تن شور می گذارند. لباس او را به آرامی در می آورند و در اين هنگام سوره ی ياسين و دعای عدليه خوانده می شود. بعد که درگذشته برهنه شد او را سه بار بايد بشويند: دفعه اول با سدر، دفعه دوم با کافور و دفعه سوم با آب خالص، در مرتبه سوم غسل ميت از طرف فرزندان درگذشته صورت می گيرد. بعد از غسل دو چوب از درخت بید تازه به طول تقريبی 20 سانتی متر زير بغل درگذشته می گذارند و معتقدند که عصای روز قيامت او خواهد شد. بعد با آب تربت اما حسین(ع) صورت درگذشته را شست و شو می دهند و برای او اشهد می خوانند. در پایان بر هفت محل سجده گاه وي بر مبناي سنت ديني كافور مي مالند و با احترام وي را كفن مي پوشانند. کفن وی بیشتر از سان سپید است. جنازه برروي يك نردبان يا تابوت روباز تشييعمي شود و حاضران لا اله الا الله گويان وي را به سوي قبرستان مي برند.
 حمل جنازه
وقتی همه دوستان و بستگان در منزل متوفی جمع شدند و تابوت نيز آورده شد، مفرشی می گسترند و يک نفر زير سر مرده و يک نفر دو پای او را و دو نفر ديگر زير کمرش را می گيرند و او را از جا بلند کرده روی مفرش می گذارند و پاچه ای سفيدی رويش می کشند. زمانی که می خواهند در گذشته را به سوی گورستان حمل کنند، چهار نفرگوشه جنازه را می گيرند ولی سه بار آن را بر زمين بايد بگذارند؛ يک بار در آستانه در اطاقی که متوفی در آن درگذشته، يک بار در کف حياط منزل و بار سوم در دالان و کنار در خروجی خانه و اين در حقيقت خداحافظی در گذشته است از خانه ای که درآن می زيسته و در آن در گذشته  است. زمانی که جسد متوفی از خانه خارج می شود بايد نخست سر او را از خانه بيرون کنند. معمولاً تابوت را کمتر وارد خانهمی کنند و ورود آن را به خانه خوش يمن نمی دانند و آن را دم در خانه می گذارند. وقتی درگذشته را داخل تابوت گذاشتند، تابوت را تشييع کنندگان بر روی دوش حمل می کنند. نزدیکان متوفی پشت سر تابوت و در جلو جمعيت و تشييع کنندگان حرکت می کنند. روحانی محل یا یکی از بزرگان مرتباً با صدای بلند می گويد (لا اله الا الله) و متوفی را فوق العاده سريع حرکت می دهند. در این وقت هر کس با تابوت روبه رو شود موظف است و بايد اگر هفت قدم هم باشد، درگذشته را همراهی کند. هزاره ها باور دارند که هر کس پايه تابوت را روی شانه خود بگذارد، اجری بزرگ برای خود ذخيره می کند. به این سبب موقع حمل تابوت، مردم برای روی دوش گرفتن آن از يکديگر سبقت می گيرند.
 دفن در گذشته پیش از غروب خورشید
متوفی را تا حد امكان شب دفن نمي كنند و مي گويند: نور ستاره نبايد داخل قبر بتابد، باران نبايد داخل قبر بريزد. مراسم تدفین باید در روز روشن و پیش از غروب خورشید انجام گیرد. در صورتی که کسی پس از غروب خورشید درگذرد یا گردآمدن آشنایان و تهیه ی لوازم مورد نیاز تا هنگام غروب به طول انجامد، مراسم تدفین به روز بعد واگذارده می شود و از دفن شبانه پرهیز می کنند. به گمان هزاره ها تابش نور خورشید بر جنازه ی متوفی نیکوست. مردم هزاره شب را جولان شیطان و ارواح ناجنس می دانند. در شب دیوان و ارواح بدجنس و سرگردان می توانند بر روان درگذشته مسلط شوند و وی را آزار برساند.
آماده کردن قبر
پس از درگذشت متوفی برخی از نزدیکان وی بیل و کلنگ بر می دارند و برای آماده کردن قبر به قبرستان می روند. آنان به نوبت در کنار یکی از نزدیکان درگذشته ی متوفی، زمین را حفر می کنند. وقتی بلنه گور(طبقه ی اول) آماده شد، شروع به کندن تینه گور(طبقه ی دوم) می کنند. هنگامی قبر آماده شد، درگذشته را با پهلوی راست، رو به قبله می خوابانند. رو به روی صورت متوفی مهرکربلا می گذارند. با پایان یافتن مراحل ابتدایی دفن، روحانی وارد قبر می شود و شروع به تلقین متوفی می کند. پس از تلقین، حاضران با بيل مقداري خاك در قبر مي ريزند و بيل را وارونه به زمين مي اندازند تا نفر بعدي خاک بریزد. وقتی قبر پوشانده شد، روی آن سه سنگ به ردیف برای مرد می گذارند و برای دو سنگ برای زن. بعد تشییع کنندگان دور قبر جمع می شوند و با گذاشتن دست روی قبر فاتحه می خوانند و برای درگذشته طلب آمرزش می کنند. نزدیکان متوفی مقدار آب روی قبر می ریزند و از مردم می خواهند که متوفی را ببخشند. وقتی مردم با صدای بلند درگذشته را بخشیدند، پسرکلان متوفی از مردم می خواهد که اگر حساب و کتابی با پدرش دارند با او بگویند تا پرداخت شود. پس از آن، همه ی آن هايی که جنازه را تشييع کرده اند به خانه ی صاحبان عزا باز می گردند.
شب پس از درگذشت
شبی پس از دفن متوفی پارچه ای سفيدی را درگوشه ی اطاقی که درگذشته شب پيش در آن بوده،می گسترانند. چراغی نيز روشن می کنند و درست به جای شخصی متوفی می گذارند. ظرف آبی را در کنار چراغ قرار می دهند. پسر کلان متوفی به قبرستان می رود و روی قبر درگذشته آتش روشن می کند. در برخی مناطق فانوس روشن می کنند تا شب اول درگذشته تنها و بی چراغ نباشد.
مراسم ختم و يادبود
خانواده ی فرد درگذشته با دعوت ريش سفيدان و خويشان در خانه ی درگذشته، مجلس مقدماتی ترحیم را برگزار می‏کند. در اين جلسه در ارتباط با نحوه برگزاري رسم عزاداري تصميم گيري مي شود؛ قرباني براساس تعداد مهمانان انجام مي گردد. آرد مورد نياز براي تهيه نان از خانه ها جمع آوري می گردد و به خانه صاحب عزا فرستاده مي شود. در روز ختم گیری فاتحه خوانان هركدام مبلغي را به عنوان «کمکی» به ريش سفيدان مجلس تقديم مي كنند كه پس از جمع آوري به صاحب عزا داده مي شود. مراسم فاتحه خوانی نخست برای سه روز پس از فوت اعلان می شود. پس از آن در روزهاي سوم و هفتم، چهلم و سال نیز مراسم ختم و فاتحه برگزار مي گردد. در روزهاي يادشده قرآن خواني و فاتحه خوانی بر گذار می شود. خیرات و مبرات با کشتن گاو و گوسپند انجام می یابد. فاتحه خوانان برای صرف غذا دعوت می شوند. روحانی محل با ورود هر فاتحه خوان سوره ای از قرآن تلاوت می کند و در پایان با گفتن مع الصلوات آنان را به خواندن سوره ای فاتحه و سوره ای قول هوا له الله احد دعوت می کند. وقتی فاتحه خوانده شد، همه دست روی صورت و مماس بر صورت می کشند و می گویند: خداوند در گذشته را رحمت کند و با اولیای الهی محشور گرداند و به باز ماندگان صبر بدهد. صاحب عذا نیز می گوید: خداوند درگذشتگان شما را هم بیامرزد و غریق رحمت بی کران خود گرداند. در چنين مجالسی معمولاً کمتر سخن گفته می شود و همه به صدای قاری که قرآن می خواند گوش می دهند. وقتی فاتحه خوانده شد، مردم برای صرف غذا به اتاق دیگر خوانده می شود. پس از صرف غذا فاتحه خوانان یک بار دیگر فاتحه می خوانند و با گفتن خدا رحمت کند و شما را باقی غم ندهد، مجلس ختم را ترک می گویند. در پایان روز سوم نزدیکان درگذشته همراه با صاحب عزا سرمزار در گذشته می روند و فاتحه می خوانند. در پایان مراسم رفتن بر سر مزار درگذشته همه به خانه صاحب مصیبت می آیند و با خواندن فاتحه و جمع کردن گوشه ای پلاس و گلیم صاحب مصیبت، پایان فاتحه گیری را اعلان می کنند. اما پذيرايي از فاتحه خوانانی كه پس از اتمام مراسم خبردار مي شوند، تا روز چهلم و تمام سال ادامه دارد و به طور مرتب غذاي ميهمان در خانه آماده است.
 قرآن خوانی
در روزهای فاتحه خوانی، قرآن خوان هاي محلي در خانه فرد درگذشته جمع مي شوند، اين افراد با خواندن يک جلد كلام الله مجيد کمتر یا بیشتر آن برای درگذشته خواهان آموزش می شوند. از قرآن خوان ها با آبگوشت پذیرانی می شود. اینان بیشتر قرآن یک جزبه می خوانند.
 مجلس زنانه
در کنار مجلس مردانه مجلس زنانه هم برگذار می شود. زنان در این مجلس دور می نشینند و فاتحه می خوانند. فاتحه خوان اگر روحانی زن را در مجلس دید با اشاره می گوید که دعا کند. اگر نه با صدای آرام می گوید: یک فاتحه بخوانیم. با خوانده شدن فاتحه، زنان با آبگوشت پذیرانی می شوند. زنان فاتحه خوان با خود مقداری نان و روغن برای کمک به صاحب مصیبت می آورند.
ماترک
چند روز پس از فوت متوفی، آخوند محل دعوت می شود که خمس، زکات و وجوهات درگذشته را بور(جدا) کند. آخوند نخست وصیت متوفی را می بیند و سپس تمام دارایی درگذشته را حساب و کتابمی کند و وجوهات وی را در می آورد و با خود می برد و یا می گوید که ادا شود.
نماز و روزه متوفی
طبق وصیت درگذشته هر مقدار نماز و روزه ی که متوفی نخوانده است و نگرفته است، بازماندگان درجه یک او، بجا می آورند. آنان نماز و روزه ی وی را می گیرند و می خوانند و یا به روحانی محل و مردان و زنان مومن می سپارند که بخوانند و بگیرند. خانواده ی درگذشته از سرمایه ی باقی مانده از متوفی، هزینه های نماز و روزه وی را می پردازند.
 روی شویی
وابستگان درجه یک متوفی مانند برادران دور از خانه، دختران، خواهران سببی و نسبی پس از با خبر شدن فوت متوفی باید مراسم ختم برگذار کند. این مراسم کوتاه و یک روزه است. قرآن خوانی، فاتحه خوانی به صورت زنانه و مردانه در دو مکان جداگانه برگذار می شود. از فاتحه خوانان با آبگوشت پذیرایی می شود. کمک و تعاون قومی و فامیلی کم تر از مراسم رسمی فاتحه خوانی است. شیوه یی برگذاری مراسم روی شویی مانند فاتحه گیری رسمی است.
 سنگ قبر
هزاره ها سنگ قبر را روز هفتم، سی ام يا چهلم روی قبر جا می گذارند. در گذشته سنگ های قبر را از کوه های نزدیک و یا دور می آوردند. سنگ ها ساده و معمولی بودند. برخی از مردم برای بزرگ خاندان خود سنگ های بلند در حد یک متر و دو متر انتخاب می کردند. بلندی سنگ بر مزار کسی نشان از بزرگی و خانی وی داشت. این سنگ ها نه نوشته داشتند و نه روی آن ها علامتی که نشان از متوفی داشته باشد. این روزها سنگ قبر بازاری هم رواج یافته است.
 مهمانی وابستگان متوفی
اقوام و فامیل متوفی پس از مراسم فاتحه خوانی برای ابراز همدردی، خانواده ی درگذشته را برای مهمانی دعوت می کنند. در این مجلس بیشتر دوستان و آشنایان باقی مانده ی درگذشته به مهمانی خوانده می شوند. زنان و مردان در دو مجلس جداگانه پذیرایی می شوند. این دعوتی شبیه روی شویی است. هدف آن همدردی با خانواده ی متوفی است تا احساس نکنند، فراموش شده اند یا تنها مانده اند. این مهمانی ها یادمانی یاد و خاطره ی متوفی است که برای بازماندگان و دوستان دور و نزدیک او فراموش نشده نی است.
 
 مراسم چهلم
مراسم چهلم، چهل روز پس از مرگ متوفی برگذار می شود. این مجلس بیشتر خانوادگی است. مراسم چهلم افزون براين که به صورت ساده برای نزدیکان درگذشته برگزار می گردد، شبيه ختم است. در پایان روز چهلم فاتحه خوانان، نزدیکان متوفی و خانواده ی وی سر قبر متوفی می روند و در آن جا فاتحه خوانی و روضه خوانی می کنند. در پایان به خانه صاحب مصیبت بر می گردند. آنان توسط نزدیکان متوفی با چای پذیرانی می شوند و پس از دعا و طلب آمرزش و صبرخواهی به خانه های شان بر می گردند. از ويژگی های مراسم چهلم پختن حلوا است. مقداری از اين حلوا را روی قبر می گذارند و اسپند، نیگره و کندر دود می کنند .در اين مراسم به برخی از فاتحه خوان ها ناهار و شام داده مي شود.
 اولین عید در گذشته
بازديد از خانواده ی فرد درگذشته در اولين عيد در بیشتر جاهای هزارستان رواج دارد. بدین گونه که پس از درگذشتن فرد درگذشته، دوستان و آشنايان از خانه و خانواده او ديدن می کنند. در این مراسم فاتحه نمی خوانند اما شادی هم نمی کنند.
سر سال
روزی که درست يک سال از مرگ متوفی گذشته باشد، افراد خانواده وی مقداری حلوا درست می کنند و به قبرستان می برند و در ميان قاری ها و افراد مستمند قسمت می کنند. برخی از هزاره ها در این روز مراسم ختم می گیرند و قرآن خوانی برگذار می کنند. قرآن خوان ها و فاتحه خوان ها با آبگوشت پذیرایی می شوند.
 
    منابع:
 hamshahrionline.irپاورقي: [1]. رفیع‌پور، فرامرز؛ آناتومی جامعه، تهران، شرکت سهامی انتشار،  چاپ پنجم، 1387، ص294.[2]. باکاک، رابرت؛ صورت‌بندی‌های فرهنگی جامعه مدرن، مهران مهاجر، تهران، آگه، 1386، چاپ اول، ص37.[3]. رفیع‌پور، فرامرز؛ پیشین، ص294.[4]. سازگارا، پروین؛ نگاهی به جامعه‌شناسی با تأكید بر فرهنگ، تهران، كویر، چاپ اول، 1377، ص 99-98.    [5]. رفیع‌پور، فرامرز؛ پیشین، ص299.[6]. کوئن، بروس؛ درآمدی بر جامعه‌شناسی، محسن ثلاثی، تهران، فرهنگ معاصر، 1385، چاپ پنجم، ص43.[7]. ذکایی، محمدسعید؛ "خرده‌فرهنگ، سبک زندگی و هویت"، مجله رشد آموزش علوم اجتماعی، پاییز 1381، شماره 21-20، ص21-20.[8]. صالحی امیری، سیدرضا؛  مفاهیم و نظریه‌های فرهنگی، تهران، ققنوس، 1389، چاپ سوم، ص49.[9]. صدیق سروستانی، رحمت‌الله؛ آسیب‌شناسی اجتماعی، تهران، سمت، 1387، چاپ سوم، ص45.[10]. صالحی امیری، سیدرضا؛  پیشین، ص49.       [11]. ذکایی، محمدسعید؛ پیشین، ص22.[12]. بشیریه، حسین؛ جامعه‌شناسی سیاسی، تهران، نی، چاپ هفدهم، 1388، ص280.
نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین ۱۳۹۸ساعت 8:4  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

سال 1398 مبارک

 

 

نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین ۱۳۹۸ساعت 8:46  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

امام علی (ع) فرمود:

هیچ سرمايه‌اى از عقل سودمندتر نيست و هيچ تنهايى ترسناک‌تر از خودبينى. هیچ عقلى چون دورانديشى و هيچ بزرگوارى چون تقوى. هیچ همنشينى چون اخلاقى خوش و هیچ ميراثى چون ادب و هیچ رهبرى چون توفيق الهى و هیچ تجارتى چون عمل صالح نیست. هیچ سودى چون پاداش الهى و هيچ پارسايى چون پرهيز از شُبهات و هیچ زُهدى همچون بى اعتنايى به دنياى حرام و هیچ دانشى چون انديشيدن نیست.

نوشته شده در  شنبه دهم آذر ۱۳۹۷ساعت 8:45  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

 

نازنين زهرا نيروي آغميوني

 اول مهر، آغاز مهربانی و مهرورزی
روز خانه تکانی و زدودن گرد و غبار جهل و جهالت
شروع مدرسه و کتاب نظم و انضباط
سرآغاز بهار مهربانی و دوستی
آغاز زنگ دانایی بر پیشه وران کسوت خرد
بر تمامی دانش آموزان ایران زمین تهنیت باد
شور سرمستی دانایی و توانایی گوارای وجودتان دختران سرزمین علم و دانش

دخترم نازنين زهرا نيروي آغميوني عزيز ورود شما را به مدرسه و خانه جديد صميمانه تبريك مي گوييم

از طرف مامان و بابا

نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر ۱۳۹۷ساعت 8:49  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

جامعه ، از افراد و شخصیت های جداگانه ای تشکیل شده است که هر کدام در حدّ معین و محدودی ، بر محیط ، تأثیر دارند. در این زمینه ، فعالیت افراد بااستعداد و دارای نبوغ ، جایگاه ویژه خود را دارد. زندگی اخلاقی جامعه ، قسمتی از زندگی معنوی جامعه است. هیچ اخلاقی، مخصوص یک فرد نیست. اخلاق ، شکل اجتماعی دارد و حاصل فعالیت کسانی است که ارتباط فکری و اعتقادی معینی با یکدیگر دارند. به همین جهت ، ارتباط متقابل بین فرد و جامعه ، دارای اهمیت است.

اخلاق به وسیله افراد به وجود می آید؛ اما حاصل فعالیت اخلاقی این افراد ، در تأثیرات متقابل اجتماعی ، تغییر شکل می یابد. به طور کلی می توان گفت که : حاصل فعالیت های معنوی افراد در زندگی اجتماعی ، به عنوان یک پدیده مستقل ، به صورت اراده جامعه ، سنت ها ، آداب و رسوم ، رفتارهای اجتماعی ، عادت ها و ... تکیه گاه همگان می شود. فرد در جامعه ، به اخلاقِ شکل گرفته ای مقید است. هر قدر هم که دنیای درونی افراد متفاوت باشد ، چگونگی اخلاق و روان آنها مشروط به این است که در کدام جامعه رشد و نمو یافته و برخاسته و پرورش یافته کدام طبقه اجتماعی باشند.

تجزیه و تحلیل جریان های اجتماعی ، با در نظر گرفتن تأثیری که عوامل واقعی (محسوس) و ذهنی بر یکدیگر دارند ، انجام می گیرد. اخلاق ، یکی از عواملی است که شخص را به محرّک و سازنده تاریخ تبدیل می کند. چنین است که شخصیّت های نسبتا اخلاقی ، شخصیت های مهم و مؤثری در خانه ، محله ، شهر ، کشور و تاریخ جهان می گردند.

از طرف دیگر ، برای ساخت جامعه جدید ، به مرحله بالاتری از آگاهی و سازماندهی نیاز است. اکثریت مردم ، تحت تأثیر اخلاق ، امکان کارهای آگاهانه تر و فداکارانه تر را پیدا می کنند. خود این جریان ، موجب اعتقاد آنها به واقعیت هایی می شود که در نتیجه فعالیت آنها به وجود آمده است. در چنین صورتی ، اخلاق ـ که شکل خاصی از درک نیازهای اجتماعی است ـ وسیله ای برای برانگیختن اکثریت مردم در جهت برآوردن نیازهای جامعه می شود و سرنوشت پیروزی ، به وضع روحی مردم بستگی پیدا می کند.

قدرت اخلاق

برخی اعتقاد دارند که «حق» و «عدالت» ، واژه هایی بی معنا و توخالی اند ؛ چرا که احساس حقانیت و احساس خشم نسبت به شرایط غیر عادلانه ، به خودی خود ، نیرویی ندارند؛ اما وقتی که شرایط و موجبات فراهم باشد و ضرورت فرا رسد ، هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند مردمی را که به حقانیت عمل خود باور دارند ، از به دست گرفتن اداره امور ، مانع شود.

اخلاق ، به عنوان وسیله ای در دست انسان برای دگرگون کردن جهان ، امری واقعی است. تکامل جامعه را باید به عنوان جریانی در نظر گرفت که از قانونمندی های خود پیروی می کند؛ قانونمندی هایی که نه تنها تحت تأثیر اراده و آگاهی افراد نیستند، بلکه برعکس ، اراده ، آگاهی و نیت افراد را هدایت می کنند. در عین حال ، نباید نقش آگاهی را به عنوان عامل اساسی از نظر دور داشت.

هر انسانی ، به طور نسبی داری آزادی انتخاب رفتار ، تعیین هدف و وسیله فعالیت است. شعور شخصی ، وجدان و اراده و کیفیت خصلت های او در این انتخاب ، نقش بزرگی دارند. در واقع ، آزادی اراده است که انتخاب رفتار را ممکن می کند. انتخاب ـ که اخلاق ، تنها بر اساس آن می تواند نقش فعال خود را ظاهر سازد ـ همیشگی و بی پایان است. دفاع مستمر از آنچه مورد قبول است و یا ترک دفاع در برخی موقعیت ها ، به معنای وجود آزادی انتخاب (هر چند به صورت نسبی) است. هر عمل ، انتخابی است از میان رفتارهای مختلفِ ممکن و نیز گزینشی است از میان کشش های اجتماعی. در جریان همین انتخاب مستمر است که انسان ، نیروی خود را وقف دفاع از آزادی انتخاب می کند.

اگر اخلاق فردی را ، به عنوان تنها عامل تعیین کننده رفتار بپذیریم ، مسئولیت ، جنبه ای کاملاً اخلاقی به خود می گیرد و هر فرد به طور کامل ، مسئول کارهای خود خواهد بود و هر گاه عمل غیراخلاقی از او سر بزند ، تنها خود اوست که متهم و گناهکار است؛ اما اگر شرایط عینی و واقعیت های موجود را به عنوان عامل نیرومندی در نظر بگیریم که رفتار آدمی را تعیین می کنند، جریان فرق می کند. چه بسیار پیش می آید که رفتار آدمی ، دلیلی بر بدبختی اوست ، نه گناه او!

اخلاق از لحاظ ارزش ها و آرمان های معنوی در مبارزه به خاطر مردم اهمیت دارد. این مبارزه که در راه اعتلای آگاهی مردم انجام می شود ، نه تنها به عنوان یک هدف ، بلکه به عنوان شرط لازم برای پیشرفت اخلاقی و رفتار آدمی ، مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.

تأثیر اجتماعی اخلاق

اخلاق انسانی در گذر زمان ، در فعالیت جامعه مؤثر است و در جهت معینی عمل می کند و مانند سلاحی در جریان مبارزه و دفاع از منافع مردم به کار می رود و آنها را برای فعالیت مشترک ، سازمان می دهد.

ناآگاهی و فریب خوردگی مردم ، تا زمانی ادامه دارد که پشت هر جمله ، منافع خود یا دشمنان خود را تشخیص ندهند؛ چرا که عقاید اخلاقی به دلیل نابرابری های موجود، یک دست نیستند.

اخلاقیات متفاوت ، بازتاب منافع گروه های متفاوت جامعه اند. این تفاوت ، ریشه در روابط بین گروه ها دارد. در واقع ، گروه های متخاصم ، اعتقادهای اخلاقی ـ اجتماعی ای دارند که نشانگر مبارزه بین آنهاست.

موضوع اخلاق برای مردمی که کار می کنند و زحمت می کشند ، در مقابل گروه های مقابل آنان ، آن قدر ساده نیست که در برخورد اوّل، روشن باشد. دوگانه بودن اخلاق ، نشانه ناسازگاری آن است؛ چرا که همان چیزی که برای بالادستی ها خیر و بر کت و سود است ، برای مردم محروم ، باعث رنج و سختی است و به همین جهت ، بالادستی ها معنا و مفهوم واقعی اندیشه ها و تصورهایی را که به سود آنهاست ، پنهان می کنند.

سرچشمه انسانیّت

عده ای سرچشمه انسانیت را در اندیشه آزاد ، ویژگی های طبیعت انسانی و چیزهای دیگری از این قبیل می دانند ، در حالی که انسانیت ، در زمینه های مشّخص و معیّن اجتماعی و با توجه به درکی که از اخلاق وجود دارد ، رشد می کند. در حقیقت ، معیارهای اخلاقی ، منعکس کننده روابط مشخص بر اساس هدف های معیّن اند که در عین حال ، معیارهای انسانی را هم شکل می دهند.

احترام به کار و فرهنگ ، یاری متقابل ، وفاعی به عهد ، حرمت سالخوردگان ، مراقبت از کودکان ، عشق به میهن ، سرزنش بدی و شرارت ، نکوهش بیدادگری و ستم ، مردانگی ، ثبات ، صمیمیت و درستکاری ، حسن همجواری و بسیاری از قانون های ساده دیگر ، جزو معیارها و موازین اخلاقی هستند. این معیارهای ساده ، با مهم ترین و اصلی ترین جنبه های زندگی جامعه ، بستگی پیدا می کنند و منعکس کننده روابط کلی اجتماعی هستند.

مردم ، از قانون های عمومی و مقدماتی زندگی ، که صدها سال است مشخص شده اند و هزاران سال است که در همه سرمشق ها تکرار شده اند ، موازین ثابت اخلاقی را فهمیده اند ، و بر این اساس است که علیه جنگ ، تجاوز ، تهمت ، ظلم و زورگویی نسبت به زن ها و غیر آن ، جهت گرفته اند و این قانون های ساده را به عنوان شرایط و قراردادهای جوامع خود و به عنوان حداقل موازین اخلاقی در روابط بین افراد ، در نظر گرفته اند ، به نحوی که برقراری نظم جامعه و روال عادی و طبیعی آن ، بدون آنها ، ممکن نیست. این موازین اخلاقی ساده ، حتی در جوامع غیر عادلانه هم مربوط به گروهی خاص نمی گردند. در تمامی جوامع ، روح عدالت خواهی و ظلم ستیزی در مردم به طور خود به خودی وجود دارد. هر چند ممکن است جهتگیری درست و بر اساس تجزیه و تحلیل منطقی نداشته باشد.

البته برای درک سرنوشت «اخلاق انسانی» در شرایط جامعه ، باید توجه کنیم که انسانی بودن اخلاق در این اصطلاح ، به دو معنا به کار می رود : یک معنای آن ، مفهومی است که معرّف منافع تمامی انسانیت است ، و دیگری مفهومی است که به وسیله همه انسان ها به کار می رود. بنا بر این ، بین منافع اجتماعی ای که اخلاق ، مدافع آن است با منافع اجتماعی ای که اخلاق بر آن ، اثر می گذارد، تفاوت وجود دارد و این در حالی است که ممکن است بین آنها ، در ظاهر ، سازگاری هم وجود داشته باشد. در واقع ، جنبه هایی از اخلاق هست که در خدمت انسان و انسانیت است ، اما چنین جنبه هایی در اختیار همه نیست و نمی تواند باشد و اثری که اخلاق انسان ، بر گروه های مختلف اجتماعی دارد ، متفاوت است.

عناصر اخلاق انسانی ، در جریان روابط گروهی ، به نیروهایی فعّال و واقعی تبدیل می شوند. قانون هایی وجود دارند که اعتبار آنها در هر جامعه ای ، بدیهی به حساب می آید. با وجود این ، نوع عملکرد این قانون ها در زندگی افراد ، بستگی به نظام اجتماعی حاکم بر آن جوامع دارد.

رفتار اخلاقی در واقعیت

ضمن تأیید مناسبت هایی همچون همیاری برادرانه ، احترام به شخصیت انسانی که کار می کند و زحمت می کشد ، اعم از زن و مرد ، و ... انضباط فرد در برابر جمع نیز مهم است. ماهیت این مناسبت های اخلاقی را : دوستی برای همه ، و همه برای دوستی ، صلح برای همه و همه برای صلح ، روشن می سازد.

اخلاق یعنی آن چیزی که مردم را متحد می کند تا جامعه ای بر پای دارند که در آن ، تمام استعدادهای مثبت مردم شکوفا شود. خدمت به مردم و انسان گرایی در اخلاق ، متقابلاً به هم بستگی دارند. آنچه برای اخلاق اهمیت دارد ، ساختن جامعه تازه ای است که انسان جدیدی را شکل می دهد و موجب شکوفایی شخصیت می گردد. همیشه تکامل شخصیت مردم ، نتیجه دگرگونی های اجتماعی است و دگرگونی اجتماعی ، از طریق آگاهی مردم صورت می گیرد. تغییر به سوی بهبودی ، از طریق مردم ، ناآگاهانه حاصل نمی شود. بررسی عملکرد روش های اخلاقی در جریان زندگی اجتماعی و رفتارهای شخصی ، کار ساده ای نیست ؛ چرا که خود انسان و روابط او ساده نیست و از پیچیدگی های ویژه ای برخوردار است. در واقع می توان گفت وقتی شرایط به هیچ عنوان برای خوب بودن مناسب نیست ، خوب بودن ، استثنا می گردد. اگر شرایط برای خوب بودن مناسب و آماده بود ، امکان خوب بودن برای همه مهیّا بود و آدم خوب ، دیگر استثنا نبود. در چنین شرایطی است که دیگر انسان بودن ، جزو آرزوها نیست؛ چرا که همه انسان ها خوب اند با همه معنویات بی حد و حصرشان.

انسان ها با درک اخلاقی از واقعیت های اجتماعی در جهان ، وظایف اجتماعی مهمی به عهده دارند. اخلاق هم مثل همه معیارهای دیگری که در جامعه وجود دارد ، بر رفتار و آگاهی فرد ، اثر می گذارد و به درک اجتماعی او خدمت می کند. به این معنا اخلاق را می توان یک مفهوم اجتماعی دانست. انسان نمی تواند بدون اخلاق ، به صورت فردی فعّال در روابط اجتماعی جلوه کند.

اخلاق ، یکی از ابزارهای اساسی انسان برای شناخت جهان است؛ ولی تنها ابزار ممکن نیست. با همه کاربرد گسترده ای که اخلاق در فعالیت های اجتماعی دارد ، از لحاظ علمی ، مرز و چارچوب مشخصی دارد که نقش خود را تنها در حدود آن ایفا می کند.

انسان ها در شرایط گوناگون اخلاقی

انسان ها (اعضای جامعه) ، در جریان زندگی ، دارای شخصیتی یک جانبه ، همیشگی و بدون تغییر و تحول نیستند. به همین جهت ، هر شخصیت را باید در جریان پرفراز و نشیب زندگی مورد بررسی قرار داد. شخصیت هر فرد ، شخصیت خالص و ویژه آن فرد نیست؛ بلکه از آن جا که هر فردی در جریان کار روزمرّه در روابط مختلف با افراد گوناگون قرار دارد و در ضمن ، با اسوه های عینی و شخصیت های برجسته تاریخی آشنا می گردد ، شخصیت او به طور معمول ، ترکیبی از شخصیت های مختلف است.

می توان با ایجاد شرایط اجتماعی و تعلیم و تربیت ، شخصیت فرد را تغییر داد. این تغییرات ، در افراد ، نسبی است و شدّت و ضعف دارد. با توجه به تأثیرات ارثی (ژنتیک) ، می توان زمینه استعدادهایی را که به صورت ارثی به فرد منتقل شده اند، رشد داد و یا از رشد آن جلوگیری نمود.

هر فرد ، از شرایط گوناگون ، تأثیر می پذیرد و در شرایط مختلف ، واکنش های مختلف بروز می دهد. همیشه اشخاصی که در طی زندگی خود موفق به خودسازی ، پرورش و ساخت روحیه خود شده اند ، هم در شرایط سخت و مصیبت بار ، قادر به مقاومت و پایداری هستند ، و هم با قرار گرفتن در موقعیت های برتر ، خصلت های انسانی (تعهد ، وفاداری و احترام به حقوق دیگران) را حفظ ، و از قدرت خود ، سوء استفاده نمی کنند تا نفسانیات و اغراض شخصی خود را ارضا کنند.

وظیفه هر انسان ، حکم می کند که به پیشرفت و خوش بختی دیگران ، اهمیت دهد و با کوشش و پشتکار ، سعی کند که خودش پیشرفت کند ، نه این که دیگران را عقب بزند و آنها را خوار کند تا خودش پیشرفت کند.

در زندگی و روابط متقابل انسان ها ممکن است هر کس اشتباه کند. دوستان باید نسبت به یکدیگر حالتی از اعتماد و اغماض داشته باشند؛ اما روشن است که باید بین اشتباه دوستانه (که طبیعی به نظر می رسد) با خیانت مغرضانه و سوء استفاده ، فرق گذاشت. روابط اجتماعی و زندگی خانوادگی بر پایه وجه اشتراک های فرهنگی و دوستی های وفادارانه استوار است.

روحیات هر فرد و پایبندی های اخلاقی وی را می توان با آنچه که مردم همه جای دنیا به عنوان قراردادهای اخلاقی و انسانی پذیرفته اند ، مورد بررسی قرار داد. دروغ ، در همه جای دنیا زشت و بد است. دورویی ، تهمت زدن ، بی وفایی ، تمسخر و تحقیر دیگران ، تبعیض ، و ... نیز چنین اند. جامعه ای که نسبت بالایی از اعضای آن ، افراد اخلاقمند باشند ، الگوهای اخلاقی بیشتری به فرزندان خویش ارائه می دهد و فشار بیشتری برای اصلاح خود و کام برداشتن به سوی زندگی اخلاقی به اعضا وارد می آورد. در نتیجه می توان گفت که تلاش فرد فرد اعضای جامعه برای خودسازی اخلاقی ، خیلی زود ، به موجی اجتماعی تبدیل می شود که دیگران و نسل های بعد را نیز در بر می گیرد.

منابع:

1. اخلاق و شخصیت ، جان دیویی ، مترجم : مشفق همدانی ، تهران : صفی علی شاه ، 1354.

2. پایه های اجتماعی اخلاق ، محمّد رضا صادقی ، تهران : اشاره ، اوّل، 1371.

3. فلسفه اخلاق ، مرتضی مطهری ، تهران : صدرا ، یازدهم ، 1372.

4. زیبایی های اخلاق ، حسین انصاریان ، دارالعرفان ، 1382.

https://hawzah.net/fa/Magazine/View/3881/5004/43791/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82

 

نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۷ساعت 8:30  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

فرهنگ قوی سازمانی تاثیر قابل ملاحظه و چشمگیری در انجام کار و بهره وری دارد و مقصود از فرهنگ قوی سازمانی آن است که بیشتر مدیران و کارکنان در ارزش ها و روش های انجام کار سهیم هستند.

دلایل انجام کار خوب و قابل قبول با وجود فرهنگ قوی سازمانی

•اجرای موفقیت آمیز دیگر استراتژی های سازمان
•ایجاد تعهد و فداکاری در کارکنان
•ایجاد انگیزش و همسویی در کارکنان
 
 
 نکاتی در مورد فرهنگ قوی سازمانی
 
قوانین و مقررات می توانند در سازمان نظم برقرار کنند و به رفتارها ثبات و دوام رویه بدهند.
• با توجه به آن چه که گفته شد می توان گفت که یک فرهنگ قوی می تواند جایگزین قوانین و مقررات رسمی سازمان گردد.
•مزیت فرهنگ قوی نسبت به قوانین و مقررات این است که یک فرهنگ قوی بدون نیاز به اسناد مکتوب همان نقش قوانین و مقررات را ایفا می کند.
در واقع فرهنگ قوی ومقررات دو جاده متفاوت هستند که یک مقصد نهایی مشترک ختم می شوند
نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۶ساعت 7:32  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

- مقدمه

تلاش براي بهبود و استفاده مؤثر و كارآمد از منابع گوناگون چون نيروي كار سرمايه، مواد، انرژي و اطلاعات، هدف تمامي مديران سازمانهاي اقتصادي و واحدهاي توليدي صنعتي و مؤسسات خدماتي مي باشد. وجود ساختار سازماني مناسب، روشهاي اجرائي كارآمد، تجهيزات و ابزار كار سالم، فضاي كار متعادل و از همه مهمتر نيروي انساني واجد صلاحيت و شايسته از ضرورياتي مي باشند كه براي نيل به بهره وري مطلوب بايد مورد توجه مديران قرار گيرد. مشاركت كاركنان در امور و تلاشهاي هوشيارانه و آگاهانه آنان همراه با انضباط كاري مي تواند بر ميزان بهره وري و تعمير براي بهبود بهره وري بويژه در يك محيط متلاطم و توأم با ناامني تأثير گذارد. روح فرهنگ بهبود بهره وري بايد در كالبد سازمان دميده شود كه در آن ميان نيروي انساني هسته مركزي را تشكيل مي دهد.

يكي از مهمترين اهداف در هر سازمان ارتقاء سطح بهره وري آن است و با توجه به اينكه انسان در ايجاد بهره وري نقشي محوري دارد درخواستهاي او در سازمان اثري كليدي بجا مي گذارد. در اين مقاله به صورت خلاصه به تعاريف، تاريخچه، اهميت بهره وري و همچنين عوامل مؤثر در ارتقاء ايجاد شرايط لازم براي بهبود بهره وري نيروي انساني و عوامل مؤثر در  كاهش بهر وري نيروي انساني می پردازیم.

2- تعریف بهره وري

بهره وري عبارت است از به حداكثر رساندن استفاده از منابع، نيروي انساني و تمهيدات به طريق علمي به منظور كاهش هزينه ها و رضايت كاركنان، مديران و مصرف كنندگان. تعاريف ديگر، بهره وري نيروي انساني را حداكثر استفاده مناسب از نيروي انساني به منظور حركت در جهت اهداف سازمان با كمترين زمان و حداقل هزينه داشته اند. تر اساس ديدگاه سازمان بهره وري ملي ايران، بهره وري يك نگرش عقلاني به كار و زندگي است. اين مشابه يك فرهنگ بوده كه هدف آن هوشمندانه تر كردن فعاليتها براي يك زندگي بهتر و متعالي است. بهره وري عبارت است به دست آوردن  حداكثر سود ممكن از نيروي كار، توان، استعداد و مهارت نيروي انساني، زمين، ماشين، پول، تجهيزات زمان، مكان و ... به منظور  ارتقاء رفاه جامعه، به گونه اي كه افزايش آن به عنوان يك ضرورت، در جهت ارتقاء سطح زندگي انسانها و ساختن اجتماعي همواره مدنظر صاحبنظران سياست، مديريت و اقتصاد قرار دارد.

3- تاريخچه بهره وري

بهره وري براي اولين بار در سال 1766 ميلادي توسط كوتيرني مطرح شد و در سال 1883 ليتر LITTRE بهره وري را قدرت و توانايي توليد كردن بيان كرد و در سال 1900 ار لي بهره وري را ارتباط اين بازده و وسايل به كار رفته براي توليد اين بازده عنوان كرد.

4- اهميت بهره وري

در عصر حاضر بهره وري را يك روش، يك مفهوم و يك نگرشي در باره كار و زندگي مي نامند و در واقع به آن به شكل يك فرهنگ و يك جهان بيني مي نگرند، بهره وري در همه شئونات، كار و زندگي فردي، اجتماعي مي تواند دخيل باشد و يك شاخص تعيين كننده درآمد سرانه هر كشور است و براي افزايش بهره وري ملي هر كشور بايد درآمد سرانه آن كشور افزايش يابد.

5- عوامل مؤثر بر افزايش بهره وري نيروي انساني

در تعيين عوامل مؤثر بر بهره وري نظرات متفاوتي وجود دارد و هر يك از دانشمندان و صاحبنظران عواملي را به عنوان عامل مؤثر مشخص كرده اند و به طور اجمال عواملي چون آموزش شغلي مستمر مديران و كاركنان، ارتقاء انگيزش ميان كاركنان براي كار بهتر و بيشتر، ايجاد زمينه هاي مناسب بطور ابتكار و خلاقيت مديران و كاركنان، برقراري نظام مناسب پرداخت مبتني بر عملكرد و برقراري نظام تنبيه و تشويق، وجدان كاري و انضباط اجتماعي تحول در سيستم و روشها كه نقش حساس و كليدي دارند، تقويت حاكميت و تسلط سياستهاي سازمان بر امور، صرفه جوئي به عنوان وظيفه ملي در بهره وري مؤثر مي باشد.

ولي تمام مؤلفان اين رشته تقريباً در اين باب اتفاق نظر دارند كه براي افزايش سطح بهره وري تنها يك علت خاصي را نمي توان ارائه نمود بلكه عنوان مي كنند كه ارتقاء بهره وري را بايد معلول تركيبي از عوامل گوناگون دانست.

 رفتار مطلوب و كردار درست رهبران و مديران: مسئوليت خطير مديريت و رهبري بايد به افرادي سپرده شود كه ضمن برخورداري از ويژگيهاي شخصيتي خاص، شيوه هاي رهبري و مديريت مناسب را به كار گيرند و از نظر اخلاقي نيز الگو باشند.

    فراهم كردن شرايط لازم پيشرفتهاي شغلي براي همه افراد

    دوره هاي آموزش ضمن خدمت و آموزش كاركنان: بايد دوره هاي آموزش ضمن خدمت و آموزش كاركنان را به عنوان يك امر حياتي و مستمر و مداوم تلقي كرد، زيرا تنها از طريق آموزش مي توان تلاشهاي كاركنان را با امكانات موجود و پيشرفتهاي علمي جديد هماهنگ كرد.

    بايد كليه وظايف و دستورالعملها و مقررات و قوانين براي كاركنان واضح و روشن باشد و هيچ جاي ابهامي براي آنها وجود نداشته باشد.

    دادن اختيارات كافي به كاركنان، تا آنها در انجام كارهاي خود احساس مسئوليت بيشتري كنند.

    در زمان استخدام سعي شود افراد كارآمد و متخصص جذب شوند جهت انتخاب آنها اجراي آزمونهاي شفاهي و كتبي ضرورت دارد.

    سعي شود تا كاركنان را در تصميم گيري ها و تدوين اهداف و برنامه ها مشاركت داد. نتيجه اين عمل باعث خواهد شد كه كاركنان در اجراي فعاليتها احساس مسئوليت كنند و در دستيابي به اهداف سازماني تلاش بيشتري بروز دهند.

    كيفيت بالاي زندگي كاري: مفهوم كيفيت زندگي كاري بيانگر اهميت احترام قائل شدن براي مردم در محيط هاي كاريشان است. به طور خلاصه مي توان گفت: مواردي كه در بالا بردن كيفيت زندگي كاري تآثير گذار مي با شد به شرح ذيل است :

        پرداخت مناسب و عادلانه بر انجام خوب يك كار

        وضعيت كاري سالم و ايمن

        امكان يادگيري و استفاده از مهارتهاي جديد

        ايجاد انسجام اجتماعي در سازمان

        آماده كردن امكانات رشد و پيشرفت و ترقي براي كاركنان

        حفظ حقوق فردي

        تعادل در تقسيم زمان كاري و زمان بيكاري مجاز

        ايجاد غرور كاري و سازماني

    بايد از برنامه هاي گردشي شغلي، غناي شغلي و توسعه شغلي در جهت افزايش توان و مهارت كاركنان  و همچنين جهت افزايش اعتماد به نفس كاركنان استفاده نمود.

    برقراري نظام مناسب پرداخت مبتني بر عملكرد و برقراري نظام تنبيه و تشويق

    تحول در سيستم و روشها كه نقش حساس و كليدي دارند

    وجدان كاري و انضباط اجتماعي كه عاملي خود كنترلي است.

    بهبود و ارتقاي بهره وري مستلزم كوشش و تلاش برنامه ريزي شده همه جانبه از سوي افراد و مسئولين ذيربط است كه خود نيازمند بهبود شرايط كار و تغييرمحركه ها  و روشهاي انگيزشي كاركنان، بهبود نظامها ، قوانين، بخشنامه ها، دستورالعملها روشها، فناوري و غيره مي شود.

 6- مهمترين عوامل مؤثر در كاهش بهره وري

مهمترين و عمده ترين عامل كاهش بهره وري منابع انساني نامتوازن بودن درآمد و هزينه ا ست  كه مهمترين عامل در انگيزش منابع انساني است. پس از آن مهمترين عوامل مؤثر در كاهش بهره وري در داخل يك سازمان به شرح زير است:

    وجود تبعيض بين كاركنان (ناشي از ضعف مديريت)

    ناامني شغلي

    موفق نبودن و بي ميلي بر برنامه ريزي هاي ميان مدت يا بلندمدت (ضعف مديريت)

    مساعد نبودن محيط كاري مناسب

    عدم توجه به نيازهاي واجب كاركنان

    كنترل نكردن (بي ثباتي در برنامه هاي كنترلي)

    ناهماهنگي رشته تحصيلي و شغلي

    استفاده نكردن از تخصص ها در مشاغل مربوط (ضعف مديريت)

    بي برنامگي مديريت

    فقدان كارآموزي (ضعف مديريت)

    ناهماهنگي استعدادهاي فردي و شغلي (ضعف مديريت)

    بي كفايتي سرپرست

    بي علاقگي به كار فعلي و انتقال پي در پي نيروي انساني

    تورم نيروي انساني

تقريباً‌ تمامي عوامل كاهش بهره وري نيروي انساني به ضعف مديريت ارتباط دارد. در اين ميان بايد رابطه فرد با سازمان ارتباطي متقابل و دوطرفه باشد. مديريت موفق كسي است كه محيط فرهنگي سازمان خود را كه عاملي بسيار مؤثر در رفتارهاي كاركنان است عميقاً بشناسد و درك كند و آن را در جهت اجراي برنامه هاي سازمان بكار گيرد. حقوق و مزاياي افراد بايد بر اساس ماهيت شغل، تخصص، تجارب و عملكرد افراد در برابر تغييرات و برنامه ها معين شود. اگر عملكرد افراد به دقت ارزيابي نشود و مطابق شايستگي به آنان امتياز داده نشود يا به تعبير ديگر افراد شايسته از امتيازات بيشتر در سازمان برخوردار نشوند در آن سازمان به تدريج فرهنگ كم كاري بوجود مي آيد.

پايين بودن حقوق و دستمزد در ايران در قياس با شاخص هزينه زندگي در سالهاي اخير موجب كم كاري و يافتن شغل هاي دوم و سوم شده است كه نهايتاً موجب خسته تر شدن نيروي كار، كاهش بازدهي و بروز مشكلات روحي و رواني براي نيروي كار در خانواده هاي آنها شده است و نتيجتاً بر روي بهره وري نيروي كار تأثيري منفي گذاشته است.

اگر نتوانيم نيازهاي رفاهي و معيشتي نيروي كار، نظام شايسته سالاري عدالت و انصاف را بر اساس يك نظام جامع ارزيابي عملكرد در سازمانها عملي سازيم به افزايش بهره وري اميدي نمي توان داشت.

7- شرايط لازم براي بهبود بهره وري نيروي انساني در سازمانها

سه  عامل كليدي در موفقيت سازمان ارتباط، تعهد، تداوم هستند.

6-1- ارتباط

برنامه بهبود بهره وري شما نيازمند به حمايتي است كه در ارتباط صادقانه و تمام و كمال و همراه با اطمينان بين شما و كارمندانتان بين شما و مديرتان و بين شما و مشتريانتان  – يعني مردمي كه مصرف كننده كالا و يا استفاده كننده از خدماتي هستند كه واحد شما ارائه مي دهد – وجود دارد.

6-1-1- ارتباط با كارمندان

با كارمندان خود رو راست باشيد و قبل از پخش شايعات به اين ابهامات پاسخ دهيد. هنگامي كه برنامه در حال اجرا مي باشد بازخور را بطور مثبت و سازنده به واحد خود ارائه دهيد. در ارتباط با موقعيت سازمان، اطلاعات كارمندانتان را بهنگام سازيد. نه تنها سؤالات آنها را پاسخ گوييد بلكه نظرات آنان را نيز پذيرا باشيد و فرصت ابراز نظر به كاركنان داده شود و در خلال  انجام كار آنها را تشويق كنيد تا باز خور و نظرات نو ارائه نمايند و در باره مسائل و نيازهاي خود صحبت كنند. هميشه مدير را در جريان پيشرفت برنامه قرار دهيد. نيازهاي سازمان را تشريح كنيد – در برخورد با مسائل با توجه به راه حلهاي ارائه شده آماده باشيد. افزايش توان كار را مطرح و در هنگام نياز همكاري كنيد.

6-2- تعهد

براي موفقيت در يك برنامه بهبود بهره وري، شما همچنين به تعهد شخصي و قلبي افراد درگير در برنامه خود نيازمند هستيد. ابتدا حسن تعهد خود را بيازماييد. بايد قلباً باور داشته باشيد كه برنامه شما جامه عمل خواهد پوشيد. شما و كارمندانتان انسانهاي درستي براي انجام اين كار هستيد و اينكه اين برنامه و موفقيت آن براي سازمان شما ضروري و حياتي مي باشد. تعهد را در ميان اعضاي گروه از طريق هدفگذاري ؛ طرحريزي ايجاد كنيد و تداوم ببخشيد. وظايف مناسب افراد را بطور ماهرانه به عهده آنان واگذار نماييد. كار را به كساني  ارجاع نماييد كه از عهده انجام آن كار برآيند. پيوسته اهميت برنامه را در كل و وظيفه هر يك را به طور فردي يادآور شويد. تعهد هنگامي خود را نشان خواهد داد كه گروه بر يك بحران فايق آيد و اين امر فقط بر اثر پيش بيني هاي انجام شده ممكن مي باشد.

از طرف ديگر هيچ چيز مانند شاهد بر باد رفتن زحمات خويش بودن در مقابله با يك مشكل پيش بيني نشده باعث كشتن تعهد نمي شود. سؤال كنيد كه كجاي كار اشتباه است؟ از كجا بايد مي دانستيم كه چنين اتفاقي روي خواهد داد؟ چگونه مي توانيم از آن جلوگيري كنيم؟ و ... در طول مدت انجام كار، خود را الگويي جهت دقت و عملكرد كارمندان خود - آنگونه كه از آنها توقع داريد – قرار دهيد. وقتي كه تعهد خود را در عمل نشان داديد، آخرين آثار بدبيني نيز در ميان افراد شما از بين خواهد رفت.

6-3- تداوم

بهبود بهره وري يك اتفاق نيست بلكه مستلزم داشتن راه و روش خاصي است. بسياري از سازمانها مشاوراني از خارج استخدام مي كنند، برنامه هاي كامپيوتري آماده و گرانبها خريداري مي نمايند، تمام موفقيتهاي اوليه را با هياهوي بسيار اعلام مي كنند و اين در واقع براي بدست فراموشي سپردن برنامه قبلي بهنگام شروع يك برنامه جديد است. در نتيجه انتظار بر اين است كه از اين به بعد مدت قابل توجهي را صرف نظارت بر پيشرفت برنامه نماييد. بر اجراي كار، وقوف كامل داشته باشيد، در هنگام بروز مشكلات، نيروها را جهت دهي كنيد و وقتي كه توان افرادتان به سستي مي گرايد به آنها نيروي تازه بدهيد. از شكستهاي خود درس بگيريد و هر يك از موفقيتهاي خود را تبديل به يك روش علمي و استاندارد نمائيد.

نويسنده : استادزاده، مريم
سال انتشار : 1387

منبع:


1. طاهري، شهنام، بهره وري و تجزيه و تحليل آن در سازمانها

2. باقريان، محمد، تصميم گيري حكيمانه رويكردي جديد به الگوسازي در مديريت

3. جمعي از اساتيد مديريت – نظام اداري و نقش آن در بهره وري ملي

4. امامي ميبدي، علي، اصول اندازه گيري كارايي و بهره وري

 

نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:27  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

گفت دانايي که گرگي خيره سر

هست پنهان در نهاد هر بشر

لاجرم جاري است پيکاري سترگ

روز و شب مابين اين انسان و گرگ

زور بازو چاره ي اين گرگ نيست

صاحب انديشه داند چاره چيست

اي بسا انسان رنجور پريش

 سخت پيچيده گلوي گرگ خويش

وي بسا زور آفرين مرد دلير

هست در چنگال گرگ خود اسير

هر که گرگش را دراندازد به خاک

رفته رفته مي شود انسان پاک

وانکه از گرگش خورد هردم شکست

گرچه انسان مينمايد گرگ هست

وانکه با گرگش مدارا مي کند

خلق و خوي گرگ پيدا مي کند

در جواني جان گرگت را بگير

واي اگر اين گرگ گردد با تو پير

روز پيري گر تو باشي همچو شير

ناتواني در مصاف گرگ پير

مردمان گر يکدگر را مي درند

گرگ هاشان رهنما و رهبرند

اينکه انسان هست اينسان دردمند

گرگها فرمانروايي مي کنند

وان ستمکاران که با هم محرمند

گرگهاشان آشنايان همند

گرگها همراه و انسانها غريب

با که بايد گفت اين حال عجيب؟

        "فریدون مشیری"

 

نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:1  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

مقدمه

توسعه درلغت نامه دهخدا به معني فراخ وفراخ كردن آمده است. اصطلاح توسعه به صورت فراگير پس ازجنگ جهاني دوم مطرح شد. "توسعه به معنی گسترش،شکوفایی،بسط و رشد است ازدیدگاه اجتماعی و فرهنگی رشدی هماهنگ و موزون در همه ابعاد مادی ، روانی و معنوی است که در جریان آن شکوفایی همه جانبه انسانی مطمع نظر با شد و آرما نهای انسانی اخلاقی بسط یابند و حیات معنوی شکوفایی پذیرد." توسعه وضعیتی آرمانی است که کشورهای مختلف برای دستیابی به آن کوشش فراوانی می کنند و هد ف اصلی سیاستها،برنامه ریزی ها وسرمایه گذاری های خود را نیل به توسعه ی همه جانبه و پایدارعنوان میکنند ، شهرها امروزه با مسایل و چالش‌های پیچیده‌ ای مواجه هستند توسعه ی اقتصادی ، اجتما عی ، فرهنگی و سیاسی مهم ترین مساله فرا روی بشر عصر حاضر است . توسعه یک پدیده ی مقطعی و زودگذر  نیست بلکه یک روند منظم ، چند بعدی ، مستمر وطولانی است که نقطه ی آغاز و پایانی دارد، آنچه در خلال تجربه مدیریت بر شهرها در صده اخیر به وجود آمده است، یک نکته اساسی را در پی دارد؛ اینکه زمانی شهر می‌تواند به سمت توسعه پایدار حرکت کند و برنامه‌های مدیران شهری به مرحله اجرا درآید که در مدیریت امور شهر مردم مشارکت فعال داشته باشند. شهرستان لنده باهمه جاذبه ها وتوانمندي هايي كه در زمينه گسترش وتوسعه ي صنعت گردشگري ،كشاورزي،دامداري ، جنگل ، شاید تا حدودی سدسازي و توليد انرژي دارد ، يكي از ده ها شهر توسعه نيافته كشورمان به شمار مي آيد.

مفهوم توسعه

توسعه به فراگردی گفته می شود که در چارچوب آن جامعه از وضعیتی نامطلوب به سوی وضعی مطلوب متحول می شود. این فراگرد تمامی نهادهای جامعه را دربرمی گیرد و ماهیت آن اساسا این است که توان و ظرفیت بالقوه جامعه به صورت بالفعل درمی آید. به عبارت دیگر در فرایند توسعه، استعدادهای سازماندهی جامعه از هر جهت بارور و شکوفا می شود؛ چه از نظر اقتصادی و چه از نظری اجتماعی، فرهنگی و سیاسی . توسعه را می توان مجموعه ای از فعالیتها برای هدایت در جهت ایجاد شرایط مطلوب زندگی براساس نظام ارزشی موردپذیرش جامعه تعریف کرد، به تعبیری می توان توسعه را طیفی از تغییرات به هم پیوسته، در جهت تامین نیازهای رو به گسترش جامعه دانست ، توسعه سیری برای تحکیم روابط اجتماعی و پرورانیدن استعدادها، استفاده بهینه از مواهب طبیعی و امکان رشد همه اقشار جامعه است و به زمان و مکان خاصی تعلق ندارد، و میدان آزمایشی است برای هر جامعه ای که خواهان این پدیده است.  سیر تکاملی توسعه نسبت به شرایط و امکانات متفاوت کشورها، متعدد است. برنامه ریزی مناسب و تصمیم گیریهای حساب شده نقش مؤثری در تسریع امر توسعه ایفا می کند. بسیاری از کشورها سیر اجتماعی توسعه و برخی از آنها نیز، توسعه فرهنگی را ملاک عمل قرار می دهند. در حالی که توسعه قبل از هر چیز، مجموعه ای قانونمند است که قابل تفکیک و تغییر نمی باشد ، بنابراین در امر توسعه، تحول فرهنگی ضروری است؛ یعنی فرهنگ جامعه باید متحول گردد و این یک قانون کلی است، از سویی، توسعه عوامل مختلفی دارد که باید از سوی نیروهای خاص سیاسی و اجتماعی مورد حمایت قرار گیرد و نیز با طرح چارچوبی ایدئولوژیکی و عقیدتی به توسعه مادی و معنوی جامعه، عینیت بخشیده شود .

دیدگاه مقام معظم رهبری درباره توسعه و پیشرفت تعالی

هدف از تعریف شفاف و ضابطه‌ مند از مدل پیشرفت، ایجاد یک باور همگانی در میان نخبگان و عامه مردم درخصوص ضرورت تعیین الگوی صحیح توسعه است. غربی ها در تبلیغات خود اینگونه القاء کرده اند که توسعه و پیشرفت مساوی با غربی شدن است و متأسفانه برخی از کارگزاران و نخبگان کشور نیز مدل پیشرفت را صرفاً یک مدل غربی می دانند که این مسئله‌ای غلط و خطرناک است ، شکستن این طلسم را یک وظیفه مهم است. به طور قاطع می‌گویم الگوی غرب برای توسعه یک الگوی ناموفق است زیرا با وجود دستیابی کشورهای غربی به ثروت و قدرت، ارزشهای انسانی و معنویت در این جوامع از بین رفته‌اند. تنظیم الگوی پیشرفت کشور براساس الگوی اسلامی –ایرانی یک مسئله حیاتی است اگر این الگوی اسلامی – ایرانی درمرحله عمل به اجرا گذاشته شود،قطعاً به الگوی مورد استفاده کشورهای دیگرتبدیل خواهد شد .دلیل به نتیجه نرسیدن مدل توسعه غربی درنظام اسلامی ماهیت متفاوت مبانی دیدگاه اسلام وغرب نسبت به پیشرفت وجایگاه انسان دراین پیشرفت میباشد، در دیدگاه غرب، پیشرفت مادی و محور آن سود مادی است بنابراین در چنین دیدگاهی اخلاق و معنویت می تواند قربانی پیشرفت شود. در دیدگاه اسلام پیشرفت مادی هدف نیست بلکه وسیله‌ای برای رشد و تعالی انسان است ،در جهان بینی اسلام، ثروت، قدرت و علم، وسیله رشد انسان و زمینه ساز برقراری عدالت، حکومت حق، روابط انسانی در جامعه و دنیای آباد هستند در عین حال اسلام از زوایه اجتماعی وظیفه انسان را مدیریت دنیا و استفاده از استعدادهای فراوان طبیعی برای آبادانی دنیا  می داند. الگوی پیشرفت مبتنی بر معنویت، را مدل مطلوب توسعه است تقویت اعتماد به نفس ملی و همت، مجاهدت و اتحاد در کشور زمینه ساز رسیدن به اهداف والاست .

توسعه فرهنگی

توسعه فرهنگی به معنای ایجاد تحول و خلق ارزشها، روابط اخلاقی و هنجارهای مناسب است که برای ارضای نیازهای آدمی زمینه های لازم را در قالب اجتماع فراهم می کند. در مورد نقش فرهنگ در ارتباط با توسعه، برخی صاحب نظران با اهمیت دادن به نقش فرهنگ در توسعه فرهنگ را مجموعه ای از آراء و عقاید می دانند که ویژگیهای ذیل را در خود دارد:

1 - مورد قبول و پذیرش اکثریت مردم است

2 - پذیرش آن جنبه اقناعی دارد، لیکن نیازمند بحث و استدلال نیست

3 - ایجاد یا شکل گیری آن نیازمند زمان است

از این منظر توسعه فرهنگی، به معنای پویایی و رشد فرهنگی است. فرهنگ توسعه یافته دارای ویژگی های خاص خود است که روند توسعه را تسریع می بخشد و از این حیث، توجه صاحبنظران را به خود جلب کرده است.

توسعه اجتماعی

مفهوم توسعه اجتماعي بسيار جامع است و ايده ها و اهداف گسترده اي را دنبال ميكند ، توسعه اجتماعي بيانگر پديده بهزيستي كليه افراد جامعه است و بهزيستي كمي و قابل اندازه گيري نيست. بعضي از شاخص هاي كمّي وجود دارند كه تا حدي بهزيستي جامعه را نشان ميدهند ،  بعضي از شاخص های كيفي نیز وجود دارند که قابليت تبديل به شاخص های كمّي را دارند.
توسعه اجتماعي يكي از ابعاد اصلي پروسه توسعه و بيانگر كيفيت سيستم اجتماعي در راستاي دستيابي به عدالت اجتماعي، ايجاد يكپارچگي و انسجام اجتماعي و افزايش كيفيت زندگي و ارتقاء كيفيت انسانها مي باشد. هر چه نرخ مشاركت مردم در فعاليتهاي اجتماعي و سياسي مانند انتخابات رياست جمهوري، انتخابات مجلس شوراي اسلامي، انتخابات مجلس خبرگان رهبري، انتخابات شوراها، ‌عضويت در احزاب سياسي و صنفي، و ساير فعاليتهاي اجتماعي  بيشتر باشد كشور به لحاظ اجتماعي توسعه يافته تر تلقي ميگردد.

تعریف سازمان جهانی یونسکو از توسعه فرهنگی و لزوم هماهنگی آن با توسعه اجتماعی

سازمان جهانی یونسکو نیز توسعه فرهنگی را چنین تعریف نموده است: " توسعه وپیشرفت زندگی فرهنگی یک جامعه با هدف تحقق ارزشهای فرهنگی، به صورتی است که با وضعیت کلی توسعه اقتصادی و اجتماعی هماهنگ شده باشد."

ابعاد و شاخص های توسعه فرهنگی -اجتماعی

"توسعه فرهنگی" از دو واژه توسعه و فرهنگ تشکیل شده است که با همراهی یکدیگر، ابعاد مختلفی را در جامعه تحت پوشش قرار می دهند. باورهای مذهبی و دینی، یکی از ابعاد مهم فرهنگی است که کارکرد آن در تسریع روند توسعه مؤثر است. "دین" اهرمی قوی است که از تضییع حقوق محرومان و خودکامگی و زیاده طلبی افزون خواهان جلوگیری می کند. در دین دستورالعمل فرهنگی خاصی اعمال شده است که موجب حفظ حقوق انسانی و اجرای بایدها و نبایدهای اخلاقی و ارزشی می شود.  ارزشها و هنجارهای جامعه زاییده باورهای مذهبی مردم است که این نگرش در مفهوم "فرهنگ" نهفته است ، " امیل دورکهام"  و دیگر اندیشمندان غربی باورها و ارزشهای مذهبی را در شکل گیری انسجام اجتماعی و توسعه فرهنگی تأثیرگذار می دانند. مستندات و تجربیات تاریخی نیز نشان می دهد تحولات فرهنگی از ارزشها و باورهای دینی تأثیرپذیر است و باورهای دینی در کنار سایر ابعاد توسعه فرهنگی، موجبات توسعه فرهنگی در جوامع را فراهم می آورد. برنامه ریزی آموزشی و ارتباطات جمعی و تکنولوژی و فناوری از ابعاد فرهنگی دیگری محسوب می گردند که در تسریع و تصحیح روند توسعه فرهنگی تأثیر خواهند داشت . توسعه فرهنگی در دو بعد ایستایی و پویای مطرح است :

  • در بعد ایستایی، توسعه فرهنگی عبارت است از توزیع عادلانه ی امکانات و فرصت های فرهنگی برای تمام شهروندان .
  • در بعد پویایی ، معطوف به ایجاد تغییر و تحول در عناصر فرهنگ به منظور انطباق آن با شرایط زمانی و مکانی و در نتیجه پاسخ گو به نیازهای زمانه است.

در بُعد توسعه اجتماعي عدالت اجتماعي بيش از ساير عامل‌‌ها مورد توجه انديشمندان مسلمان قرار گرفته است. اين امر نشان از آن دارد كه توزيع عادلانه امكانات و فرصت‌هاي حاصل از پيشرفت و توسعه كشور از نگاه انديشمندان در بين توده مردم يكي از عامل‌‌هاي مهم دستيابي به توسعه واقعي به شمار مي‌رود و تحقق عدالت اجتماعي در توزيع برون ‌دادهاي توسعه در فقرزدايي در جوامع اسلامي نقش مهمي خواهد داشت ، در بعد توسعه اجتماعي توجه به ترويج فرهنگ كار و كوشش توسط انديشمندان مسلمان و مطرح شدن كار به مثابه ارزش بيانگر آن است كه این اندیشمندان كم‌ كاري و بي‌توجهي به تلاش و كوشش در اين دنيا را از سوي پاره‌اي از مسلمانان تعلیم فرهنگي اشتباهی می‌دانند. آنان بر كار هر چه بيشتر در اين دنيا به عنوان تعلیمی ديني در اسلام بسیار تأكيد کرده‌اند.

شاخص های توسعه فرهنگی اجتماعی

مهم ترین شاخص های توسعه فرهنگی را به ترتیب زیر میباشد : 1- عقل گرایی و اهمیت دادن به نقش عقل  2- نگاه مثبت به دنیا و امور دنیوی  3-  رویکرد تعاملی با دیگر فرهنگ ها  4-  باور به آزادی بیان

برخی دیگر از شاخص های توسعه فرهنگی شامل:1-  میزان گسترش كمّی و كیفی آموزش و پرورش 2 - آموزش عالی  3 - میزان ایجاد فضای مناسب برای پژوهش و آفرینندگی فرهنگی 4 - میزان توانایی در شكوفاسازی استعداد انسان‌ها  5 – قانون‌ پذیری و نظم و انضباط .

شاخص های توسعه اجتماعی شامل سه نوع می می شود : 1 –شاخص های کمی 2 –شاخص های کیفی 3 –شاخص های منفی

عمده ترين شاخص هاي كمي توسعه اجتماعي عبارتند از : 1- سطح زندگي 2- سطح بهره وري  3 - نرخ رشد جمعيت   4 –نرخ بار تكفل 5- اميد به زندگي در بدو تولد 6 – نرخ باسوادي 7 – نرخ مرگ ومير كودكان 8 - توزيع درآمد 9-مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي 10- نرخ پوشش انواع بيمه 11- منابع اجتماعي توليد كالا يا خدمت و نوآوري وخلاقيت.
عمده ترين شاخص هاي كيفي توسعه اجتماعي عبارتنداز : 1- آزادي انتخاب يك جامعه 2- آرمان هاي نوين سازي3 - خواست سياسي 4- عزت نفس جامعه  5- ثبات و امنيت .

عمده ترين شاخص هاي منفي توسعه اجتماعي عبارتند از : 1- تورم 2- سوء تغذيه   3- هزينه هاي اجتماعي توليد كالا ياخدمات 4- وجود انواع دوگانگي 5- نرخ بالاي معلوليت .

چالش های توسعه فرهنگی اجتماعی

برای آنکه بتوانیم به تحلیل سیستم مدیریت فرهنگ بپردازیم، ابتدا لازم است که وضع موجود و چالش های آن را بشناسیم؛ تا پس از آن نسبت به رفع اشکالات آن و نیل به وضع مطلوب موفق شویم ، لذا بر اساس بررسی های علمی کتابخانه ای انجام شده، چالش های اصلی فراروی مدیریت فرهنگ در کشور ، استان ها و شهرستان ها احصاء گردیده، که به طور خلاصه در ادامه ذکر می شود :

۱- ضرورت تدوین و ابلاغ مؤلفه ها و شاخص های فرهنگی : هیچ سندی در دسترس مدیران فرهنگی استان ها وجود ندارد که همه ابعاد، مؤلفه ها، اجزاء، عناصر و شاخص های فرهنگ در آن به طور عملیاتی و یک جا تدوین شده باشد، تا مدیر بتواند بر اساس آن برنامه ریزی نماید ، لذا بدیهی است موضوعی که ابعاد و حدود و ثغور آن برای برنامه ریزی مشخص نباشد، نمی تواند قابل برنامه ریزی صحیح باشد .

2 - ضرورت وجود جایگاه تلفیقی برای برنامه های فرهنگی استان و شهرستان : مدیریت فرهنگ استان، نقشی در تلفیق برنامه های دستگاه های فرهنگی در استان و شهرستان ندارد. بدیهی است با چنین وضعی هر دستگاهی به صورت جزیره ای و بر اساس تشخیص خود؛ و نه بر اساس نیازهای واقعی و اولویت دار استان و شهرستان برنامه خود را مصوّب و اجرا می کند و استان نقشی در مدیریت آنها ندارد. لذا از یک طرف بر اساس قوانین، استاندار و نماینده ولی فقیه پاسخگوی وضعیت فرهنگی و اجتماعی استان هستند. خلاصه اینکه اختیارات استاندار و نماینده ولی فقیه می بایست متناسب با پاسخگویی هایشان در حوزه فرهنگ باشد ، لذا باید بین برنامه ریزی های شهرستانی، استانی و کشوری هماهنگی و هم گرایی ایجاد نمود .

3 - عدم تجمیع همه توانمندی های استان : اگر همه سرمایه ها و اعتبارات دستگاه های فرهنگی استان را یک جا ملاحظه نماییم، به برآورد عددی بسیار زیادی خواهیم رسید، که سرمایه ای در خور توجّه برای فرهنگ استان است. لیکن بدلیل عدم وجود یک نظام برنامه ریزی واحد و نظارت جامع فرهنگی (مدیریت جامع فرهنگی) می توان گفت که بسیاری از آنها کم ثمر گردیده و فاقد کارآیی و اثربخشی مناسب است، که وضعیت فرهنگی جامعه خود بیانگر این واقعیت تلخ می باشد . لذا علی رغم وجود امکانات و منابع بسیار زیاد در حوزه فرهنگ، بهره برداری مناسب و کارآمد از این سرمایه های ارزشمند انسانی و مادی صورت نمی پذیرد؛ که از جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود :

الف - اعتبارات همه دستگاه های فرهنگی استان   ب - منابع انسانی همه دستگاه های فرهنگی استان   ج - امکانات سرمایه ای همه دستگاه های فرهنگی استان .

4- کمبود ثبات مدیریتی در حوزه فرهنگ : علیرغم اینکه مقوله فرهنگ موضوعی است با زمان پاسخگویی طولانی در تغییرات آن، و یا به عبارتی ضریب پاسخ زمانی فرهنگ زیاد است لیکن هم اکنون شاهد تغییرات سریع و متعدّد در حوزه مدیریتی فرهنگ در سطح کشور و استان ها و شهرستان ها هستیم. که امکان خلّاقیت، ابتکار و برنامه ریزی را از سیستم مدیریت جامع فرهنگ صلب می نماید ، لذا باید چاره ای اندیشید تا ثبات بیشتری در حوزه مدیران فرهنگی ایجاد گردد.

5 - کمبود هماهنگی، هم گرایی و هم افزایی بین دستگاه های فرهنگی : 1 -کمبود انسجام و هماهنگی بین دستگاه های فرهنگی استان ها و شهرستان ها  2 - عدم هم افزایی بین دستگاه های فرهنگی استان ها  3- کمبود کارآیی و اثربخشی دستگاه های فرهنگی استان ها .

چالش های فرهنگی در شوراها و شهرداری ها : مطالعات نشان می دهد که شوراهای پایه و فرا دستی در مدت حدود 10 سال با توجه به  آسیب‌شناسی‌های تئوریک و تجربی سال به سال موفق‌تر چالش ها را مدیریت نموده‌اند و به دنبال برون رفت از آنها در افق های دوردست بوده‌اند و به طور نسبی با موفقیت عمل نموده‌اند. هر چند شوراها با مسایل فراوانی روبرو هستند که تحقیق در مورد آنها نیازمند پژوهشی گسترده و فراگیر است در این اینجا دو چالش عمده پیش روی شوراها و شهرداری شامل:

1 - چالش های فرهنگی 2 - چالش های اجتماعی

چالش های فرهنگی شوراها و شهرداری ها : مقوله فرهنگ تا کنون به صورت ملی یک بار تعریف اساسی و اصولی در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از آن نشده است. نبود این تعریف و آموزش که در اینگونه موارد نه تنها در سطح مردم بلکه مسئولان و به ویژه نظام شورایی از سرعت فعالیت‌های اصولی کاسته و بر فعالیت‌های جزیی و ناپایدار افزوده است به استناد کتاب فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو نوشته استاد علامه محمد تقی جعفری، فرهنگ عبارت است از: "کیفیت یا شیوه بایسته و یا شایسته برای آن دسته فعالیت‌های حیات مادی و معنوی انسان‌ها که مستند به طرز تعقل سلیم و احساسات تصعید شده انسان در حیات معقول تکاملی باشد." بنابراین، شوراها در بخش توسعه فرهنگی باید با استفاده از کارگروه‌های تخصصی از دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه کمک بگیرند تا بتوانند امور فرهنگی حال و آینده جامعه را مطابق چشم‌انداز 20 ساله رقم زده و فعالیت‌هایشان بر تعالی فرهنگی جامعه خویش متمرکز شود.

چالش های اجتماعی شوراها و شهرداری ها : توسعه اجتماعی به معنای اخص کلمه یعنی تکوین و تحکیم اجتماع جامعه‏ای که هویت بخش و بنیاد اصلی مشارکت جمعی عام مردم و توسعه متوازن و پایدار را تشکیل می‏دهد، هنوز آن‏طوری که باید مورد نظر اندیشمندان و به‏ تبع آن مورد توجه مسئولان و برنامه‏ریزان کشور قرار نگرفته است. در سند چشم‏انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران مصوب 1382 و در قانون برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران توسعه اجتماعی به معنای عام تحت عناوین توسعه سلامت و تأمین اجتماعی، وجدان کاری و ... با اهداف و سیاست‏های بسیار متنوع مطرح شده است. با اینکه برخی از شاخص‏های توسعه به معنای اخص کلمه نظیر هویت و وحدت ملی، سرمایه اجتماعی، وفاق اجتماعی و ... مورد توجه واقع شده ولی شاخص‏ها و سیاست‏های تعیین‏شده بسیار متنوع و گسترده و فاقد چارچوب مفهومی منسجم‏اند، امروز توسعة با حفظ هویت، اصلی‏ترین مسئله هریک از جوامع در حال گذار از جمله جامعه امروزی ایران است. اجتماع ملی یا جامعه‏ای به عنوان اجتماع اجتماعات و نماد وحدت ملی منبع و مولد اصلی سرمایه اجتماعی جدید بین گروهی و به تبع آن تکوین و تحکیم پیوندهای بین اذهانی (اشخاص) یا وفاق نمادین و پیوندهای بین اعیانی (واحدهای اجتماعی) یا انسجام بین گروهی است .

با توجه به بافت فرهنگی متنوع و رسوخ روحیات عشیره ای در رفتار سیاسی ایرانیان؛ احتمال هویتی کردن نابرابری اجتماعی افزایش می یابد ، هر تغییری که اجرای آرمانهای فرهنگی را با مشکل مواجه سازد، چالشگری فرهنگی را شروع می کند. عدم توجه به نيروي انساني متخصص و مود نياز در اين حوزه قطعاً برنامه هاي توسعه را ناكارآمر خواهد نمود،زيرا تخصيص هر ميزان بودجه و سياستگذاري بدون توجه به نيروي انساني كه فعاليت هاي توليد وتوزيع وساماندهي محصولات فرهنگي وهنري را به منصه ظهور مي رسانند،نمي توان اهداف توسعه را محقق ساخت. عدم توجه به  ارائه الگوی توسعه، نتیجه ای جز تشتت اجتماعی و از دست رفتن انسجام درونی جامعه بدنبال نخواهد داشت.

تشدید احساسات و عواطف طایفه ای ، سبب می شود تا همبستگی اجتماعی میان اعضاء طوایف به شدت تضعیف گردد وفضای دوستی، صمیمیت وهمدلی را به نزاع،تفرقه،کشمکش، اتلاف وقت ، فرصتها وهدررفتن وتخریب سرمایه ونیروی انسانی تبدیل نماید ، دراداره ی ادارات ، سازما نها و تنظیم روابط اجتماعی و سیاسی ، ملاحظات خا نوادگی و طایفه ای نقش مهمی ایفا    می کند . ازدواج و سوگواری دو رسم مهم میباشد که مخارج فراوانی نيزدرپی دارند، در یک دوره ی زمانی دوازده ساله بطور متوسط هر خانوار جمعاً سه مراسم سوگواری و جشن عروسی برگزار می کند.. درنتیجه انگیزه و امکان پس انداز و تشکیل سرمایه که لازمه ی پیشرفت ، توسعه وبهبود شرایط زندگی می باشد از بین می رود.

یکی ازعوامل موثر در توسعه ، نیروی انسا نی کارآمد ، متخصص ، خلاق ، بانشاط ، سالم وبرخوردار ازآگا هیهای لازم است اما سخن ازتوسعه بدون توجه به توسعه ی نیروی انسانی شعاری بیهوده و بی پایه است .

فقر : يكي دیگر از ويژگي هاي بارز شهرستان: فقر به ويژه در مناطق روستايي  پيامدهاي گوناگوني دارد و بصورت غيرمستقيم بستر وزمينه ي بسياري ازكج رويها ، بزه كاريها ، ناسازگاريها و نظام گسيختگيها ي اجتماعي و سياسي را فراهم مي سازد. فقر آثار گوناگوني دارد : ياس و نوميدي ، سرخوردگي ، احساس حقارت ،بي تفاوتي ، بدبيني ، بي اعتمادي ، احساس بي عدالتي ونابرابري ، ناامني ، ناسازگاري ، نظام گسيختگي ، انتقام وعقده گشايي ، افراط گرايي و ... از جمله ي اين آثار است .

مهم‌ترین چالش اجتماعی کشور در سال‌های اخیر همانا تزلزل بنیاد خانواده به‌ویژه در سطوح شهری بوده است. جامعه سالم مجموعه‌ای از خانواده‌های سالم است و خانواده تنها یک نهاد اجتماعی صرف نیست، بلکه کانون اصلی رشد و تعالی انسان‌هاست و می‌تواند زمینه‌ساز تکامل بشر باشد. در قرآن کریم صریحا به برابری زن و مرد در کانون خانواده اشاره شده است و بر پایه اینکه زن و مرد از جان و نفس یکدیگرند؛ مودت، رحمت، لطف و آسایش را بین آن دو قرار داده است. البته هم وجود مسائل نو پدید اجتماعی و هم چالش‌های مثبت و منفی اجتماعی بعضا حکایت از ضرورت رنسانس اجتماعی دارد. اِنَّ اللّه لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهم (سوره رعد آیه 11) مسائل و معضلات خانوادگی و اجتماعی را می‌توان فهرست‌ وار چنین اولویت‌بندی کرد:

1 - تغییر نظام سنتی خانواده به سمت بی‌نظامی و نه لزوما نظام صنعتی و مدرنیته 2 - افزایش درصد طلاق‌های عینی و عاطفی و کاهش ازدواج‌های رسمی و دائم 3 - گسترش فحشا، فساد، خیانت و بیماری‌های مقاربتی حتی بین بعضی از ساکنین روستاها  4 - ناامیدی روزافزون دختران تحصیل کرده از پیدا کردن کار مناسب و ازدواج متناسب .

از عواملی که در پیدایش این زمینه‌ها موثر است، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
الف - رنگ پریدگی اخلاقی  ب - تهاجم ماهواره‌ای 

آسیب‌های اجتماعی هریک به نوبه و اندازه خود برای جامعه زیان‌بار بوده و همواره افراد اجتماع از ناهنجاری‌های اجتماعی دچار زیان‌های معنوی و مادی می‌شوند. در کشور ما براساس مناطق جغرافیایی و فرهنگی و اطلس اجتماعی بسیاری از آسیب‌های اجتماعی مشترک و بعضی از آنها اختصاصی یا بیشتر در یک منطقه از کشور هستند. مهم‌ترین آسیب‌ کشور ما اعتیاد است؛ مخصوصا در حال حاضر که الگوی مصرف از مواد مخدر سنتی به مواد مخدر صنعتی و روانگردان‌ها تغییر یافته است و جامعه را با خطرات و چالش جدی مواجه ساخته است ، اعتیاد هم خود زیان‌آور است و هم عوارض و آثار آن آسیب ‌ساز هستند. بسیاری از طلاق‌ها و سرقت‌ها ناشی از وجود اعتیاد در زندگی است .

شبکه های مجازی : همه آنچه در یک جامعه واقعی است در یک جامعه مجازی نیز رخ میدهد ، آموزش رفتارهای اجتماعی از جمله مصادیقی هست که در دنیای مجازی مورد توجه  بوده ودرهمین جهت ایجاد و رشد رسانه های اجتماعی ازجمله شبکه های اجتماعی حائز اهمیت می باشد ، ازاین رو توسعه فرهنگی واجتماعی نهاد خانواده  به عنوان فرصتهای پیش روی دولتها دراستفاده ازشبکه های اجتماعی مورد بحث قرارمیگیرد .

یکی دیگر از مهم ترین چالش هایی که وجود دارد بی تفاوتی برخی مسئولان نسبت به نخبگان و در نهایت کم رنگ بودن نقش نخبگان در توسعه شهرستان و استان جهت جبران کاستی ها است .

فرصت های توسعه فرهنگی اجتماعی

اولین مؤسسه ای که فرد را به زندگی فرهنگی و اجتماعی آشنا می سازد خانواده است ، در خانواده فرد متوجه مؤسسات فرهنگی و اجتماعی می شود . تمایلات مذهبی خانواده ، افکار و عقاید اجتماعی آن ، ایده آل های آن ، نظر آن به احزاب سیاسی و ارتباط آن با مؤسسات مختلف در تفکرات و علاقه فرد به این گونه مؤسسات تأثیر فراوان دارد ، فرد در خانه با فرهنگ جامعه آشنا می شود .

کنترل فرهنگی –اجتماعی : کنترل فرهنگی - اجتماعی و مسئولیت پذیری دو وجه فرهنگی نظام سیاسی است که بسیاری از برنامه های یک نظام سیاسی با استفاده از این عوامل، روند توسعه فرهنگی را هموار می کنند. انقلاب اسلامی اصل کنترل اجتماعی و مسئولیت پذیری را در چارچوب اندیشه دینی بر روی سه محور احیا نموده است:

1 - کنترل و مسئولیت پذیری، به صورت آگاهانه و عالمانه قوام یابد  2 - کنترل و مسئولیت پذیری، موجب اصلاحات اساسی و تحقق برنامه های توسعه ای خواهد شد  3 - کنترل و مسؤلیت پذیری، مراقبت و نظارت بر حوادث و رخدادهایی است که می تواند به انقلاب آسیب رساند .

ایثار و گذشت : تحول فرهنگی منتج از انقلاب اسلامی ایران ایثار و گذشت بود، بالاترین وجه این نگرش، جان باختن در راه ارزشها و احکام اسلامی است. احیای فلسفه شهادت در انقلاب اسلامی الگوی احیاء شده این ایثار در فرهنگ شیعه می باشد.

امر به معروف و نهی از منکر : توسعه فرهنگی نیازمند نظارت عمومی و احساس مسئولیت در قبال تحولات و اهداف متعالی اجتماعی است، انقلاب اسلامی نشان داد که پیشرفت و توسعه یافتگی در گروی جهاد و تلاش برای اجرای معروف و جهاد علیه منکر است. جامعه ای که ایمان به خدا دارد، اما در عمل عاجز و ناتوان در رویارویی با مسائل اجتماعی می باشد و از مسئولیت امر به معروف و نهی اجتماعی گریزان می باشد و این امر، مواجهه با سرنوشتی نامطلوب است. این احساس متعالی در بطن جامعه ی انقلابی از شاخصه های توسعه فرهنگی به شمار می آید که پیام انقلاب نیز در بردارنده چنین مشخصه ای است . اصولاً تحول فرهنگی منتج از انقلاب اسلامی، نقش محوری در توسعه فرهنگی داشته است و فرصتهای ارزشمندی فراهم می آورد، ملاک محوری در شکل گیری ارتباطات اجتماعی و تسهیلات لازم در تماس نیروهای اجتماعی و آموزش ویژگیهای موردنیاز ارتقای فرهنگ پویا، از قابلیتهای ایدئولوژی انقلاب اسلامی نشأت گرفت و همه نیروها و آحاد مختلف جامعه ایران را در یک حرکت هدفمند به حرکت وا داشت .

برخی از تحولات فرهنگی در انقلاب اسلامی که زمینه ساز توسعه فرهنگی به شمار می آیدعبارتند از: استقلال طلبی، آزادی خواهی، عدالت خواهی، بسیج آگاهانه مردمی و...

موانع و مشکلات را باید به متخصصان سپرد تا هر کدام از متخصصان حوزه‌ها را بشناسند، به جامعه معرفی کنند و در ادامه راهکارهای متناسب با آن بحران‌ها را نیز به خوبی بشناسند تا بتوانند از پس مصائب و مشکلاتی بربیایند . تکنولوژی مناسب برای توسعه فرهنگی جامعه چندین مزیت دارد: 1- این پدیده منجربه تقویت تکنولوژی شده  و ازهم گسیختگی فرهنگی را در جامعه کاهش داده است 2- تکنولوژی مناسب با فرهنگ موجود یک جامعه و آسایش مردم منطقه ارتباط دارد غالباً توسعه تکنولوژی مناسب با فرهنگ یک جامعه باعث رشد و آگاهی درآن فرهنگ شده، هرچه تکنولوژی و دستاورد بشری در ابعاد متوسط و کم هزینه برای یک جامعه تولید شود، تأثیرات منفی کمتری بر زندگی فرهنگی افراد جامعه می گذارد.

 درمناطق درحال توسعه من جمله ایران این جذابیت ها به صورت اماکن زیارتی،سیاحتی، فرهنگی،تاریخی و...،هنرهای دستی،فعالیت های فرهنگی (محلی،منطقه ای،ملی) و... قابل بررسی است، برگزاری جشن هاوجشنوارهای ملی ومحلی،برپایی نمایشگاه ها،سمینارها،و کنفرانس های فرهنگی،آموزش های فرهنگی مرتبط با مسائل جهانگردی بسط و اشاعه کتب و بروشورهای فرهنگی مرتبط با آداب و رسوم منطقه،آشنایی و آموزش لازم به مردم جامعه برای برخورد فرهنگی با جهانگردان، ارائه آگاهی لازم به افراد جامعه برای شناخت مناطق جهانگرد خارج از جامعه خود، آشنایی با روحیات و فرهنگ های استان های دیگر و... همگی از موارد لازم وملزوم بسط توسعه فرهنگی درجامعه ازطریق جهانگردی است که در صورت اجرای کامل از فرصت های بسیار مناسبی برای توسعه می باشد. ویزگیها ی اخلاقی و روحیاتی مانند : وقت شناسی ، کارآمدی ، کوشندگی ، انضبا ط ،   شرافت در کار، خلا قیت ، تفکر و تصمیم گیری عقلا یی ، حس تعاون وهمکاری ، به خود متکی بودن ، داشتن قوه ی ابتکار،علاقه به تشکیل سرمایه، اعتماد به نفس و ایمان به توانایی تسلط بر طبیعت و نیاز به کسب موفقیت،درافراد،شرایطی را بوجود مي آورد که به توسعه ی جامعه می انجامدوپایه های نوسازی وپیشرفت جامعه میشود . افزایش تنوع کلاها و خدمات ، ایجاد فرصت های متنوع و متناسب شغلی برای فارغ التحصیلان رشته های مختلف تحصیلی و تنوع بخشهای مطمئن برای سرمایه گذاری افرادی که به بخشی از درآمد خود نیاز ندارند از فرصت های دیگر توسعه اجتماعی می باشد .

نقش مدیریت شهری در توسعه فرهنگ شهر نشینی : بايد توجه داشت مديريت شهري ابزاري است که به وسيله آن مي توان توسعه پايدار فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي را به وجود آورد. در چنين فرايندي مديريت شهري به خصوص شهرداري ها، مي توانند به عنوان کارگزاران محلي به بهبود مناسبات اجتماعي شهروندان کمک کنند. از نظر فرهنگي شهر خوب و مطلوب علاوه بر مديريت شهري کارآمد نيازمند شهرونداني آگاه و آشنا به حقوق وظايف شهروندي است. بنابراين مديريت شهري می تواند براي آگاه سازي عمومي و ايجاد و ارتقاي فرهنگ شهرنشيني، گسترش شهروند مداري و آموزش شهروندان در زمينه هاي مختلف، کارکرد و فعاليت فرهنگي داشته باشد. مديريت شهري در فرآيند تحول و توسعه شهري نه فقط در ابعاد اقتصادي و عمراني آن نقش و جايگاه ويژه اي دارند بلکه با تغيير و تحولات پر شتاب اجتماعي و فرهنگي و گسترش جمعيت شهرنشيني، بايد براي پاسخ گويي به مطالبات فزاينده فرهنگي و اجتماعي اسباب و تمهيدات لازم را فراهم کنند. يکي از وظايف مديران جامعه، شناخت و تقويت نقاط قوت فرهنگ آن جامعه و سعي بر گسترش آن است. از ديگر وظايف مديران، سعي در شناخت نقاط ضعف فرهنگي آن جامعه از طريق اشاعه فرهنگ هاي سازنده است. کالبد شکافي ضرورت مداخله و تاثيرگذاري مديريت شهري در امور فرهنگي و اجتماعي و چگونگي اجرايي شدن آن، از مسائل مهم است که بايد مورد تحليل و بررسي قرار گيرد. شهروندان ساکن شهر از مديريت شهري و شهرداري ها فقط رسيدگي به وضعيت عمراني، کالبدي و اقتصادي و خدماتي شهر را انتظار ندارند، بلکه فراهم کردن زمينه حمايت اجتماعي، روابط شهروندي، ساماندهي امور اجتماعي و فرهنگي، فراهم کردن امنيت اجتماعي و رواني و نظاير اين ها را مي طلبند .

 مدیریت شهری : رشد و توسعه هر جامعه، مدیون مدیریت مدبرانه و مقتدرانه‌ای است که بتواند با اعمال مدیریت فرهنگی -اجتماعی شهر را از مرحله‌ای محدود و نامناسب، که فضای تنفس فرهنگی را تنگ کرده عبور دهد و افراد آن جامعه را به بالندگی و توسعه برساند.

پیشنهاد

برای ایجاد هم افزایی بین دستگاه های فرهنگی استان و ایجاد هم گرایی بین آنها، لازم است در استانداری ها، معاونت فرهنگی اجتماعی تشکیل و با محوریت این معاونت و با مشارکت همه ارکان اصلی فرهنگی استان، اعم از استاندار، امام جمعه استان، نماینده ولی فقیه در استان، مدیران کل دستگاه های اصلی فرهنگی و اطلاعاتی، شهرداری های اصلی استان، و …؛که درشورای راهبردی فرهنگ حضوردارند،تصمیم گیری درمورد برنامه های فرهنگی استان جمع بندی گردد.

و همچنین :

1 – مطالعه اکتشافی و زمینه یابی جهت اشراف برساختار فرهنگی -اجتماعی از نظر ابعاد، سطوح، عناصر متشکله آن از یکسو و شناخت مسایل و مشکلات آن از سوی دیگر  2 - شناسایی و تعیین عوامل اثر گذار بر تحولات فرهنگی –اجتماعی 3 – شناسایی وتعیین مؤلفه ها وشاخص ای وکاربردی درفرهنگ  4 – تهیه وتدوین موضوعات تحقیقاتی در حوزه فعالیت های فرهنگی –اجتماعی و طبقه بندی آن ها بر پایه اولویت ها، ضرورت ها، و نیازهای نظام جمهوری اسلامی ایران  5 – اجرای طرحهای پژوهشی اولویت بندی شده در راستای دستیابی به برنامه های کوتاه ، میان ،و بلندمدت توسعه فرهنگی -اجتماعی  6 – ضرورت وجود اطلس فرهنگی در استان  7 – ضرورت وجود آمایش فرهنگی استان و شهرستان ها  8 - در سطح شهرستانی کانون تفکر شوراهای اسلامی شهرستان یا مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی (کانون تفکر) شهرستان زیر نظر شورای شهر مرکز شهرستان با مجوز از وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری تاسیس و با انجام مطالعات علمی و آموزش شوراها، مردم و مسئولان در همه امور شهری با توجه خاص به فرهنگ بومی آن شهرستان ، باعث توسعه جامعه سالم بشود  9 –توجه به سند چشم انداز بیست ساله توسعه کشور در برنامه ریزی های فرهنگی استانی .

نتیجه گیری

توسعه پديده اي چند بعدي ، منظم و مستمر است و براي نيل به توسعه پايدار و متوازن  بايد" انسان " محورقرارگيرد، پس قبل از هر چيز بايد موانع توسعه را شناخت و با برنامه ريزي و سرمايه گذاري آنها را بر طرف كرد . مسايل فرهنگی و اجتماعی مقدم بر هر مساله ي ديگري و در ارتباط مستقيم با انسان هستند، توجه جدي به آنها گره گشاي توسعه قلمداد مي شود هر تغییری که اجرای آرمانهای فرهنگی را با مشکل مواجه سازد، چالشگری فرهنگی  را شروع می کند. توسعه فرهنگی -اجتماعی، راهکارهای پیشگیرانه تبدیل چالش به تهید و جایگزینی آن به یک فرصت و تحکیم اصول ارزشی فرهنگی -اجتماعی را فراهم می آورد. استراتژی فرهنگی –اجتماعی در سطح کشور ، استان و شهرستان در این وضعیت، در گروی مدیریت کارآمد فرهنگی و برنامه ریزی جامع و کامل می باشد ، توسعه فرهنگی –اجتماعی منجربه خود باوری جامعه شده است، و توانائی های بالقوه و خلاق انسان را در زمینه فرهنگی شکوفا می کند؛ و این مسئله خود در شکل گیری و هویت فرهنگی جامعه نقش مهمی را ایفا مینماید، از طرفي توسعه زماني امكان پذير خواهدبود كه در فكر و انديشه ي بشر جاي پيدا كند و نوع نگرش ، عقيده ، باور و نظام فكري و ارزشي حاكم بر جامعه مهياي انجام تغييرات باشد و آمادگي پذيرش دگرگوني را داشته باشد و احساس نياز نمايد كه تغييرات براي جامعه ضرورت دارد. بنابراين بايد نوع نگرش ، باور و ارزشهاي مربوط به كار و تلاش ، داشته هاي جامعه ، خود و محيط پيرامون تغيير پيدا كند تا مسير توسعه هموار شود ، از طرفي دیگرهم  بايد روحيات و اخلاق مناسب براي توسعه را درجامعه ايجاد كرد با برنامه ريزي،سرمايه گذاري و فرهنگ سازي بايستي بيش از هر چيز اصلاح ساختارهاي سنتي را مد نظر قرار داد و همچنین ايجاد و تقويت سرمايه ي اجتماعي در منطقه مي تواند تا حد زيادي بستر مناسب براي توسعه را فراهم سازد.

منابع:

1 -داریوش آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ

2 -محمود روح الامینی، زمینه فرهنگ شناسی

3 -گی روشه، تغییرات اجتماعی، ترجمه منصور وثوقی

4 -علی شریعتمداری، جامعه و تعلیم و تربیت

5 –علی اسدی ، توسعه بر جاده تکنولوژی می تازد

6 –علی اسدی ، جامعه شناسی توسعه  

7 - حسین قاضیان ، روشنفکران و توسعه 2، فرهنگ توسعه

8 - بهروز گرانمایه، فرهنگ و جامعه

9 - فریدون اردلان، مجموعه مقالات توسعه فرهنگی، ترجمه احمد صبوری

10 - محمد توحید فام، موانعتوسعه فرهنگی

11 –سیف الله سیف اللهی، جامعهشناسی مسائل اجتماعی.

12 - مرتضی نظری، توسعه فرهنگی درایران موانع ودشواریها

13 - محمدحسن شربتیان، تأملی برضرورت مبانی توسعه فرهنگی واهمیت آن درجامعه ایران

14 –محسن رضایی میرقائد، در افق چشم انداز  و صفي‌الله ملكي ، نگاهي به جايگاه توسعه فرهنگي در سند

15 - خليل كلانتری، مفهوم و معيارهاي توسعه اجتماعي

16 - استاد علامه محمد تقی جعفری ، فرهنگ پیرو، فرهنگ پیشرو -  و مصطفی ازکیا، و اسماعیل زیارتی، فقر، آسیب‌‌پذیری و توسعه اجتماعی با تاکید بر جامعه روستایی ایران - پرویز اجلالی، موانع توسعه اجتماعی در ایران .

منبع الکترونیکی: http://khabarlendeh.ir/note/79494/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C

نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 8:38  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 
ولادت حضرت معصومه (س) مبارک باد.
 
دختر که باشی
نفس بابایی
لوس  بابایی
عزیز در دونه بابایی
حتی اگر بهت نگه .
دستت رو میذاره روی چشماشو میگه :
این تویی که به چشمای من سوی دیدن میدی
خلاصه دختر
 یک کلام ....  

نفس باباست

دختران عزیزم نازنین زهرا و باران کوچلو روزتان مبارک باد.

 

نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 8:11  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

مطالعه انحرافات و کجروی های اجتماعی و به اصطلاح، آسیب شناسی اجتماعی (Social Pathology) عبارت است از مطالعه و شناخت ریشه بی نظمی های اجتماعی. در واقع، آسیب شناسی اجتماعی مطالعه و ریشه یابی بی نظمی ها، ناهنجاری ها و آسیب هایی نظیر بیکاری، اعتیاد، فقر، خودکشی، طلاق و...، همراه با علل و شیوه های پیش گیری و درمان آن ها و نیز مطالعه شرایط بیمارگونه و نابسامانی اجتماعی است. به عبارت دیگر، مطالعه خاستگاه اختلال ها، بی نظمی ها و نابسامانی های اجتماعی، آسیب شناسی اجتماعی است؛ زیرا اگر در جامعه ای هنجارها مراعات نشود، کجروی پدید می آید و رفتارها آسیب می بیند. یعنی، آسیب زمانی پدید می آید که از هنجارهای مقبول اجتماعی تخلفی صورت پذیرد. عدم پای بندی به هنجارهای اجتماعی موجب پیدایش آسیب اجتماعی است.

مسئله اجتماعی بسترساز آسیب اجتماعی است، مثلاً طلاق یا افزایش سن ازدواج، تجرد یا بیکاری لزوماً آسیب اجتماعی نیست، اما یک مسئله اجتماعی است. در مواردی، مددکار به زوج پیشنهاد می‌كند، طلاق بگیرد، چون یک راه نجات است. اما طلاق می‌تواند زمینه‌ساز گرفتاری های دیگر مثل فرار بچه ها از خانه، ناسازگاری اجتماعی، تکدی گری، توزیع مواد مخدر، سرقت های کودکانه و غیره باشد، اما مسئله اجتماعی و آسیب اجتماعی را باید از هم تفکیک کرد.

* اعتیاد

ایران یک هزار کیلومتر مرز مشترک با مرکز تولید مواد مخدر دارد و کانال ارتباطی افغانستان با جهان کشور ماست، هر چقدر هم که وضعیت کنترل شود، اگر حتی یک درصد از چند درصد تن مواد مخدری که ترانزیت می شود، در کشور ما رسوب کند، مصیبت به وجود می آورد. چه بخواهیم و چه نخواهیم این وضعیت وجود دارد و تنها راه فرار این است که شرایطی در کشور به وجود بیاید که خواهان مواد مخدر وجود نداشته باشد تا تقاضای آن به حداقل برسد.

* خشونت

 یکی دیگر از آسیب های اجتماعی را خشونت  است: «خشونت های خانگی و اجتماعی به فراوانی دیده می شود، مردم نسبت به هم نامهربان شده اند و تحمل و گذشتشان به حداقل رسیده است. مردم در رفت و آمدهای عادی خود نیز بی قراری می کنند و آستانه تحملشان به حداقل رسیده است. در حالی که در فرهنگ مان تعارفات عجیب و غریبی وجود دارد، در حال حاضر در خیابان ها می بینیم که هیچ اثری از این فرهنگ باقی نمانده است».

*بزهكاری

اصل به بزهکاری نیز به عنوان یک آسیب اجتماعی است: «میانگین سنی بزهکاران 25 سال است و این خیلی دردآور است. این میانگین سنی نشان دهنده این است که این بچه ها بعد از پیروزی انقلاب به دنیا آمده اند، باید به این موضوع پرداخت که چه وضعیتی به وجود آمده که نسل دوم انقلاب، چنین شرایطی یافته است؟ چرا فرار از خانه زیاد شده است؟ چرا بچه های معصوم، فرار را بر قرار ترجیح می دهند؟ در حالی که قانون اساسی کشورمان تأکید کرده که نهاد خانواده باید انسجام داشته باشد».

* وضعیت طلاق در ایران

از هر پنج ازدواج، یک طلاق ثبت می شود، چرا تجرد در جامعه افزایش یافته؟ اگرچه آدم هایی که مجرد زندگی می کنند، لزوماً آدم های فاسدی نیستند، اما باید به این نکته توجه کنیم، افرادی که به شکل مجرد زندگی می کنند جرأت و جسارت تشکیل زندگی مشترک را ندارند و این امکان آسیب را زیاد می کند».

دکتر زاهدی در بررسی این موضوع گفت:جوان نمی تواند تشکیل زندگی بدهد چون اشتغال و درآمد مناسب دارد و بیکاری منشأ بسیاری از آسیب های اجتماعی است ،حضرت علی (ع) مي فرمايند از دست بیکار، هر کاری بر می آید».

* مهاجرت و حاشیه نشینی

متأسفانه جمعیت مهاجر اغلب در حاشیه شهرها ساکن می شوند، چون نه از لحاظ اقتصادی و نه از لحاظ فرهنگی نمی توانند جذب مرکز شهرها شوند. به این خاطر انواع حلبی آبادها و حصیرآبادها در حاشیه شهرها به وجود می آید.

* خودكشی و خودسوزی

آمار خودکشی و خودسوزی در دختران اخیراً نگران کننده شده است، این سئوال قابل طرح است که چرا برای دختران خود فضایی ایجاد کنیم که دست به خودسوزی بزند و این را راه نجات خود بداند؟.

وضعیت موجود اجتماعی کشور زیبنده جامعه ما نیست چون ما نه فقیر فرهنگی هستیم، نه فقیر اقتصادی.

* شرایط كشور : دوره گذار

شرایط گذار کشور از جامعه سنتی به مدرن نیز گفت: نمی توانیم با عنوان دوره گذار نیز شرایط کشور را توجیه کنیم. در سال های 65-60 با بالاترین نرخ رشد جمعیت مواجه بودیم. الان آن جمعیت به 25-18 سالگی رسیده که دانشگاه، کار و مسکن می خواهند. تا 10 سال دیگر با انبوه فوق لیسانس و دکترای بیکار مواجه هستیم که در دانشگاه نه مهارت زندگی را یاد گرفته و نه معلومات علمی و درستی فراگرفته است و این خود بسترساز انواع آسیب های اجتماعی است. در مواجهه با بزهکاری با جوان بدبخت برخورد می شود در صورتی که باید بدانیم او علت نیست بلکه خود معلول است.

* علل و عوامل ایجاد آسیب های اجتماعی

یکی از علت های اصلی آن را مسائل اقتصادی است : «با برنامه ریزی دقیق می توان موانع اقتصادی را برطرف کرد. اما علل اجتماعی را نباید نادیده گرفت. فقدان سرمایه اجتماعی و یا تقلیل رفتن آن از علل ایجاد آسیب های اجتماعی است.

*  فقر و مشكلات معیشتی

در میان علل و عوامل پیدایش بزهكاری و ارتكاب انحرافات اجتماعی، عامل فقر و مشكلات معیشتی و اقتصادی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. عدم بضاعت مالی مكفی خانواده ها و ناتوانی در پاسخگویی به نیازهای طبیعی و ضروری مانند فراهم ساختن امكان ادامه تحصیل حتی در مقطع متوسطه، تأمین پوشاك مناسب، متنوع و متناسب با سلیقه و روحیه آنان و... زمینه ساز بروز دل زدگی، سرخوردگی، ناراحتی های روحی، دل مشغولی، افسردگی و انزواطلبی را در فرزندان فراهم می سازد.

*  بحران هویت جوانان

جوان ما بین خانواده، مدرسه و جامعه سرگردان است، خود ما بسترساز این بحران هویت هستیم، از نوجوان 16 ساله چه انتظاری داریم وقتی در این فضاهای متناقض قرار می گیرد.

* راه حل رفع آسیب های اجتماعی

آسیب های اجتماعی مثل یک زخم است که اگر آن را از جریان هوا دور نگهداریم، آلوده و عمیق‌تر می‌شود. راه‌حل رفع آسیب‌های اجتماعی را كار كردن بدون حب و بغض است: «كه نمی‌توانیم روی آسیب‌های اجتماعی سرپوش بگذاریم بلكه باید توان علمی خود را بكار بگیریم و علل آن را بشناسیم، سپس ارائه طریق كنیم».

*   راهکار ها

الف) اقدامات پیشگیرانه

در اینجا برای پیشگیری از ارتكاب عمل بزهكارانه توسط افراد به ویژه نوجوانان یا جوانان پیشنهاداتی ارائه می شود:

▪ هماهنگ كردن بخش های عمومی و خصوصی كه در زمینه پیش گیری از وقوع جرم فعالیت دارند; مانند نیروی انتظامی، كار و امور اجتماعی، آموزش و پرورش، شهرداری ها، شوراها، امور جوانان، بهزیستی و... به منظور اجرای برنامه عملی پیش گیرانه و هماهنگی بیش تر;

▪ آگاهی دادن به خانواده ها برای نظارت و كنترل بیشتر آنان بر فرزندان و گوشزد كردن میزان مجازات جرایم در صورت ارتكاب جرم توسط آنان;

▪ اتخاذ تدابیر امنیتی بیش تر توسط دولت در محل های جرم خیز و اقداماتی به منظور كمك به خانواده ها، بخصوص نوجوانان و جوانانی كه در معرض آسیب قرار دارند;

▪ اطلاع رسانی شفاف رسانه های جمعی برای تشویق جوانان درباره تسهیلات و فرصت هایی كه جامعه برای آنان قرار داده است;

▪ تجهیز پلیس برای مقابله جدّی با باندهای مخوف انواع گوناگون بزهكاری اجتماعی در جامعه;

▪ اقدامات امنیتی برای مراكز حساس تجاری، بانكی و... .

ب) راهكارهای شناسایی مشكلات نوجوان و جوانان

علاوه بر اقدامات پیش گیرانه، شناسایی راهكارهایی برای شناخت مشكلات نوجوانان و جوانان امری لازم و ضروری است. مواردی چند در این زمینه مطرح است:

▪ شناخت نیازهای روانی و كیفیت ارضای این نیازها در شادابی و نشاط فرد بسیار مؤثر است و ارضا نشدن آن و یا ارضای ناقص آن، اثرات نامطلوب بر جای گذاشته و زندگی را به كام فرد تلخ می كند و فرد را به انحراف می كشاند.

▪ توجه به مشكلات جسمانی فرد، مشكلاتی همچون اختلال در گویایی، بینایی، شنوایی، جسمانی و عقب ماندگی ذهنی.

▪ توجه به مشكلات آموزشی، مانند ناتوانی در یادگیری، ترك تحصیل، افت تحصیلی، بی توجهی به تكالیف درسی و تقلب در درس.

▪ توجه به مشكلات عاطفی، روانی، همچون افسردگی، خیال بافی، بدبینی، خودكم بینی، خودبزرگ بینی، زود رنجی، خودنمایی، ترس، اضطراب، پرخاشگری، حسادت، كم حرفی و وسواس.

▪ توجه به مشكلات اخلاقی، رفتاری همچون تماس تلفنی و نامه نگاری با جنس مخالف، معاشرت با جنس مخالف، شركت در مجالس، خود ارضایی، چشم چرانی، فرار از منزل، غیبت از مدرسه، اقدام به خودكشی، سرقت، دروغگویی، اعتیاد، ولگردی و...

ج) وظایف خانواده

خانواده ها نیز وظایفی در مقابل پیش گیری از جرم و بزهكاری فرزندان دارند كه به برخی از آن ها اشاره می گردد:

▪ دوستی با فرزند و حذف فاصله والدین با فرزندان، به گونه ای كه آنان به راحتی مشكلات و نیازهای خود را به والدین بگویند;

▪ تقویت اعتقادات فرزند، به ویژه در كودكی و نوجوانی، در كنار پای بندی عملی والدین به آموزه های دینی;

▪ ایجاد سازگاری در محیط خانه;

▪ ایجاد بستر مناسب برای احساس امنیت، آرامش، صفا و صمیمیت و درك متقابل والدین و فرزندان;

▪ تلاش در جهت تأمین نیازهای مادی و معنوی فرزندان توسط والدین;

▪ توجه به نیازهای روحی و عاطفی اطفال و نوجوانان و ایجاد فضای مطلوب و آرام در خانواده;

▪ مراقبت والدین نسبت به اعمال و رفتار فرزندان خود;

▪ برنامه ریزی مناسب برای تنظیم اوقات فراغت نوجوانان و جوانان;

▪ نظارت جدّی والدین نسبت به دوست یابی فرزندان.

د) وظایف سایر نهادها

علاوه بر خانواده، سایر نهادها از جمله مجموعه حاكمیت، آموزش و پرورش، نهاد قضایی، بهزیستی و... نیز در این زمینه وظایفی دارند كه به برخی از آن ها اشاره می گردد:

▪ تقویت ارتباط میان والدین دانش آموزان با مربیان و عدم واگذاری مسئولیت تربیت فرزندان به مدرسه یا خانواده به تنهایی;

▪ تقویت مراكز مشاوره ای مفید و كارامد در مدارس;

▪ بها دادن به مسئله ترك تحصیل و یا اخراج دانش آموزان از مدرسه و ضرورت ارتباط با خانواده های آنان;

▪ ضرورت آشنایی نیروهای نظامی و انتظامی با انحرافات اجتماعی و نحوه برخورد با آنان;

▪ اعمال مجازت های سنگین، علنی و جدی (در ملأ عام) برای باندهای فساد، اغفال و...;

▪ تقویت نظارت های اجتماعی رسمی و دولتی و نیز نظارت های مردمی و محلی از جمله امر به معروف و نهی از منكر برای پاكسازی فضای جامعه و تعدیل آزادی های اجتماعی;

▪ برنامه ریزی اصولی و صحیح برای اشتغال در جامعه، رفع بی عدالتی، و پی گیری منطقی نیازهای جوانان، تأمین امنیت و نیاز شهروندان;

▪ جلوگیری از مهاجرت های بی رویه به شهرهای بزرگ و جلوگیری از پرداختن جوانان به اشتغال های كاذب مثل كوپن فروشی، سیگار فروشی، نوارفروشی و...;

▪ ایجاد مراكز آموزشی، ورزشی، تفریحی، مشاوره ای برای گذران اوقات فراغت نوجوانان و جوانان;

▪ ایجاد تسهیلات لازم برای جوانان و نوجوانان از قبیل وام ازدواج، وام مسكن، وام اشتغال، و...;

▪ ایجاد بستر مناسب برای ایجاد بیمه همگانی، بیمه بی كاری، و برخورداری نوجوانان و جوانان از تسهیلات اجتماعی و...;

▪ فراهم كردن موقعیت ها و بسترهای لازم در جامعه تا زندانیان پس از آزادی از زندان مورد پذیرش جامعه واقع شوند و شغل آبرومندانه ای به دست آورند; در غیر این صورت، مجدداً دست به اقدامات بزهكارانه خواهند زد;

▪ از آن رو كه از جمله عوامل مؤثر در ارتكاب جرم، بی كاری و فقر می باشد، می بایست با برنامه ریزی دقیق، كه نیاز به عزم ملی دارد، نسبت به اشتغال در جامعه و ریشه كنی فقر و بی كاری اقدام لازم و بایسته صورت گیرد.

منبع:

۱ـ هدایت الله ستوده، آسیب شناسی اجتماعی، (تهران: نشر آوای نور، ۱۳۷۹)، ص ۱۴و۱۵.

2- مجموعه سخنرانی دکتر زاهدی

نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 8:0  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

1- فرزندم ! از مردم توقع کاری که انجام دادن آن برایشان دشوار است ؛ نداشته باش  که در این صورت آن هم نشین از تو متنفر می شود و آن دیگری از تو کناره گیری میکند و در نتیجه تنها و بی مونس می مانی و چون تنها ماندی سر افکنده و خوار و بی مقدار میشوی.
2- از کسی عذر خواهی کن که عذر خواهی تو را بپذیرد و تو را ببخشد .
3- در انجام کارها ی خود از کسی کمک بگیر که در ازای انجام دادن آن از تو مزد میگیرد زیرا در این صورت شخص همانگونه که کار خود را انجام میدهد کار تو را انجام میدهد .
4- به آنچه از مال و روزی دنیا خداوند به تو عنایت فرموده ؛ راضی و قانع باش تا همیشه با دل خوش زندگی کنی ؛ اگر میخواهی به همه عزتهای دنیا دست یابی پس دست طمع خود را از انچه در دست مردم است قطع کن ؛ زیرا پیامبران و صدیقان فقط با قطع طمع و چشم پوشی از آنچه در دست مردم است به بالا ترین درجات و مراتب انسانی رسیدند .
5- اگر حاجت و خواسته ای داری که بر آورده نمیشود غمگین و دلتنگ مشو ؛ زیرا بر آوردن آن حاجت به دست خداوند متعال است و هر حاجت زمانی دارد که هر گاه خدای بزرگ صلاح بداند  آن زمان فرا می رسد و حاجت انسان بر آورده میشود ولیکن  همه چیز را عاجزانه از خدای بزرگ بخواه  و از او درخواست کن و انگشتان خود را به نشانه خواری و ذلت نسبت به پروردگار عالمیان به هنگام دعا کردن حرکت بده .
6- هرگاه تو به خودت ضرر رسانی ؛ بزرگترین دشمنی را در حق خود کرده ای زیرا دشمن  را نسبت به خودت کار ساز کرده ای .
7- به کسی نیکی کن که اهل و مستحق ان نیکی باشد  و برای رضای خدا .
8- اگر با مردم بیش از حد معاشرت کنی ؛ خود این عمل باعث جدائی و دوری میشود و همچنین  از مردم دوری و کناره گیری هم مکن که خوار و ذلیل می شوی .
9- اگر میخواهی خدا بر تو رحم کند بر مردم نیز رحم کن .
10- هرکس به تو بدی کرد ؛ او را به حال خود خود رها کن که هر چه تو سعی کنی به او بدی کنی ؛ نمیتوانی بیشتر از خود او ؛ به او بدی کنی ؛ زیرا او در حقیقت به خودش ظلم کرده است .
11- هرگز با افراد فاسق و گنهکار همنشینی مکن زیرا ایشان بمانند سگانند ؛ اگر تو چیزی پیدا کنی می خورند و اگر چیزی پیدا نکنند سرو صدا به راه می اندازند و تو را سرزنش می کنند .
12- فرزندم ! بسیار شیرین مباش که تو را بخورند و تلخ هم مباش که تو را دور افکنند .
در قرآن مجید سوره ای به نام لقمان میباشد که آیاتی را مختص به سخنان لقمان حکیم قرار داده اند ( بمانند آیات 12 و 13و16 الی 19 ).

منبع: تبیان

نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 7:31  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

تعلیم و تعلم از شئون الهی است و خداوند، این موهبت را به پیامبران و اولیای پاک خویش ارزانی کرده است تا مسیر هدایت را به بشر بیاموزند و چنین شد که تعلیم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرینش درآمد.

هفته بزرگداشت مقام معلم بهانه زیبایی برای قدردانی از زحمات رسولان علم و دانش و این انسان‌های شریف، موثر و به تعبیر مقام معظم رهبر انقلاب با نقش طراز اول بوده و قدرشناسی از مقام معلم یک سنت قرآنی و اسلامی و وظیفه همه آحاد جامعه و در راستای تعالی بخشیدن به تربیت فرزندان و ساختن فرد است.

معلم آموزنده راه و رسم خوب زیستن و تفکر و طراوت تربیت توحیدی است که با روشنای صبح صادق دانایی، تاریکی، ظلمت و جهل را از بین می برد.

اینجانب ضمن گرامیداشت یاد و خاطره همه شهدای والامقام معلم، روز معلم را به این قشر فرهیخته ، استادان گرامی صمیمانه تبریک می‌گویم و توفیقات روزافزون آنها را از خداوند متعال خواستارم و امیدوارم در سایه توجهات حضرت صاحب الزمان(عج)، جامعه امروز و فردای ما همواره از برکات وجودی این عزیزان بهره مند باشد.

دوستان مهربان

 

نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 10:17  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

محبوب کردن ایمان در دل مؤمنین به این معناست که خدای تعالی ایمان را به زیوری آراسته که دل های شما را به سوی خود جذب می‌کند به طوری که دل های شما به آسانی دست از آنها برنمی‌دارد و از آن رو به سوی چیزهای دیگر نمی‌کند .

ثمرات ایمان از نگاه قرآن
قرآن که کلام خدا و وحی است ، بالغ بر 530 مورد درباره «ایمان» و دیگر مشتقات آن به گفتگو پرداخته است و این خود نشانه‌ی عظمت ایمان و اهمیّت والای آن در زندگی انسان در دنیا و آخرت می‌باشد. در ادامه به برخی از این آیات اشاره‌ای خواهیم داشت:
1- زیبا جلوه دادن ایمان در قلوب مؤمنان
این خداوند است که ما را نسبت به خودش به شکل زیبا جلوه داده و ایمان به خود را برای قلوب ما پسندیده قرار داده است:
«وَ لَکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْایمَانَ وَ زَیَّنَهُ فىِ قُلُوبِکم‏»1 «ولیکن خداوند ایمان را محبوب شما کرد و در دلهایتان زینت داد...»
«محبوب کردن ایمان در دل مؤمنین به این معناست که خدای تعالی ایمان را به زیوری آراسته که دل های شما را به سوی خود جذب می‌کند به طوری که دلهای شما به آسانی دست از آنها برنمی‌دارد و از آن رو به سوی چیزهای دیگر نمی‌کند.»2
2- رابطه ایمان و صبر در راه خدا
«یَا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوُا اصبِروُا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا.»3 «ای اهل ایمان در کار دین صبور باشید و یکدیگر را با صبر و استقامت سفارش کنید .»
«صابروا» عبارت است از اینکه جمعیتی باتفاق یکدیگر اذیت‌ها را تحمل کنند و هر یک صبر خود را به صبر دیگری تکیه دهد و در نتیجه برکاتی که در صبر است ، دست به دست هم دهد و تأثیر صبر بیشتر گردد. و هم این معنا در فرد محسوس است و هم در اجتماع ، چون باعث می‌شود که تک تک افراد نیروهای یکدیگر را به هم وصل کنند و همه نیروها یکی شود.4
این رابطه برای این است که جاده به سعادت حقیقی دنیا و آخرت خود برسد و بایستی این رابطه در تمام شئون زندگی حاکم باشد.
تفسیر نورالثقلین از تفسیر علی بن ابرهیم نقل می‌کند: «اصبروا علی المصائب، صابروا علی الفرائض و رابطوا علی الأئمۀ»5 «در برابر مشکلات و سختی ها صبر کن و بر فرایض هم دیگران را سفارش به صبر کنید و با ائمّه خودتان رابطه برقرار کنید.»
صادق (علیه‌السلام) به نقل از کتاب کافی می‌آورد: شیعه ما، حواری ما هستند و به خدا قسم ما را یاری می‌کنند، در راه ما می‌جنگند، مورد اذیت و شکنجه قرار می‌گیرند، سوزانده می‌شوند و از شهرها تبعیدی می‌شوند
3- ایمان حیات‌بخش جان‌ها
یکی از ثمرات مهم ایمان برای مؤمنان زنده کردن جان‌های آنها و دمیدن حیاتی مجّدد در قلوب آنهاست. خداوند خطاب به مؤمنان می فرماید:
«یا ایّها الدینَ آمنوُا استَجیبُوا لله و لرسوله إذا دعاکم لما یُحیِیکُم.» 6 «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هرگاه خدا و رسولش شما را به چیزی که حیات‌بخش شماست، دعوت می‌کنند ، بپذیرید.»
4- ذکر مدام الهی وظیفه‌ی مؤمنان
یک از شاخصه‌های ایمان ذکر خدا است: انسان مؤمن خدا را باید بسیار زیاد یاد کند . همین ذکر می تواند ایمان را تقویت بخشد و بر نورانیّت آن در دل مؤمن بیافزاید. از همین روست که خداوند مؤمنان را به تداوم ذکر و زیاد به یاد خدا بودن در همه‌ی احوال امر کرده و می‌فرماید:
«یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اذْکُرُواْ اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا» 7 ؛ «ای کسانی که ایمان آوردید، خدا را بسیار یاد کنید.»
از امام باقر (علیه‌السلام) روایت شده است:
«معنای ذکر در همه جا و همه حال این نیست که انسان فقط سبحان الله و الحمدلله و لا اله الالله و الله اکبر بگوید، این ذکر نیز از آن ذکر الهی است، مراد از ذکر گفتن در همه جا و همه حال این است که درباره واجبات و محرّمات خدا رعایت کنی و در رابطه با آنها کوتاهی نکنی.»8
5- ایمان و عاقبت اندیشی
انسان مؤمن، عاقبت و ژرف اندیش است و همه چیزها را با توجه به آثار و پیامدهای آن مورد لحاظ قرار می دهد. ایمان انسان را آینده بین می‌کند و باعث می شود انسان نسبت به اعمال و رفتار خویش مواظبت و مراقبت بیشتری داشته باشد. خداوند مؤمنان را مورد خطاب قرار داده و می فرماید:
«یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ لْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ» 9 «ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا بترسید و هر انسانی باید منتظر اعمالی که از پیش فرستاده باشد.»
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هرگاه خدا و رسولش شما را به چیزی که حیات‌بخش شماست، دعوت می‌کنند، بپذیرید
6- ایمان و نصرت الهی
قرآن مجید یکی از شاخصه‌های ایمان را نصرت و یاری خدا معرفی می‌کند: «یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ کُونُواْ أَنصَارَ اللَّهِ» «ای کسانی که ایمان خدا آوردید، یاور خدا باشید.»
در اینجا منظور از یاری خدا، یاری کردن دین خدا و پیامبرش است چرا که در ادامه آیه خداوند به گفته‌ی پیامبر خویش حضرت عیسی(علیه‌السلام) استشهاد می کند که خطاب به حواریّون فرمود: «من انصاری الی الله» از اینرو کمک خداوند در حقیقت کمک به پیامبری است که از سوی او به منظور ابلاغ پیام الهی فرستاده شده است و هرگونه کمک پروردگار به معنای تلاش در جهت استقرار دین او و سوق دادن مردم به سمت آیین یکتاپرستی است.
در این جا ذکر روایتی بی مناسبت نیست. صاحب تفسیر اطیب البیان در ذیل همین آیه، حدیثی از امام صادق (علیه‌السلام) به نقل از کتاب کافی می‌آورد:
«شیعه ما، حواری ما هستند و به خدا قسم ما را یاری می‌کنند، در راه ما می‌جنگند، مورد اذیت و شکنجه قرار می‌گیرند، سوزانده می‌شوند و از شهرها تبعیدی می‌شوند.»
پی نوشت ها :
1.حجرات/7.
2.طباطبائی، محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1374ش، ج18، ص467.
3. همان، ج4، ص144.
4. عروسی حویزی، عبد علی بن حج1 تفسیر نورالثقلین، انتشارات اسماعیلیان، ققم، چاپ چهارم، 1415ق، ج1، ص426.
5. آل عمران/200.
6. احزاب/41.
7. مجلسی، محمد تقی، بحارالانوار، مؤسسۀ الوفا، بیروت، لبنان، 1409ق، ج93، ص154، ح17.
8. حشر/18.
9. طیب، عبدالحسینی، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات اسلام، تهران، چاپ دوم، 1378، ج12، ص622
منبع :سایت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری
نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 16:58  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

همیشه تو زندگیت جوری رفتار کن که خوشبین باشی اما خوش باور نباشی...اعتماد داشته باشی و دیدت مثبت باشه به قضایا اما خوش خیال نباشی...آدمی اگر تو زندگیش نیمه پر لیوان رو همیشه نگاه کنه هیچ وقت بازنده نیست و احساس شکست نمیکنه ، اما خوش باور بودن و خوش خیال بودن دنیایی از تفاوت هاست با خوشبین بودن . آدمی که خوشبین باشه واقعیات رو میبینه اما منفی بافی نمیکنه وسعی میکنه با دونستن واقعیت ها بهترین پایان رو یا پیش بینی کنه یا برای خودش رقم بزنه ، اما آدمی که خوش خیال هست واقعیات رو انکار میکنه ، مسایل رو اونجوری که هست نمیبینه و این میشه که تهش هر اتفاق غیرقابل پیش بینی ممکن هست شیرازه ذهنش رو بهم بریزه... خوش خیال و خوش باور نباید بود اما خوشبین صددردصد ..

نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 10:19  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 
خیلی لذت بخشه وقتی..
از غریبه ای توی خیابان چیزی میپرسی و او با لبخند و حوصله جوابت رامیدهد
وقتی مهمونات دستور غذایی رو ازت میپرسن
وقتی هدیه ات را باز میکند و چشمهایش از خوشحالی برق میزند
از خیابان که رد میشوی راننده ای که حق تقدم با اوست برایت میایستد و با خوشرویی اشاره میکند که رد شوی
وقتی دیر رسیده ای و میگوید خودش هم الان رسیده اس
وقتی کسی را میخندانی
وقت حرف زدن کلمه ای را گم میکنی و او زود حدسش میزند
عجله داری که از چهار راه رد شوی و چراغ سبز میماند
مسیرت با مسیر بعدی تاکسی یکی است
فوت کردن قاصدک
وقتی تو رو میرسونه و تا داخل خونه نشدی راه نمی افته
نسیم خنک تو تابستون
لحظه بیدار شدن از خوابی بد
پیچ آخر جاده و سوسوی چراغ های شهر
وقتی اخم کرده اما نمیتواند جلوی خنده اش را بگیرد
وقتی به جای خداحافظی میگوید....میبینمت
وقتی کسی یادش میماند که از چه چیزهایی خوشت میاید
هوای توی گل فروشی
کودکی در آغوش دیگری است اما دستانش را دراز میکند تا تو بغلش کنی
وقتی سر امتحان یهو جواب یک سوال یادت بیاد
آخر شب که همه خوابند ..آرامش و سکوت.
نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۶ساعت 12:12  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

حضور شخصیت‌های سمی در اطراف شما انرژی‌تان را می‌گیرد. اینگونه افراد می‌توانند روی اراده‌ی پیشرفت شما تأثیر منفی داشته باشند؛ به همین دلیل کارآفرینان باید بی‌نهایت در اطرافیان خود دقت کنند. سردرگمی و اضطرابی که شخصیت‌های سمی با خود به زندگی دیگران می‌آورند موانعی هستند که می‌شود از آنها اجتناب کرد. gossip.jpg شما نیز احتمالاً چنین افرادی را می‌شناسید، ممکن است کارمند یا دوستتان باشند. هرچه زودتر آنها را از زندگی خود خارج کنید بهتر است. در ادامه شما را با ۸ نوع شخصیت سمی آشنا می‌کنیم که حضورشان در زندگی شما می‌تواند موفقیت تان را تحت تأثیر قرار دهد.

 ۱- شخصیت قضاوتگر انسان‌های قضاوتگر از هر چیز و هر کسی که سر راه‌شان قرار می‌گیرد به نحوی ایراد می‌گیرند. شما ممکن است وقت بگذارید و چیزی را با جزییات کامل و دقیق برای آنها توضیح دهید، اما توضیحات شما از یک گوش آنها وارد و از گوش دیگر خارج می‌شود. این گونه افراد پیش از آنکه توضیحات شما را بشنوند نتیجه‌گیری یا بهتر بگوییم پیش‌داوری خود را کرده‌اند. شخصیت‌های قضاوتگر شنونده‌های خوبی نیستند و در ارتباط برقرار کردن با دیگران عملکرد به شدت نامناسبی دارند. از یک فرد قضاوتگر توصیه یا بازخورد خواستن، یک اتلاف وقت به تمام معنا است. 

۲- شخصیت حسود زندگی کارآفرینی می‌تواند بالا و پایین‌های بسیاری داشته باشد. داشتن کسانی که بتوانند هنگام دشواری‌ها شما را حمایت کنند از اهمیت زیادی برخوردار است. اما داشتن کسانی که هنگام پیروزی‌ها و موفقیت‌ها به شما تبریک بگوید و تشویق‌تان کند نیز به همان اندازه مهم است. شخصیت‌های حسود هیچوقت از موفقیت شما خوشحال نمی‌شوند. آنها حس می‌کنند تمام موفقیت‌ها باید فقط به خودشان برسد.

 ۳- شخصیت کنترل‌گر شخصیت‌های کنترل‌گر هیچ وقت دوست ندارند به حرف کسی گوش دهند، مجبور هم نیستند، چون به خیال خود همه چیز را بلدند و می‌دانند بهترین راه انجام هر کاری کدام است. چنین افرادی در زندگی شخصی مایه‌ی دردسر هستند، اما کار کردن با آنها در محیط کار یک کابوس تمام عیار است. یک کسب و کار موفق به اعضایی نیاز دارد که به دستورالعمل‌ها گوش دهند و به آنها عمل کنند. اگر شما هم در تیم خود از این دست افراد خودمحور و سلطه‌جو دارید ممکن است با مشکل «چند آشپز و ‌آش شور» مواجه شوید.

 ۴- شخصیت متکبر اعتماد به نفس را با غرور و تکبر اشتباه نگیرید؛ انسان‌های با اعتماد به نفس الهام‌بخش دیگران می‌شوند، در حالی که افراد متکبر و مغرور دیگران را آزار می‌دهند. کسانی که روحیه‌ی خودبزرگ‌بینی دارند احساس می‌کنند از اطرافیان خود بهتر و برتر هستند. این موضوع در رفتار زندگی شخصی می‌تواند آزار دهنده باشد، در حالی که در موقعیت حرفه‌ای می‌تواند فضای معذب کننده‌ای به وجود بیاورد. 

۵- شخصیت قربانی شخصیت‌هایی که مدام خود را قربانی شرایط جلوه می‌دهند، همیشه اشتباهات خود را توجیه می‌کنند و انگشت اتهام را به سمت دیگران نشانه می‌گیرند. این شخصیت‌ها نمونه‌ای از سمی‌ترین افرادی محسوب می‌شوند که می‌توانید در کنار خود داشته باشید. آنها هیچ‌گاه مسئولیت اشتباهات خود را به عهده نمی‌گیرند و همیشه دیگران را مقصر می‌دانند. این عادت در محیط کار باعث می‌شود دیگران نیز برای تبرئه‌ی خود از اتهام وارده، شروع به متهم کردن دیگران کنند و این روند همینطور ادامه پیدا می‌کند و به این ترتیب خیلی سریع جو عمومی محیط مسموم می‌شود. آنها را از کسب و کار خود خارج کنید تا از چنین دردسر بزرگی در امان بمانید. 

۶- شخصیت منفی باف کسانی که همیشه به جنبه‌ی منفی ماجرا نگاه می‌کنند و افکار منفی‌نگرانه دارند، بلافاصله انرژی مثبت و سازنده را از شما می‌گیرند. آنها تنها با خراب کردن روحیه‌ی تک تک اطرافیان خود احساس رضایت پیدا می‌کنند. شما هیچ وقت از دهان چنین فردی حمایت یا تشویق نخواهید شنید. شخصیت‌های منفی نگر ارزش تمام ایده‌های شما را زیر سؤال می‌برند و به جای حمایت و تمرکز روی فرصت‌ها و ظرفیت موفقیت، تمام مسیر‌های احتمالی شکست را به رختان می‌کشند. آنها هر جا که باشند، انرژی خوب محیط را از بین می‌برند. 

۷- شخصیت دروغگو هر کسی برای رسیدن به موفقیت باید اطراف خود را با انسان‌های موفقی پر کند که به آنها اعتماد داشته باشد و بتواند روی آنها حساب کند. شما نمی‌توانید به افراد دروغگو اعتماد کنید و حساب کردن روی آنها نیز امکانپذیر به نظر نمی‌رسد، چون هیچ وقت نمی‌توان گفت راست می‌گویند یا دروغ. این عدم اطمینان، به سرعت شما را فرسوده می‌کند. دروغگو‌ها را از زندگی خود حذف کنید تا مجبور نباشید مدام به این فکر کنید که به شما راست می‌گویند یا دروغ. 

۸- شخصیت سخن‌چین افراد به این دلیل پشت سر دیگران شایعه‌پراکنی می‌کنند که خودشان احساس ضعف دارند. آنها نمی‌دانند وقتی حقایق کمی پیچیده می‌شوند چطور باید حقیقت را از حدسیات جدا کرد. به این ترتیب اطلاعات غلط در اختیار دیگران قرار می‌دهند و با این کار احساسات خیلی‌ها را جریحه‌دار می‌کنند و باعث بروز دشمنی می‌شوند. حضور این دسته از افراد در کسب و کار شما می‌تواند بسیار مخرب باشد. تعداد آنها مثل سرطان به سرعت در فضای شرکت رشد می‌کند و محیطی منفی به وجود می‌آورد. اگر هر کدام از این موارد به نظرتان آشنا می‌آید احتمالاً در اطرافیان‌تان شخصیتی سمی وجود دارد. شما باید به فکر حذف آنها از معادله‌ی زندگی خود باشید. این کار به شما اجازه می‌دهد ۱۰۰ درصد تمرکز خود را روی رسیدن به اهدافتان نگه دارید؛ بدون آنکه لازم باشد حواستان به چیز دیگری منحرف شود.

 

 منبع: دیجیاتو

نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۶ساعت 7:12  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال


حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد
رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت
را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم

نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین ۱۳۹۶ساعت 0:46  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

انالله وانا اليه راجعون


استاد بزرگوار جناب آقای دکتر مهرداد شهسواریان

باكمال تأسف و تأثر درگذشت پدر گراميتان را به جناب عالی و همه بستگان داغدار تسليت عرض نموده، ضمن ابراز همدردي از خداوند متعال براي آن مرحوم غفران و رحمت الهي و براي بازماندگان صبر و شكيبايي مسألت می نمایم. ما را در غم خود شریم بدانید.

 

نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۵ساعت 11:16  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

افراد برای مواجهه با مسائل زندگی و اتخاذ تصمیم های اساسی نیازمند مهارت ها و صلاحیت های تفکر انتقادی هستند. برای اینکه فرد بتواند تصمیم مهمی در زندگی بگیرد، می بایست قدرت تجزیه و تحلیل، ارزیابی و قضاوت نسبت به شرایط زندگی خود را داشته باشد.

تفکر انتقادی به افراد در حل مسائل، تصمیم‌گیری در موقعیت های زندگی و شکل‌گیری هویت و عادتی با ثبات در شخص کمک می کند. جامعه هر چقدر پویاتر باشد، نیاز به اندیشمندان انتقادی در آن بیشتر احساس می شود.

تفکر انتقادی، از مباحثی است که فلاسفه معاصر پیگیر آن هستند و به نظر آنها می‌تواند نتایج مختلفی از جمله نتیجه فرهنگی فلسفی داشته باشد. به نظر این فلاسفه دنیای مدرن نیاز به تفکر انتقادی دارد، چون برای افرادی که در جامعه مدرن زندگی می‌کنند آرا و نظرات و مدهای مختلفی پیشنهاد می‌شود و این فرد باید از میان آنها یکی را انتخاب کرده و مورد نقد و بررسی قرار دهد و بعضی را کنار بگذارد و آنچه بهترین است را انتخاب کند، این نوع تفکر در سنت اسلامی نیز جایگاه ویژه‌ای دارد.

تاکنون تعریف های زیادی از تفکر انتقادی ارائه شده است که از میان آنها چند تعریف بنیادی تر و قابل توجه تر هستند:

1)      انیس می گوید: «تفکر انتقادی، تفکری مبتنی بر استدلال است که بر تصمیم درباره انجام کاری یا باور به چیزی تاکید می ورزد».

2)      نوریسمی گوید: «تفکر انتقادی به معنی تصمیم به قبول یا قطع یک باور است».

3)      هالپرن تفکر انتقادی را چنین تعریف می کند: «تفکری است با استفاده از راهبردها یا مهارت های شناختی، که احتمال دستیابی به بازده مطلوب را بالا می برد».

4)      تعریف الدر و پال هم چنین است: «تفکر انتقادی، توانایی پذیرش مسئولیت پیامدهای تفکر خویش است».

5)      شورای ملی توسعه تفکر انتقادی نیز این گونه تفکر را فرایندی نظامدار و عقلی می داند که طی آن، فرد به طور فعال و متبحرانه به مفهوم سازی، کاربرد، تحلیل، ترکیب و ارزشیابی اطلاعات گرد آوری شده یا تولید شده می پردازد و از طریق مشاهده، تجربه، تامل و استدلال به سمت باور و عمل پیش می رود.

هنگامی که مشغول اندیشیدن هستیم، معمولاً هدف ما فهمیدن چیزی است. می‌کوشیم تا پرسشی را پاسخ گوییم، مسئله‌ای را حل کنیم، نتیجه‌گیریی را اثبات کنیم. می‌خواهیم بدانیم علت جنگ‌های داخلی چه بود، به کدام یک از نامزدها رأی دهیم، یا چگونه به تعطیلات برویم تا به ورشکستگی‌مان نینجامد. در همه این موارد، می‌توان گفت که می‌کوشیم معرفتی کسب کنیم که از پیش نداریم. و در اغلب موارد نمی‌توانیم آن معرفت را با مشاهده مستقیم حاصل کنیم. باید قدری استدلال کنیم، دو دو تا چهار تا کنیم، استنباط کنیم، و از اطلاعات موجود نتیجه‌گیری کنیم.

 

این شیوه رویکرد به موضوعات را با صفت تحلیلی هم توصیف می‌کنند. تفکر انتقادی تفکر تحلیلی است، یعنی موضوع را می‌شکافد، اجزای آن را دانه‌دانه می‌سنجد و در ادامه شیوه ترکیب آنها را وارسی می‌کند.

تصمیم گیری,تصمیم‌گیری موفق,تصمیم های اساسی

پس ما در یک تصمیم گیری موفق، نیاز به یک تفکر خوب داریم. این تفکر تحلیلی نیازمند مهارت ها و توانایی هایی است که آنها را این گونه می توان نام برد:

  1. بازشناسی مشکل
  2. یافتن ابزارها و وسایل عملی برای برخورد با این مشکل
  3. جمع آوری و مرتب کردن اطلاعات مرتبط و مناسب
  4. شناسایی فرضیه‌ها و ارزشهای اظهار نشده
  5. تفسیر اطلاعات
  6. ارزیابی اظهارات مختلف
  7. بازشناسی وجود روابط منطقی بین قضایا
  8. اجرای آزمون, تعمیمها و نتایج

در حقیقت، افراد برای مواجهه با مسائل زندگی و اتخاذ تصمیم های اساسی نیازمند مهارت ها و صلاحیت های تفکر انتقادی هستند

برای اینکه فرد بتواند تصمیم مهمی در زندگی بگیرد، می بایست قدرت تجزیه و تحلیل، ارزیابی و قضاوت نسبت به شرایط زندگی خود را داشته باشد. داشتن توانایی و مهارت تفکر انتقادی به اشخاص اجازه می دهد تا بتوانند در زندگی، اطلاعات پیرامون خود را پردازش نمایند، بطور عینی به استدلال و استخراج نتایج از انواع متنوع اطلاعات پرداخته و بطور مۆثر، عینی و ملموس به ارزیابی مشکلات بپردازند و با وجود اطلاعات ناقص، تصمیم‌گیری معقول و مستدلی اتخاذ نمایند. در واقع، خردمند هر کاری را به فرمان خرد و اندیشه می‌کند.

بنابراین تفکر انتقادی, تفکر جوابگو (مسئول) و ماهرانه است که به قضاوت خوب افراد نسبت به خود، دیگران و جامعه در زمان حال منجر می شود.

تفکر انتقادی، تفکر اصلاح‌گراست؛ بطوری که بر کشف نقاط ضعف و اصلاح کاستی های افراد تأثیر می گذارد. بنابرین تفکر انتقادی را بایستی بعنوان یک فرایند درونی دانست که به موجب آن، وضعیت مشکل‌زای زندگی بطور نقادانه مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد و راه های برون‌رفت از مشکل، به طور خردمندانه تشخیص داده می شود.

 

منبع: تبیان،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، فلسفه و کودک، isedo

نوشته شده در  چهارشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۵ساعت 6:36  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

متن منشور حقوق شهروندی به این شرح است.

بسم‌الله الرحمن الرحیم

مقدمه
حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ‌کس نمی‌تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد. ملت ایران این حق را از طریق اصول قانون اساسی اعمال کرده؛ و به‌موجب اصول 113 و 121، مسئولیت اجرا و پاسداری از قانون اساسی را بر عهده رئیس‌جمهور نهاده است. رئیس‌جمهور که در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران بر پشتیبانی از حق، گسترش عدالت و حمایت از آزادی و کرامت انسانی افراد و حقوق ملت در قانون اساسی به خداوند سوگند یادکرده است، «منشور حقوق شهروندی» را به‌مثابه برنامه و خط‌ مشی دولت برای رعایت و پیشبرد حقوق اساسی ملت ایران اعلام می‌کند.
این منشور با هدف استیفا و ارتقای حقوق شهروندی و به‌منظور تدوین «برنامه و خط‌ مشی دولت » ، موضوع اصل 134 قانون اساسی، تنظیم شده و شامل مجموعه‌ای از حقوق شهروندی است که یا در منابع نظام حقوقی ایران شناسایی‌شده‌اند و یا دولت برای شناسایی، ایجاد، تحقق و اجرای آن‌ها از طریق اصلاح و توسعه نظام حقوقی و تدوین و پیگیری تصویب لوایح قانونی یا هرگونه تدبیر یا اقدام قانونی لازم تلاش جدی و فراگیر خود را معمول خواهد داشت. برای دستیابی به این هدف همکاری سایر قوا و نهادها و مشارکت مردم، تشکل‌ها، اتحادیه‌های صنفی، سازمان‌های مردم‌نهاد و بخش خصوصی ضروری است.
 مواد مختلف این منشور باید در هماهنگی و سازگاری با یکدیگر و در چارچوب نظام حقوقی موجود تفسیر و اجرا شود و نباید موجب کاهش حقوق شهروندان ایرانی و حقوق اتباع سایرکشورها که در قوانین و یا تعهدات بین‌المللی کشور شناسایی‌شده است، گردد.
 
الف- حق حیات، سلامت و کیفیت زندگی
 ماده 1- شهروندان از حق حیات برخوردارند. این حق را نمی‌توان از آن‌ها سلب کرد مگر به‌موجب قانون.
ماده 2- شهروندان از حق زندگی شایسته و لوازم آن همچون آب بهداشتی، غذای مناسب، ارتقای سلامت، بهداشت محیط، درمان مناسب، دسترسی به دارو، تجهیزات، کالاها و خدمات پزشکی، درمانی و بهداشتی منطبق با معیارهای دانش روزو استانداردهای ملّی، شرایط محیط زیستی سالم و مطلوب برای ادامه زندگی برخوردارند.
ماده 3- حق زنان است که از برنامه‌ها و تسهیلات بهداشتی و درمانی مناسب و آموزش و مشاوره‌های مناسب برای تأمین سلامت جسمی و روانی در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی در مراحل مختلف زندگی به‌خصوص دوران بارداری، زایمان، پس از زایمان و در شرایط بیماری، فقر یا معلولیت، برخوردار باشند.
ماده 4- حق کودکان است که صرف‌نظر از جنسیت به‌طور خاص از هرگونه تبعیض، آزار و بهره‌کشی مصون و از حمایت‌های اجتماعی متناسب ازجمله در حوزه سلامت، مراقبت در مقابل بیماری‌های روحی، روانی و جسمانی و خدمات بهداشتی و درمانی برخوردار باشند.
ماده 5- حقتوان‌خواهان (شهروندان دارای معلولیت) و سالمندان نیازمند است که از امکانات درمانی و توان‌بخشی برای بهبودی و یا توانمند شدن در جهت زندگی مستقل و مشارکت در جنبه‌های زندگی بهره‌مند شوند.
ماده 6- شهروندان حق دارند از محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی و دینی و تعالی معنویبرخوردار شوند. دولت همه امکانات خود را برای تأمین شرایط لازم جهت بهره‌مندی از این حق به کار می‌گیرد و بامفاسد اخلاقیازجمله دروغ، ریا، تملق، نابردباری، بی‌تفاوتی، تنفر، بی‌اعتمادی، افراط‌گری ونفاق در جامعه مبارزه می‌کند.
ب- حق کرامت و برابری انسانی
ماده 7- شهروندان از کرامت انسانی و تمامیمزایایپیش‌بینی‌شده در قوانین و مقررات به نحو یکسان بهره‌مند هستند.
ماده 8- اعمال هرگونه تبعیضناروا به‌ویژه در دسترسی شهروندان به خدمات عمومی نظیر خدمات بهداشتی و فرصت‌های شغلی و آموزشی ممنوع است.دولت باید از هرگونه تصمیم و اقدام منجر به فاصله طبقاتی و تبعیضناروا و محرومیت از حقوق شهروندی، خودداریکند.
ماده 9- حیثیت و اعتبار شهروندان مصون از تعرض است. هیچ شخص، مقام یا رسانه‌ای به‌ویژه آن‌هایی که از بودجه و امکانات عمومی استفاده می‌کنند نباید با رفتار یا بیان اهانت‌آمیز نظیر هجو و افترا، حتی از طریق نقل‌قول، به اعتبار و حیثیت دیگران لطمه وارد کند.
ماده 10- توهین،تحقیر یا ایجاد تنفر نسبت به قومیت‌ها و پیروان ادیان و مذاهب و گروه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی، ممنوع است.
ماده 11- زنان حق‌دارند در سیاست‌گذاری، قانون‌گذاری، مدیریت، اجرا و نظارت، مشارکت فعال و تأثیرگذار داشته و بر اساس موازین اسلامی از فرصت‌های اجتماعی برابر برخوردار شوند.
 
بقیه در ادامه مطالب

ادامه مطلب

نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۵ساعت 12:18  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

روز بیست و چهارم آبان ماه، آغاز هفته کتاب و کتاب خوانی است. در این هفته، با اجرای برنامه هایی که به وزش نسیم معرفت از سوی دریای کتاب و معانی ناب به سمت اندیشه همگان می انجامد، می کوشیم تا به تقویت فرهنگ مطالعه و گسترش سطح آگاهی های عمومی مدد رسانیم.

کتاب، دروازه ای به سوی جهان گسترده دانش و معرفت است و ارائه کتاب های خوب، یکی از بهترین ابزارها برای به کمال رساندن انسان هاست و کسی که در این دنیای زیبا به زندگانی می پردازد، نمی تواند با دنیای کتاب بی ارتباط باشد. پس بیاییم با گرامی داشت این هفته و نام مبارک آن، با هدیه کتاب هایی به هم نوعان خود، در پروراندن دانش و کمال سهیم باشیم.

والاترین جایگاه

کتاب، همچون خورشید، فضای زندگی را روشن می کند و به همگان نور، شور و گرما می بخشد. کتاب، مثل باران بر سرزمین دل ها می بارد و اندیشه ها و کردارها را رونق، زیبایی و طراوت می دهد. کتاب، نقشی به مانند پرندگان به آدمی دارد که او را برای اوج و بال کشیدن و پرواز آماده می سازد. در پرتو کتاب است که شکوفایی، سرسبزی و بالندگی فرهنگ دینی ما به اوج می رسد. کتاب، والاترین جایگاه را در گستره های فردی و اجتماعی داراست که بر اندیشه ها و دل ها می درخشد و پیوسته بر زندگانی نورافشانی خواهد کرد.

کتاب و تحوّل

در روزگار پیشرفت های چشم گیر بشر در عرصه های دانش و نوآوری و فرهنگ کتاب نه تنها اهمیت خود را از دست نداده، که گسترده تر و تازه تر شده و جلوه هایی پایدارتر یافته است. بی گمان آنان که گام های بلندی در پیشرفت های گوناگون برداشته اند، هرگز با کتاب و کتاب خوانی بیگانه نبوده اند. آنها مطالعه را به عنوان عنصری اصلی و ضروری در زندگی خود دانسته و آن را برای بازتاب نور، جلوه و جمال فرهنگ بر دل های همه جهانیان برای تحولی اساسی مناسب دانسته اند.

فرهنگ مطالعه

برای پیش گیری از مفسده های اخلاقی، رهایی از پوچ گرایی، بالابردن سطح تحصیلی نوجوانان و جوانان، و نیز پیشرفت وضعیت فرهنگی خانواده ها، باید آنان را به مطالعه هرچه بیشتر تشویق کنیم؛ چرا که پرورش ذهن خلاق و مبتکر دانش پژوهان و تقویت روحیه علمی و دینی نسل سوم این مرز و بوم و باز شدن افق دید آینده سازان برای مشاهده شگفتی های جهان، همه در گرو مطالعه است. بر این اساس، با توجه به اهمیتی که دین مبین اسلام و بزرگان دینی به مطالعه داده اند، برای دفاع از آرمان های دینی و فرهنگ اسلامی و جبران عقب ماندگی ها و رسیدن به خود باوری، باید فرهنگ مطالعه همگانی شود.

کتاب خانه عمومی

کتاب خانه های عمومی، در گسترش دانش و ارتقای میزان آگاهی های عمومی جامعه نقش به سزایی دارند. به تعبیری، عزم این نهاد، کمک به بالندگی و شکوفایی استعدادهای فردی، در راستای تولید اندیشه، علم و غنای فرهنگ جامعه می باشد. کتاب خانه، نهادی است که با در اختیار داشتن بخش قابل توجهی از دانش، زمینه بهره گیری مناسب از اندوخته های بشری را فراهم می آورد و با تأمین فرصت های لازم، امکان آموختن همیشگی را برای اعضای جامعه مهیّا ساخته و بر پیشرفت حیات اجتماعی می افزاید. با این توصیف، وظیفه همگان است که با استقبال از این مکان ارزشمند، بر شکوفایی استعدادهای نهفته میهن اسلامی مان بیفزایند.

نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۵ساعت 10:2  توسط حمید نیروی آغمیونی  | 

در طول دهه  1980،مفهوم سبک زندگی از طرف جامعه شناسانی که به طور کلی ساختار اجتماعی را مد نظر داشتند ،مورد توجه بیشتری قرار گرفت (به طور مثال سوبل ،1981،بوردیو،1980،اسچیز،1987)و همچنین برخی از مفسران متوجه  توانایی بالقوه مفهوم سبک زندگی در زمینه ی مطالعات فراغت شدند.کریس روجک(1985،ص73)متذکر شد که یکی از پایدارترین میراث وبر برای جامعه شناسی اوقات فراغت ،مفهوم سبک زندگی است توکراسکی به این بحث کمک شایانی کرد(1984،1985)و همچنین افرادی نظیر پیر(1985)اولت(1981)وسو(1986)گاتاس و همکاران(1986،ص3 )دستور کاری را  برای پژوهش در زمینه اوقات فراغت و سبک زندگی مطرح کردند و توجهات را به سمت جاذبه ی پیوند سبک زندگی  جلب کردند.و نیز  قالبیت  آن را  برای حل روابط بینابینی میان تجربه اوقات فراغت فردی ونظم اجتماعی بزرگتر مطرح کردند.چانی(1987)چنین نتیجه گیری کرد که اگر جامعه شناسان می خواهند در رهایی اهمیت فرهنگی اشکال مختلف فرهنگ پیشرفت کنند....ما باید برروی ساخت جهان زندگی و سبک های زندگی کار کنیم. دی لاد و رانتای (1998)تحقیق میان رشته ای درباره ی فراغت وسبک زندگی را مطرح کرده است و مورهاوس (1989،ص31)اینگونه استدلال کرد که.....مفهوم گروه منزلتی و سبک زندگی میتواند شیوه ای باشد برای تحلیل دقیق و ارزنده آکادمیک از فراغت .در اواخر دهه ی 1980 مجموعه ی معتبری از مقالات درباره ی این موضوع ،توسط کمیته 13 تحقیق انجمن بین المللی جامعه شناسی چاپ شد.(فلیپ کاو،گلیپتیز و توکارسکی،1990).

با این وجود نسبت به کاربرد مفهوم سبک زندگی مخالفت هایی وجود داشت:مقاله ای که در سال 1989 در مورد  مطالعات اوقات فراغت انتشار یافت،حاکی از این بود که رویکرد و بر نسبت به سبک زندگی چها ر چوبی را برای  توسعه مطالعات اوقات فراغت ارائه میدهد که محققان نئو مارکیست(کریتشر،1989) و فمینیست (اسکارتون و تابلوت ،1989)آن را رد کردند و جامعه شناسان (جاروی و ماگریر،1994،صص79-80)و فمنیست  های (میرینگ،1998،صص 11-14)انتقادی نیر آن  را نپذیرفته اند.

مفهوم سبک زندگی در دهه 1990

علی رغم انتقادهای صورت گرفته حمایت از مفهوم سبک زندگی تا دهه 1990 ادامه یافت. موماس(1990) این مفهوم را به آثار  وبلن وبر و زیمل مرتبط ساخت.کرتیچر دیدگاه اولیه اش را مبنی بر اینکه شماری از مفاهیم"طبقه متوسط" در مطالعات مربوط به اوقات فراغت قابل کشف است تعدیل کرد.( کرتیچر،1992 ص20) کمک های بیشماری نیز توسط مباحث پیر صورت گرفت. روجک(1997 ص 388) معتقد بود که این مفهوم از نقد برخی منتقدین فمنیست ساختاری در امان مانده بود،و مروری کامل  درباره این مفهوم در مجله"مطالعات اوقات فراغت"(ویل 1993)منتشر شد.دیویدچنی  در کتابی که کلا درباره این موضوع بود نتیجه گرفت که:

 "پدیده اجتماعی سبک زندگی ویژگی بارز توسعه مدرنیته است همچنین مفهوم  سبک های زندگی  صرفا بازنمایی اهمیت  هویت فردی نیست بلکه خود یکی از ویژگی های معرف مدرنیته است."(چینی 1996،ص 158)

مفهوم کنونی سبک زندگی

نام دو نشریه ای که سبک زندگی را بر طبق آخرین اطلاعات مطرح می کنند، در اینجا بذکر شده اند،که عبارت اند از: "اوغات فراغت در جامعه معاصر" اثر کن رابرتس (1999)و "انواع سبک زندگی جوانان در جهان در حال تغییر" از استیون میلز (2000).

رابرتس در نشریه اوقات فراغت در جامعه معاصر (1999) مجددا عدم پذیرش ابتدایی خود نسبت به تئوری های بزرگی چون مارکسیسم و فمنیسم ساختاری را مورد تاکید قرار میدهد و از دیدگاه نئولیبرال به نحوه چگونگی انتخاب نوع فراغت می پردازدمبنی براینکه در این دیدگاه  فرآیندهای بازار اکثر نیازها و خواسته های مردم را انعکاس میدهد و آنها را برآورده می کند.

در راستای جستجو برای یافتن زمینه نظری جهت تحلیل این شرایط رابرتس دو فصل را درکتابش مطرح میکند.یکی درباره "مصرف و مصرف گرایی" و دیگری درباره "سبک زندگی و هویت". رابرتس در فصل مربوط به مصرف و مصرف گرایی دیدگاه نظری ای که مصرف کنندگان را به عنوان قربانیان منفعل بازارهای عوام فریب در نظر میگیرند، رد میکند و در مقابل متذکر میشود که مصرف کنندگان انتخاب واقعی دارند و تامین کنندگان بازارهای رقابتی معاصر نیازهای افراد در زمان فراغت را مد نظر قرار میدهند. ولیکن این نکته قابل ملاحظه است که این تحلیل کاملا اقتصادی است تا جامعه شناختی. در جریان  اصلی نظریه اقتصادی ،کارآرایی و تاثیر بازار بصورت کاملا ساده انگارانه ای براساس انگیزه های فردی مصرف کننده ها بنا شده است، اگرچه این دیدگاه لزوما کاملا هم غلط نیست (براساس اصطلاح های "عقل گرایی اقتصادی" و "انسان اقتصادی") و ابعاد اجتماعی کاملا فراموش شده است.

در فصل مربوط به سبک های زندگی و هویت ها، رابرتس این دیدگاه را که پدیده سبک زندگی میتواند جایگزین طبقه اجتماعی، جنسیت وسن به عنوان مفهوم ساختاری در تحلیل فراغت شود را رد می کند. در حقیقت اغلب تحلیل های سبک فراغت دربردارنده سن، جنسیت و طبقه اجتماعی به عنوان اجزا اصلی بودند، اما به نظر میرسد رابرتس با وارد کردن این نقد ، سودمندی مفهوم سبک زندگی در مطالعه فراغت را فراموش کرده است. بحث او براساس مشاهداتش درباره مفهوم سبک زندگی شکل میگیرد که دربردارنده سوالاتی است  که آیا سبک زندگی مفهوم جدیدی است؟ آیا فراتر از طبقه اجتماعی است؟ ثبات آن چگونه است؟ و سوالهایی درباره سبک و هویت به ویژه هویت های جوانان و ارزش سبک زندگی  را در مقایسه با تجزیه و تحلیل های سنتی که سن و جنس و طبقه اجتماعی را مد نظر قرار میدهند مورد  مقایسه قرار می دهد. این موضوعات به نوبت در زیر مورد بحث قرار میگیرند.

1-آیا سبک زندگی موضوع جدیدی  است؟ رابرتس به مفسران مصرف گرایی و پست مدرنیسم که سبک زندگی را یک مقوله جدید یا پدیده جامعه در حال رشد میدانند اشاره میکند. او به درستی  خاطرنشان میکند که تاریخ بحث سبک زندگی به مباحث وبر باز میگردد و گروه هایی با سبک زندگی مشخص در زمانهای اولیه وجود داشته اند نظیر هیپی های بریتانیا در سال 1960( اگرچه اکثر افراد بین مد ها و راکرها تمایز قایل میشوند) و فلاپرها و بوهمین ها در سالهای بین دو جنگ داخلی. رابرتس حتی به سالهای عقب تر یعنی زمان فلاپرها (ویرینگ 1996)برمیگردد و به لاریکنزها اشاره میکند و شکی به وجود گروههای مشابه در سالهای قبل ندارد.ولی در حقیقت، موضوع سبک  زندگی به خاطر مفید و با ارزش بودنش  ایده جدیدی  نیست.اگرچه ممکن است سبک زندگی به مقولات مصرف گرایی و پست مدرنیسم مرتبط باشد یا پدیده های دیگری مانند نمادها، طرح ها را نیز در بر گیرد اما اینها موضوعات جدیدی نیستند، هرچند  برای  تحلیل جامعه معاصر موثر و با ارزش هستند.

2-درون طبقه ای- یا میان طبقه ای: رابرتس به پژوهشی اشاره میکند که در آن سبک زندگی  گروه ها قابل تشخیص هستند. ولیکن صرفا در داخل طبقات اجتماعی سنتی و گروه های طبقه ی بالا و متوسط(صص210-3؛13-210) بنابراین درحالی که وجود پدیده سبک زندگی را مسلم فرض میکند به این نتیجه میرسد که این پدیده محدود شده است به افراد ثروتمند و تحصیل کرده که دارای منابع اقتصادی و فرهنگی جهت راحت بودن خود هستند .ولی آیا گروه های سبک زندگی کاملا درون طبقاتی هستند ، یا اکثرا آنها درون طبقاتی یا اینکه تاحد زیادی میان طبقاتی   هستند به صورت یک سوال تجربی مطرح است . و  همچنین  اینکه آیا گروه های سبک زندگی به جنسیت یا سن مربوط میشود یا نه  نیز یک سوال تجربی دیگر است. مطالعات آکادمیک اندکی منابع لازم را جهت تحقیق تجربی دقیق درباره تمام بخش  های اجتماع در اختیار دارند  تا بنوانند  به این موضوعات بپردازند. برخی از تحقیق های مربوط به بازارهای تجاری و کارهای سرشماری این کار را کرده اند (رجوع کنید به ویل، 1993،ص237)ولیکن حتی  این مطالعات هم درخصوص اطلاعاتی که میتوانستند جمع اوری کنند و سبک تحلیلی که میتوانستند به کار ببرند محدودیت داشتند. بطور کلی -  والبته نه کاملا- آنها تمایل داشتند اینگونه عنوان کنند که گروه های سبک زندگی درون طبقاتی هستند.بنابراین  این عقیده که گروه های سبک زندگی شامل طبقه، جنسیت یا سن باشند عقیده سبک زندگی را از درجه اعتبار ساقط نمیکند.

3- بی ثباتی: رابرتس معتقد است که در شرایط پست مدرن که ویژگی اصلی آن  تغیرات سریع در محیط فرهنگی است، مبنایی  که مردم بر اساس آن   سبک زندگی  خود را می سازند پایدار نیست و بنابراین چنین سبک های زندگی خودشان هم متزلزل هستند.او این را به عنوان یک تهدید یا احتمالا نمایش تباهی فراغت میداند اما  شرایط مطلوب و یا رشد تزلزل در زندگی های مردم به خود مفهوم زندگی مرتبط نمیشود. اگر زندگی بطور چشم گیری در حال تزلزل و بی ثباتی است و اگر رویکرد های خاص تحلیل زندگی با این ویژگی هماهنگ هستند این موضوع را اثبات میکنند که سبک زندگی یک ابزار تحلیلی موثر در زمان حاضر است. همچنین این مسئله قابل بحث است که توجه کنیم که عدم ثبات پدیده جدیدی نیست که دانشمندان علوم اجتماعی ناگهان  با آن روبرو شده اند بلکه از زمانی که انقلاب صنعتی در غرب رخ داد برخی پدیده ها موجب عدم ثبات شده اند که خود جز هنجارها هستند از جمله شهرنشینی،صنعتی شدن،افت و خیز اقتصادی، تغیرات تکنولوژیک، جنگ هایی که بین اغلب نسل ها تجربه شد و تغییرات در ارزش های فرهنگی. در یک سطح تغییر در سطح فردی است که نتیجه عواملی نظیر حرکت درمیان مراحل چرخه زندگی،تغیرات شغلی، تغیرات افراد شریک و تغیر محل زندگی است. همه ی اینها میتوانند موجب تغییراتی در سبک زندگی به شکل های گوناگون شوند بنابراین این حقیقت که ما با مفهومی مواجه هستیم که خودش مدام در حال تغیر است یک مزیت است تا ضعف. میلز(2000،ص 157)نیز از مطالعات خود درباره جوانان بریتانیا این نتیجه را گرفته است:

   "چون سبک های زندگی موجب هویت های پایداری نمیشوند کاری که  سایر گونه های حمایت های اجتماعی در گذشته انجام دادند بدین معنا نیست که سبک های زندگی تاثیر اصولی بر ساخت هویت دارد.تغیرات اجتماعی به گونه ای است  که به موجب آن نقش و ماهیت هویت وبه تبع افراد جوان تغییر کرده اند. جوانان از طریق سبک زندگی خود مشخص می سازند که آنها دقیقا که هستند. چرا که سبک زندگی انعطاف پذیری موردنیازشان را در اختیار میگذارد. این حقیقت که سبک های زندگی فعالیت های ناپایدارهستند،به آنها کمک می کند  تا با عدم ثبات ناشی از تغییرات اجتماعی مواجه شوند."

4-سبک:رابرتس به تحقیق بریتانیایی اشاره میکند در آن نشان داده شده که اغلب خریداران خودشان را به عنوان کسانی که خریدهایشان بر اساس سبک  زندگی اشان صورت می گیرد در نظر نمی گیرند. بلکه خریدهایشان بر اساس هزینه و ارزش کاربردی است.بنابراین نمی شود گفت که آنها سبک زندگی شان را از طریق فعالیت های مصرفی شان می سازند.مطالعات قبلی آمریکا از شکل چیدمان اتاق نشیمن بیانگر این است که مردم سبک قابل تشخیص و مشخصی را برای مبلمان و دکور خانه اشان استفاده می کنند. اینکه تا چه حد این سبک بر اساس حس زیبایی شناختی انتخاب شده یا نه(اگاهانه یا نا اگاهانه)سئوال تجربی دیگری است که قطعا ارزش تحقیق را دارد.

5-هویت:رابرتس می گوید که مردم به ویژه جوانان اگاهانه با گروههای سبک زندگی همذات پنداری نمی کنند.او به پژوهشی اشاره می کند که در آن مردم اصرار می کنند که آنها فقط افراد معمولی هستند و خودشان را متعلق به گروههای مشخصی نمی دانند.سئوال مربوط به هویت گروهی جالب و پیچیده است؛برخی مدل های سبک زندگی مثل آنهایی که بر اساس تحقیق روانشناختی بازار انجام شده ؛بستگی به تمیز گداشتن  آگاهانه افراد  با گروه سبک زندگی اشان نمی شود؛بلکه بر اساس اطلاعات مردم شناختی،اقتصادی،مصرف و نگرش عضویت تعیین می شود.اگر تحقیق درباره ی هویت گروهی فقط متکی به واکنش های تک جوابی در سئوالهای پیمایش باشد ما باید برتری  طبقه متوسط را بپذیریم.در حقیقت گروه بندی های طبقات اجتماعی عموما بر اساس مقولات شغلی صورت می پذیرد.بنابراین سئوالهای بی پاسخ درباره ی هویت گروه ها موضوعی برای انجام تحقیقات بیشتر در مورد سبک زندگی است و دلیلی برای نپذیرفتن این مفهوم نیست. موضوع هویت جوانان در زیر بیشتر  مورد بحث قرار می گیرد.

6-نقش اوقات فراغت:رابرتس در بخشی از شرح خویش به دنبال رد ادعایی است که فراغت می تواند منبع اصلی هویت فرد باشد. به نظر می رسد او معتقد است که مفهوم سبک زندگی به طور تلویحی به نقش فراغت اولویت می دهد. و بنابر این نتیجه می گیرد که اگر این برتری نادیده گرفته شود ارزش مفهوم سبک زندگی هم پایین می آید.ولیکن این در مورد اکثر مدلهای سبک زندگی صدق نمیکند.عملیاتی کردن تجربی  مفهوم سبک زندگی ، فراغت  را فقط  در ذیل یکی از بخشهای پدیده ای قرار می دهد  که همراه است با نگرشهای اجتماعی-اقتصادی ،جایگاه سبک زندگی، عوامل جغرافیایی ،الگوهای مصرف و شغل .بنابر این سبک زندگی جدا از برتری که به فراغت می دهد می توان  به عنوان ابزاری برای مرکزیت زدایی  از اوقات فراغت و در نظر گرفتن آن صرفا به عنوان بخشی از زندگی دانست.

 7- جوانی:رابرتس در بحث خود در باره سبک زندگی منحصرا جوانان را مد نظر قرار می دهد .خصوصا به این دلیل که سبک زندگی برای آنها اهمیت زیادی دارد.جوانان  برای طی کردن دشواری های ساختاری و  فرهنگی تغییرات اجتماعی،سبک زندگی را به کار می برند .در این مورد رابرتس بسیار متاثر از استیون میلز است کسی که بر اساس تحقیقش درباره ی مصرف، تمایلات و رفتار فراغتی جوانان نتیجه می گیرد:

  "سبک زندگی جوان نقش مهمی در زندگی جوانان بازی می کند، چرا که جوانان فعالانه  سبک زندگی را مهم می پندارند.جوانان سبک های زندگی اشان را برای هدایت تعارضهای فرهنگی-ساختاری تغییرات اجتماعی به کار می برد."

8-طبقه اجتماعی-سن و جنسیت:سرانجام رابرتس به این موضوع می پردازد که سبک زندگی به عنوان یک ابزار تحلیلی ضروری نیست .چون تحلیل سنتی تمامتبین های مورد نیاز را در اختیار می گذارد.

   "تفاوت های اصلی در رفتار فراغتی هنوز به دلیل طبقه اجتماعی ،سن و جنس هستند.نتایج حاصل از تحقیقات  مربوط به فراغت ،موثر و کاربردی  هستند.جنس و سن و جایگاه اقتصادی-اجتماعی  هنوز هم کاملا  با تفاوت های مبرم اوقات  فراغت مرتبط هستند. یعنی روشن تر از تفاوتهای موجود  میان  گروههای سبک زندگی درون طبقاتی  که در تحقیق موجود،مشخص شده اند.(رابرتس،ص212)"

احتمالا این مهمترین دیدگاه رابرتس است چون این جمله نه فقط نتیجه گیری او درباره ارزش سبک زندگی بلکه درباره چگونگی تداوم مسیر مطالعه است.این دستورالعملی است برای آنچه که رویکرد کاربردی-تجربی نامیده میشود.با ارجاع به این بن مایه  نظری ،این رویکرد  بیان کننده این مطلب است  که دانستن سن،جنس و شغل برای تمایز گذاری و تبین رفتار فراغتی آنها کافی است.اگرچه رابرتس پیشنهاد نمیکند که ما فقط بر تحلیل آماری چنین روابطی تکیه کنیم،ولیکن  رویکرد موجود ظاهرا  ما را به سمت الگوی کمی سالهای1960 و1970 می برد که در آن تبین همراه بود با تبین آماری.چنین رویکرد تبینی اگر با اطلاعات آماری همراه شود، میتواند برای برخی اهداف بسیار مفید باشد.مثلا پیش بینی سطح مشارکت در فعالیتهای گروه بر اساس جنس و سن و ترکیب طبقه اجتماعی گروه میتواند هم برای سیاست اجتماعی و هم بازاریابی تجاری مفید باشد.اما همانطور که در ضمیمه مشخص شده است از منظر جامعه شناختی اعتماد به چنین مدلهایی موارد تبین نشده بیشماری را باقی میگذارد.

در مثال ضمیمه ، گوناگونی در سطح  مشارکت در  یک فعالیت ،برای گروههای سنی / جنسی متفاوت ، به  احتمال زیاد قابل پیشبینی خواهد بود. ولیکن داخل هر گروه سنی / جنسی، مدل تفاوت بین  x درصد که مشارکت میکنند  و (1000x)درصد که مشارکت نمیکنند را تبین نمیکند.

بدون در نظر گرفتن آمارها ،همه ما افرادی را که دارای خصایص اقتصادی-اجتماعی یکسان  هستند ولی  در  الگوهای  رفتارهای فراغتی متفاوت هستند را می شناسیم  .این موضوع چگونه توضیح داده میشود؟مشکل نظری رویکرد عملی  تجربی این است که در خصوص الگوهای متفاوت رفتاری درون گروهی تبینی ارائه نمیدهد.تحلیل سبک زندگی ممکن است با پیگیری الگوهای درونی گروههای طبقاتی ، جنسی و سنی  و یا بوسیله نمایش خوشه ای تفاوتهای اجتماعی،جمعیت شناختی و متغییرهای رفتاری چنین تبیینی را هم ارائه دهد. ادبیات رو به رشدی وجود دارد که نگرشهای نظری را درباره فرایند شکل گیری سبک زندگی ارائه میدهد.

سبک زندگی و فرهنگ

در مرور مختصر تاریخچه اخیر جامعه شناسی اوقات فراغت در بریتانیا که در ابتدای این مقاله آورده شد ذکر گردید که در طول سالهای 1970 و1980  پارادایم نئومارکسیست و مطالعات فرهنگی همراه  با مرکز مطالعات فرهنگی معاصر دانشگاه بیرمنگام-مکتب بیرمنگام-پیشگام بودند. در ارتباط با این دوره ،کریس رو جک در کتاب خود "فراغت و فرهنگ" مشاهده های زیر را اینگونه بیان می کند:

   "به نظر میرسد مکتب بیرمنگام کل برنامه تحقیقی اش را در مفهوم فرهنگی پیشبینی میکند. ولیکن این فریب آمیز است .در  ادبیات مکتب بیرمنگام فرهنگ خودمختاری کمی دارد. چرا که به عنوان انعکاسی از  هژمونی درنظر گرفته میشود که بستگی به ستیز های  طبقاتی  دارد."

روجک دراینجا بر این  پاراداکس تاکید می کند که بر خلاف اهمیت این دستاورد و بر خلاف این حقیقت که این دیدگاه برگرفته از مرکز مطالعات فرهنگی معاصر است، ولیکن مکتب بیرمنگام در مطالعه اوقات فراغت بیشتر بر مفهوم طبقه تاکید  می کند تا فرهنگ.استیون میلز  نیز به چنین نقدی از مکتب بیرمنگام در ارتباط با تحقیق درباره خرده فرهنگها اشاره میکند.او مشاهده میکند روشی که توسطcccsبرای تحلیل بکار میرود جوانی را خرده فرهنگی در نظر میگیرد متزلزل،منفعل و تحت تاثیر فرهنگ غالب(یعنی موضوع کنترل هژمونیک)یا مقاومتش در مقابل آن(یعنی مقاومت دربرابر کنترل هژمونیک). بنابراین خرده فرهنگهای جوان بدوا اینگونه تحلیل می شدند که آیا منفعل هستند یا مقاومت می کنند. و اغلب این گروهها بودند که رفتار مقاومتی داشتند و مورد مطالعه قرار می گرفتند.رفتار گروهها بیش از اینکه مقاومت را شرح دهد یک موضوع مورد علاقه بود. برخی تحقیق های فمینیستی  رویکرد مشابهی را اتخاذ کرده بودند.(به طور نمونه ویرینگ ،1990)احتمالا متعاقب این تحقیقات  میلز نتیجه میگیرد که:"..... مفهوم  سبک های  زندگی جوان بسیار مفیدتر از خرده فرهنگهای جوان است"(میلز،2000،ص 7).اما در حالیکه میلز استفاده از اصطلاح سبک زندگی را به خرده فرهنگ ترجیح میدهد،واضح است که یک شکاف بین دو مفهوم وجود دارد.تحقیق دیگری در حوزه جوانان ،ضمن رد رویکرد مکتب بیرمنگام لغت فرهنگ را حفظ میکند. ولیکن از اصطلاح فرهنگهای سلیقه برای توضیف الگوهای زندگی گروه های مختلف جوانان  استفاده می کند.به نظر میرسد این پژوهشگران به دنبال واژه ای  مناسب  هستند که  مجموعه ای از ویژگی های  متغیر و مبتنی بر مصرف ،خصایص،رفتار،سلیقه و نگرشها را منعکس سازد. و  گروه هایی از مردم در جامعه مدرن را توصیف  کند.به نظر میرسد که اصطلاح سبک زندگی به طور گسترده مورد پذیرش قرار گرفته است .بنابراین در جایگزینی مفهوم  خرده فرهنگ به عنوان ساختار فرهنگ؛سبک زندگی میتواند رابطه بین مطالعات اوقات فراغت و مطالعات فرهنگی را مجددا احیا سازد.

روجک از منابع مردم شناختی و منابع مطالعات فرهنگی کلاسیک مانندHuizingeاستفاده می کند تا به ارتباط قاطع بین فرهنگ  و فعالیت فراغتی پی ببرد.او می نویسد:".....فرهنگ انسان با نیاز به کار شروع نمی شود.بلکه با زبان،رقص،خنده،تقلید کردن،اعمال سنتی و انواع گوناگونی بازی شروع شده و ادامه می یابد...."(روجک،2000،ص115).و علاوه بر آن "...... امروزه اغلب اشکال رایج فراغت را  از طریق منشور فرهنگ بهتر می توان درک کرد تا  از  طریق تحلیل طبقاتی"(روجک ،2000،ص 102)روجک به صحبت خود ادامه میدهد تا دو دیدگاه نظری را که ساختارهای مفیدی را برای کارهای بیشتر تجربی و نظری ارائه می دهد و به همپوشانی میان حوزه های  مطالعاتی اوقات فراغت،فرهنگ و سبک زندگی می پردازد، شرح دهد.

در آغاز فصل کتاب "فراغت و فرهنگ"،کریس توضیح میدهد که ایده فرهنگ حالت کارکردی دارد.با بیان نظریه مردم شناختی واثر گافمن ،لیوتارد و دیگران،به نکته ای اشاره میکند که وقتی افراد  می آموزند که نقشهای اجتماعی مناسبی را مطابق با قوانین رفتاری که که معرف آن نقشها هستند اجرا کنند،فرهنگ وضعیت ثابتی دارد.اثر گافمن و لیوتارد به الگوهای رفتاری در محیط کار مربوط است. بنابر این قواعد اجرایی که آنها تعریف  می کنند به شغلهای خاص مربوط است . بنابراین میتوانند به عنوان نیروهای ساختاری  برای آنهایی که در داخل سازمان به قدرت دسترسی دارند در نظر گرفته شود که  جهت کنترل سازمانی و به شکل گسترده تر جهت حفظ مرزهای طبقاتی و تمایزات بکار رود.در حالیکه چنین قوانین رفتاری از نظر تاریخی در زمینه فرهنگ کار رشد یافته اند ،میتوانند درمورد نقشهای اجتماعی و خانوادگی و رفتار فراغتی نیز اعمال شوند. قابل ذکر  است که گافمن اغلب از محیط های  غیر کاری برای شرح موضوعات خود استفاده کرده.همانطور که راجک میگوید:"....اصول اجرای کار وارد روابط احساسی غیر کاری و نیز فعالیت فراغتی ما میشود.....ما دقیقا همانند زمانیکه سر کارمان هستیم ، در زمان فراغتمان رفتار میکنیم.روجک بدنبال شرح جدی است که در آن قوانین رفتاری  خارج از محیط کار تا چه حد به شکل ابزار کنترل اجتماعی را تحمیل می شوند. ولیکن نتیجه میگیرد که شرایط بسیار پراکنده تر از آن هستند که اغلب محققان بیان  کرده اند ولیکن او قدم بعدی را که در اینجا ذکر  شد و به  این اشاره می کند که چنین قوانین رفتاری ممکن است درون گروههای سبک زندگی تکامل یابند، برنمیدارد. ما فقط نیاز داریم تا به پروفایل خاص گروه های جوان فکر کنیم تا بفهمیم که ترکیب سبک لباس،مدل مو،صحبت کردن،موسیقی ، رقص مورد علاقه و "نگرشهایی" که  ویژگی چنین گروههایی است  ،میتوانند به عنوان قوانین رفتاری  گروه باشند.سایر گروههای سبک زندگی شاید بسیار سیال باشند و برای مشاهده گران بیرونی قابل تشخیص نباشند ولیکن امکان دارد قوانین رفتاری برای اعضای جوان هم بطور برابر نافذ باشد.ایده مشخص  کردن قوانین اجرای بعنوان ابزار تشخیص سبک زندگی گروهها و مکانیسم هایی که بوسیله چنین گروههایی شکل میگیرند و خودشان را حفظ میکنند،بطور بالقوه زمینه  و روند سودمندی برای تحقیق است.مفهوم دیگری که روجک به آن پرداخته و به بحث ما مربوط است ایده محافظت و نگهداری است که باشاره دارد  به "آستانه تفاوت اجتماعی در روابط با دیگران مخصوصا غریبه ها"(روجک ،2000،ص129) در حالیکه چنین مکانیسم اجتماعی در چهارچوب نهادهایی نظیر قبیله ها،خانواده و قوم  شکل می گیرد، حالا آنها در فرایند شکل گیری افراد و هماهنگ شدن آنها با انواع گروه های مختلف بسط یافته اند و از نظر اجتماعی یا فرهنگی غیر عضو ها را نمی پذیرند. از این نظر مفهوم موازات یا بحث "دیگری" توسط ایتیکسون(200) مطرح شد.درحالیکه روجک درباره این موضوع  در شرایط  مدرنیته  متاخر بحث میکند اما  به نظر با موضوع شکستن ساختارهای اجتماعی پست مدرنیه و پدیده سبک زندگی نیز  مرتبط است. روجک این ایده را به ایده گروههای قبیله ای مدرن و مشاهده گران پیوند میدهد"

 مفهوم همانندی و تفاوت، ویژگی تمام گروههای اجتماعی است .توسعه گروههای اجتماعی ،پروتوکل اجتماعی کاملی می سازد که افرادی که غیر u هستند را کنار بگذارند.مطابق با شرایط روشن تاریخی و فرهنگی جزئیات فرق می کند.این  مفهوم از خودداری اجتماعی  کاملا با  این بحث پست مدرن که فرهنگ معاصر به بخش های مختلف تقسیم شده و شامل گروههایی است که فاقد انسجام اجتماعی هستند مرتبط است.

اغلب تحقیق های مربوط به سبک زندگی نمی توانند فراتر از شناسایی تجربی گروههای سبک زندگی بر اساس دیدگاه آماری  رفتار، الگوهای مصرف و ویژگیهای دموگرافیک اجتماعی بروند. آنچه که از یاد رفته یک چهارچوب نظری پویاست که به این موضوع بپردازد که چگونه چنین گروههایی ظاهر می شوند، هویت خاصی را میسازند، خودشان را حفظ میکنند و سپس برای همیشه افول میکنند.دو مفهموی که در بالا مورد بحث قرار گرفت یعنی قابلیت اجرا و حفظ و نگهداری اگرچه بطور دقیق دربردارنده چهارچوب تئوریک  نیستند ولیکن مکانیسم اجتماعی را پیشنهاد میدهند که  احتمالا بوسیله آن سبک زندگی و گروههای سبک زندگی ایجاد و حفظ شوند.

 نتیجه گیری:

 برخلاف ادبیات پژوهش گسترده  درباره این موضوع ،سبک زندگی هنوز با  یک ابزار نظری و تجربی ، فاصله دارد.سبک زندگی یک ابزار علمی در حال رشد است.در طول سی سال گذشته ایده  سبک زندگی در جریان  اصلی نظریه فراغت جامعه شناختی در حاشیه حضور داشته است . ولیکن از بین نرفته و بر اساس تحقیق بالا در حال ادامه یافتن است تا بتواند نقش مهمی را در حوزه مطالعات اوقات فراغت کسب کند. درحقیقت در مواجهه با بدیل مدلهای ساختاری از درجه اعتبار  ساقط شده.نظیر الگوهای ساختارگرایی و محدودیتهای تجربی و نظری رویکردهای تجربی-کارکردی ، مفهوم سبک زندگی به نظر یکی از معدود مسیرهای خلاق موجود است که برای رشد  آتی جامعه شناختی مطالعات اوقات فراغت باز است.

منبع:  http://leilashirmohammadi.blogfa.com/post/168

نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۵ساعت 8:19  توسط حمید نیروی آغمیونی  |